اخرین جستجو ها
محصولات جدید ادونس انشا درمورد تصویر مزرعه ی کتاب هفتم مهارت های نوشتاری ادویه گوجه سوزن دوزی مکران تیکه انداختن سر کلاس ترجمه فصل های اول تا ششم کتاب شبکه های کامپیوتری با رویکرد بالا به پایین نوشته کراس راس باز گردانی شعر انشا دهم وبلاگ هواداران شاهد کاپور نقشه نصب فتوسل با کنتاکتور برای روشنایی معابر جواب جمع آوری اطلاعات صفحه 59 علوم پایه ششم آهنگ المپیاد درون مدرسه ای بنام مهر خدا در دل من هرچه توان در تن من معنی اسم ملکا در زبان فارسی سایت نمونه تی میاندواب مردم ندارم چند مورد از شگفتیهای ک شانها اجرام آسمانی منظومه شمسی سیاره زمین find games این نبض زند بی وقفه می زند فرقی نمی کند با من، بدون من انشای صفحه 23 کتاب هشتم راهنمتی نصب گیر پراید چهله مشلول انشا ذهنی درباره گل لیست مشاغل جدید پر درآمد خدماتی در ایران پریشان حالیما اورتاق بیتالک نسخه شکلی که بیش از دو خط تقارن دارد ولی مرکز تقارنندارد وجه تسمیه روستای سطوه نمونه لایحه دفاعیه تحصیل مال مسروقه نامه ی دردسر ساز خواهم بعضی نماد طراوت فولادشهر نیگنانی دیگر سوال و جواب هفته بسیج برنامه کلاسی پیام نور کرمانشاه نیمسال اول 95 بافت تخت با نی و کاموا کاروفناوری هشتم ماموت تهران فرزندم چگونه از رتبه سختافزار خود در ویندوز 81 مطلع شویم؟ گرانول سیتوپلاسم چیست؟ یک متن عینی ذهنی چوب معنی شعربه نام انکه جان رافکرت اموخت فارسی ششم مدرس گویه باخان خلاقیت اززبان علیرضا زمانی آدم های بزرگ عراق کارگر اربیل عراق کارگر ساده سوالات پیام های آسمانی پایه هفت۴م از درس 1 تا درس12 تراس رو راست بودن بالا نشین ها سطوح مختلف گزارش کار کربن دی ا ید در هوای بازدمی علوم منحوسه انشا درس اول نگارش دهم انسانی مواد به کار رفته در پروتز چشمی فرود دودکش بخاری خواص شربت ویتام حرفم تبری در مراسم ی کنید عبارت برداشت خود از ضرب المثل برو کار می کن مگو چیست کار آداب دید و بازدید عید نوروز تزیین کتاب قران اول دبستان با رحل متن بازیافت کاغذ درمیدان تره بار در گذشت سلوک ترجمه قسمت فرانسوی اهنگ فو الاغ کتاب شاعر محمدی شاعری ادبی فنون فنون شاعری کتاب فنون کارنامه ادبی راهی بازار محمدی شاعر زمان برگزاری مسابقات دوومیدانی نوجوانان کشور ارایش الکترونی فشرده عناصر فوبیا دارم جزوه های درسی شیمی دهم عابدین علاکت ن کل بزکوهی در دفینه ی سوالات ضمن خدمت کتاب آشنایی با قرآن شهید مطهری ﺍﻭﻣﺪ جنونی گفتم روزی ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺍﻭﻣﺪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪ آهنگ دلبرم جان جان نقشه مدار فرمان کولر اسپیلت حرکت استقلال افشارزاده هلاک شدیم حاجی هلاک مدیرعامل استقلال مدارس شهرستان جم شاهد عصمت دخترانه طرح توجیهی طرح ابتکاری از تزیین مدارس متوسطه شخصی عرفان شاهدوست راز محبوبیت ماندگاری کاپیتان‌های جهان فوتبال چگونه میتوان پوست پسته را جدا کرد حل صفحه ی 23 و 24 نگارش کلاس هفتم www fahmequran ir ازمون ازمایشی فهم قران علت اختلاف امراه پسرش تایفون برق گرفتگی کارگرجوان ساروی براثر بی احتیاطی داستان یک قطره عسل کامل فارسی ششم برخی صفات خداوند که در دعا های جوشن کبیر و روز عرفه ذکرشده بدون تبلیغات ایستاده ام ایستاده ای ایستاده ایم جنگلیم تن به صندلی شدن نداده ایم نمونه طرح سالانه هنرستان کاردانش تماس تبلیغاتی از 7575 ایرانسل ایا بسته بندی حبوبات در استان کردستان جواب نیدهد حل جادوانه بهترین راه تشخیص مخلوط یکنواخت از مخلوط غیر یکنواخت معنی علامت رانندگی توقف ممنوع به انگلیسی عربی سیم کشی کلید بخاری برقی


اوف اه داغم

هنوز داغم نمیفهمم=مهران اتش  
اینم متن اهنگی که عاشقشم....       تو رفتی اما من واسم مهم نیستشاید درگیر احساس غرورمته قصه همیشه خوب میشهولی من از تمام قصه دورمتو رفتی اما من ت نشستماصا انگار نه انگار اتفاقی داره رخ میده تو زندگیه منکه از من نمیذاره چیزی باقیهنوز داغم نمیفهمم که چیزی به سرم اومدچه اشکایی که بعد از تو از این چشم ترم اومدهنوز داغم نمیفهمم چه چیزی به سرم اومدچه اشکایی که بعد از تو از این چشم ترم اومدتو رفتی اما من باور ن که یه حادثه در حال وقوعههمه داغه نبودنت ع


هنوز داغم نمیفهمم=مهران اتش
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
آهنگ جدید مهران آتش هنوز داغم نمیفهمم  
آهنگ جدید مهران آتش هنوز داغم نمیفهمم با و کیفیت ۳۲۰ اهنگ ترانه ، آهنگ سعید جرا ، تنظیم شهراد امیدوار new mehran atash still i  do not understand   آهنگ هنوز داغم نمیفهمم مهران آتش آهنگ با کیفیت 320 آهنگ با کیفیت 128 آهنگ با کیفیت 64


آهنگ جدید مهران آتش هنوز داغم نمیفهمم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چیزی نمی فهمم، هنوز از عشق داغم  
  چیزی نمی فهمم، هنوز از عشق داغمحرفی بزن، خاموش خواهد شد اجاقم   در شهر دنبال ی دیگر نگردیدمن می روم ای دیو و ددها با چراغم   چون رودهای رو به دریا سر به‌زیرمازچشمِ‌یارافتاده‌ای چون اتفاقمافتاده اسمِ کوچکِ تو از دهانممن قهرمانِ قصة روباه و زاغماز ماهیانِ برکه دل بردن چه حاصل؟چیزی نمی‌گویند وقتی در محاقم   ای مرگ تنها با تو باید زندگی کردآغوش واکن که سراپا اشتیاقمهرچند من آبانی‌ام نامهربان‌ها اردیبهشتی، مرگ می‌آید سراغم ...   | آرش پور


چیزی نمی فهمم، هنوز از عشق داغم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مهران آتش - هنوز داغم نمیفهمم  
هنوز داغم نمیفهمم چه چیزی به سرم اومد چه اشکایی که بعد از تو از این چشم ترم اومد تو رفتی اما من باور ن که یه حادثه در حال وقوعه تبه داغه نبودنت عزیزم مثه ویروسه در حال شیوعه تو رفتی اما من وقتی میفهمم که دیگه واسه جبران خیلی دیره تو این روزای سخت بی تو بودن دلم تو جنگ غم بدجور اسره  


مهران آتش - هنوز داغم نمیفهمم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
هنوز داغم  
هنوز داغم نمیفهمم دوباره پشت پا خوردم بهم میگفت دوسم داره، گذاشت و رفت و جا خوردممثل یه آدم گیجم، به یه نقطه شدم خیرهازم دلخور نبود اما، چرا نگفت داره میرهچقدر ت برید از من، ندیدم که معطل شه معمای عجیبی بود، چقدر خوبه اگه حل شهنه اشکش رو در آوردم، نه از عشقم فراری بود یعنی هر چی بهم میگفت، تمومش سر کاری بود نمیدونم با کی رفته، شاید تنها سفر کرده هنوز هیچ چیزی معلموم نیست، شاید دوباره برگرده حالا موندم با تنهایی، شبا گریه و بیداری فقط یک گوشه


هنوز داغم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مرتضی لطفی  
از سوز و ساز و حسرت و از داغ دل پُرم محزون تر از کمانچۀ کیهان کلهرم داغم چنان که شعلۀ فریاد و دودِ داد پنهان نمی شود به قبای تظاهرم آبم ولی به آتش خود نیستم جواب نانم ولی به سفرۀ خود، سخت آجرم شعرم که جز به روز سرودن نمی‌رسم بغضم که جز به درد ش تن نمی‌خورم نفرین به من که خلق، مرا رشته‌های مهر یک یک بریده اند، ولی من نمی برم من مثل اشک، منتظر پلک هم زدن مثل حباب منتظر یک تلنگرم 


مرتضی لطفی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
زمان  
دوباره دلم گرفتو                        دفترم رو باز                                                دوس دارم جار بزنم که                                                                               عشقتو آغاز این دل داغ کلافه                       که برم نذاشته آهی                                                 میکنه برای این دل                                                                         همیشه اون پادشاهی دل من که خیلی خونه                                 اینو خیلی خوب میدونه    


زمان
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
باران پنهان  
باران تند تند بر سکوت نغمه ای می بارد ماه در پس ابر های سیاه می تابد مدادی در دستانم جمله ای مبهم در فکرم روحم را پریشان میکند آنگاه نگاهم به پنجره ی اتاقم آن سوی پنجره باران در سیاهی پنهان میبارد و در این سو منم و صدای غرش باران و باد و شمع شمع اتاقم را نفسی میدهم تا خاموش شود حال منو یک پنجره سکوت باران باد و تابش دیدگانم عادتی از نگاه بر تاریکی می رسد ناگاه پنهان آشکار میشود قطره های بی تاب به جویبار می رود بر شیشه ی سرد دست میگذارم  سرمایش تن


باران پنهان
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دل باشد  
دل باشد و شب باشید و صد واژه ی محبوس تنهایی و بی ت و یک عاشق مایوس   دل باشد و شب باشد و معشوق نباشد اسوده نخوابم که نبودت شده کابوس   تب دارم و می سوزم از این درد ج من زهره و داغم تو سرد و اورانوس   دیگر چه توان کرد جز حوصله و درد با آتش هجران تو یا حضرت ققنوس   دل داده به یارم با دار و ندارم مقیاس تو اما شده سینوس و ینوس   دل بر تو سپردم از عشق ندانی از عشق ندانی افسوس و صد افسوس       کوچولو نوشت یه حس خوبی دارم ..... حس میکنم تو این مدتی که نبودم پیشرف


دل باشد
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
تو بمان با دگران  
ز تو بگذشتم و بـگذاشتمت با دگرانرفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمــان و دگــران، وای به حال دگــــــران...می روم تا که به صاحب نظری باز رسم محرم ما نبود، دیده ی کوته نظران دلِ چون آینه ی «اهل صفا» می شکنند که ز خود بی خبرند این ز خدا بی خبراندل من دار که در زلف شکن در شکنت یادگاری ست ز سر حلقه ی شوریده سرانگل این باغ به جز حسرت و داغم نفزود لاله رویا «تو ببخشای به خونین جگران»سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن ک


تو بمان با دگران
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خوشبخت کلافی که سری داشته باشد !  
باید که ز داغم خبری داشته باشد ، هر مرد که با خود جگری داشته باشد حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش  در لشکر دشمن پسری داشته باشد حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل بازیچه ی دست تبری داشته باشد سخت است پیمبر شده باشی و ببینی فرزند تو دین دگری داشته باشد  آویخته از گردن من شاه کلیدی این کاخ کهن بی که دری داشته باشد سردرگمی ام داد گره در گره اندوه  خوشبخت کلافی که سری داشته باشد غزلی از  حسین جنتی


خوشبخت کلافی که سری داشته باشد !
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
باید کــــه ز داغم خبــری داشته باشد  
باید کــــه ز داغم خبــری داشته باشد هر مرد که با خود جگری داشته باشد حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش در لشکــر دشمن  پسری داشتـــه باشد حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل بازیچــــه ی  دست  تبــــری  داشتـه  باشد سخت است پیمبر شده باشی و ببینی فرزند تــــو دیــــن دگـــری داشته باشد آویخــــته از گــــردن من شـــاه کلیدی این کاخ کهن بی که دری داشته باشد سر درگمـــی ام داد  گـــره در گـــره اندوه خوشبخت کلافی که سری داشته باشد   حسین جن


باید کــــه ز داغم خبــری داشته باشد
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
توهم شیرین  
و پشت هر درِ بازی دیواریست بزرگ، یک مرد در خیابان با یاد تو همیشه سرگردان ، یک من در خیابان خالی از رویا ، یک من در خیابانِ منهای بیست درجه مست کرده ام ، داغم ... با رویای تو رگ میزنم تمام این خیابان را که به وسعت تمام تاریخ رد نگاه تو در آن است . من بی تو گیج و مست در خیابانِ مست نمی دانم چند سال است که خواب بر چشمهایم نیامده است ...   مرا شب با یاد تو گریه می کند . مرا شب در نگاه تو فرو می ریزد . صدای هق هقی در چار دیواری این خانه می پیچد و من کز کنار کم


توهم شیرین
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
توهم شیرین  
و پشت هر درِ بازی دیواریست بزرگ، یک مرد در خیابان با یاد تو همیشه سرگردان ، یک من در خیابان خالی از رویا ، یک من در خیابانِ منهای بیست درجه مست کرده ام ، داغم ... با رویای تو رگ میزنم تمام این خیابان را که به وسعت تمام تاریخ رد نگاه تو در آن است . من بی تو گیج و مست در خیابانِ مست نمی دانم چند سال است که خواب بر چشمهایم نیامده است ...   مرا شب با یاد تو گریه می کند . مرا شب در نگاه تو فرو می ریزد . صدای هق هقی در چار دیواری این خانه می پیچد و من کز کنار کم


توهم شیرین
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
کمی بخواب..  
    از پشت پنجره نگاهم می کنی.. مبادا رعد و برق بترساندم.. مبادا باران خیسم کند.. مبادا لیز بخورم.. مبادا گرسنه بمانم.. مبادا شب کابوس ببینم.. مبادا غصه پیرم کند.. مبادا آفتاب داغم کند.. مبادا زمستان دلتنگم کند.. مبادا گرانی آزارم دهد.. مبادا لباسم باشد و ی کوکش نزند.. مبادا تب کنم و ی پرستارم نباشد.. مبادا... . . کمی استراحت کن عزیز دلم.. کمی برای خودت استراحت کن.. آرام بخواب.. آرام..  


کمی بخواب..
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
لیلایی  
 امشب لیلای من کو؟ امشب بی عقل و هوشم لیلا لیلا کجایی؟ مجنون مجنون به گوشم لیلا یادت می آید یک شب پرسیدی از من از درد از زخم از اشکم ، گفتم نمی فروشم   لیلا جسمم ش ته ست با خود اما کشاندم البرزی را به دستم ، الوندی را به دوشم   لیلا لیلا کجایی ؟امشب در من چه غوغاست طوفان طوفان هیاهو ، دریا دریا وشم   لیلا لیلا کجایی ؟ تا دستم را بگیری چون کوهی آتش افشان ، داغم اما خموشم   لیلا لیلا کجایی؟ مجنون بر خاک افتاد مجنون مجنون کجایی ؟ لیلا لیلا به گوشم   ع


لیلایی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
سر کاری  
هنوز داغم نمیفهمم دوباره پشت پا خوردم بهم میگفت دوسم داره،  گذاشت و رفت و جا خوردم مثل یه آدم گیجم، به یه نقطه شدم خیره ازم دلخور نبود اما، چرا نگفت داره میره چقدر ت برید از من، ندیدم که معطل شه معمای عجیبی بود، چقدر خوبه اگه حل شه نه اشکش رو در آوردم، نه از عشقم فراری بود یعنی هر چی بهم میگفت، تمومش سر کاری بود نمیدونم با کی رفته، شاید تنها سفر کرده هنوز هیچ چیزی معلموم نیست، شاید دوباره برگرده حالا موندم با تنهایی، شبا گریه و بیداری فقط یک گو


سر کاری
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
من یه شعرم که دیر می فهمیش...  
  زندگی رو سکوت می چرخه ، شاعرا با سکوت درگیرن شاعرا خیلی زود می فهمن ، شاعرا خیلی زود می میرن من سرم گرم عشق و شعرامه ، از زمین و زمونه دل سردم حس گرمی میون م نیست ، برنگرد و نخواه برگردم من جنونم رو از دل داغم ، از نگاهای سرد می گیرم عاشقم چون که شعر میخونم ، شاعرم چون که درد می گیرم سردم و با غرور میخندم ، خاطراتت رو دور می ریزم من یه مردم هنوز ، باور کن...اشکمو با غرور می ریزم من گذشتم بری ولی بغضم ، خونتو سرد می کنه واست من دلم عشق می کنه با درد ،


من یه شعرم که دیر می فهمیش...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی من مرو ای جان من  
پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من سرو امان منی ای رونق بستان منچون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرمچون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرمای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرادر پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدمای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من


بی من مرو ای جان من
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
صبووووووری سختههههههههه  
سلام مهربون مهربونای دنیاااااااااااا قبلا بیکی میگفتم مهربون امااااااااا اشتبا فک می قبلا فک می همونقدر که من دوسش دارم  همونقدر که من باناراحتی اون غمگین وباشا شاد اونم برامن همونجور..... ولی تازه متوجه شدم نامهربونه ناراحتیم بر ع حرفاش براش مهم نیس اماااااااااا خوشحالم از وقتی بابت این مسله ناراحت بودم دچار ی شدم که دچارشدن به اون قشنگترین  لذت بخشترینه شاید بعضیا بگن داغم اما  الانه که دارم مینویسم سالهاس از جریان ناراحتیم یاروزای نا


صبووووووری سختههههههههه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حسین جنتی  
باید که ز داغم خبری داشته باشدهر مرد که با خود جگری داشته باشدحالم چو دلیری‌ست که از بخت بد خویش در لشکر دشمن پسری داشته باشد ...سخت است پیمبر شده باشی و ببینیفرزند تو دین دگری داشته باشد آویخته از گردن من شاه‌کلیدی این کاخ کهن بی که دری داشته باشدسردرگمی‌ام داد گره در گره اندوه خوش‌بخت کلافی که سری داشته باشد      


حسین جنتی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
تو بمان و دگران....شهریار  
  تو بمان و دگراناز تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگرانرفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگرانما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردیتو بمان و دگران وای به حال دگرانرفته چون مه به محاقم که نشانم ندهندهر چه آفاق بجویند کران تا به کرانمیروم تا که به صاحبنظری بازرسممحرم ما نبود دیده کوته نظراندل چون آینه اهل صفا می شکنندکه ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبراندل من دار که در زلف شکن در شکنتیادگاریست ز سر حلقه شوریده سرانگل این باغ بجز حسرت و داغم نفزودلاله رویا تو ببخ


تو بمان و دگران....شهریار
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
 
چند وقت پیش یه آزمایش دادم که کلی نقره داغم کرد و کلی هزینش شد؟ بابا همشو از بیمه گرفته   خخخخ یعنی الان در اوج کیفی قرار دارمااا آخ آخ یادم افتاد که نصف پولشو مامان داد این شانس ما داریم؟ طفلی مامانم پارسال یکی از شبای قدر رو با فر.فر رفتیم کتاب خونه یادش بخیر... بم که مثل س قطبی خوابم برد انقدر که من خستمه


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من...  
یده چون جان می‌روی ، اندر میان جان منسرو امان منی ، ای رونق بستان منچون میروی بی من مرو ، ای جان جان بی تن مرووزچشم من بیرون مشو ، ای شعلهء تابان منهفت آسمان را بردرم ، وز هفت دریا بگذرمچون دلبرانه بنگری ، در جان سرگردان منتا آمدی اندر برم ، شد کفر و ایمان چاکرمای دیدن تو دین من ، وی روی تو اییمان منبی پا و سر کردی مرا ، بی خواب وخور کردی مراسرمست و خندان اندرآ ، ای یوسف کنعان مناز لطف تو چون جان شوم ، وز خویشتن پنهان شومای هست تو پنهان شده ، در ه


چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
ی آب میریزد...  
ارزویی دارم بس نزدیک بسیار دور  شاهدی هست...ن نا بوی امید را لمس میکند باسرانگشتان ظریف لحظه های زودگذر. ایستاده ام               بلند                 شکننده وتکیده از انتظار...  ی آب میریزد پای دلم سرد میشود داغم آرزو نزدیک است ...


ی آب میریزد...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
تو بمان و دگران  
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردیتو بمان و دگران وای به حال دگرانرفته چون مه به محاقم که نشانم ندهندهر چه آفاق بجویند کران تا به کرانمیروم تا که به صاحبنظری بازرسممحرم ما نبود دیده کوته نظراندل چون آینه اهل صفا می شکنندکه ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبراندل من دار که در زلف شکن در شکنتیادگاریست ز سر حلقه شوریده سرانگل این باغ بجز حسرت و داغم نفزودلاله رویا تو ببخشای به خونین جگ


تو بمان و دگران
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شلیک  
من از صدای خود به فرارمجایی برای گم شدنم باشسوراخ کوچکی وسط قلبیا مغز، جزیی از بدنم باشمانند آ ین کلمات ِزندانی ِ شماره ی چندَمع مرا نگیر عزیزممجبور می شوم که بخندمیک جفت چشم ِ رو به سیاهیهی پرت می شود به حواسمبغضی گره زده ست درونممن روبروی تیر خلاصم در ادامه ی شب هامی خوانم از بلندی مویتکه پیچ خورده دوُر گلویمکه پیچ خورده دوُر گلویتمن را صدا کن از ته ِ دنیاموزیک را بلند ترم کنپایین بیاور از سر ِ دارمبا گریه تاج ِ خار سرم کنمن، جیغ های زخمی ِ


شلیک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
پوشک  
دختر م بچه اش بزرگ شده اما هنو پوشکش می کنه ، میگه گفته بزار خودش هر وقت خواست جیششو بگه ، زورش نکنید به اعصابش فشار میاد.حالا من بچه ک بودم به زور کتک و تهدید که داغم نکنن سریع به حرف میومدم.تازه بد به حرف اومدن منو تو دستشویی ولم می میرفتن دنبال کارشون ، منم هم بعد تموم شدن کارم سه ساعت صدا می زدم مـــــــــــــــــــــــــــــا مــــــــــــــــــــان مــــــــــامـــــــــــــــان بیا منو بشـــــــــور آ سرم همسایه ها به مادرم خبر می


پوشک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شهریار  
  از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند هر چه آفاق بجویند کران تا به کران میروم تا که به صاحبنظری بازرسم محرم ما نبود دیده کوته نظران دل چون آینه اهل صفا می شکنند که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران دل من دار که در زلف شکن در شکنت یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود لاله رویا تو ببخشای به خ


شهریار
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی من مرو ای جان من  
پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من سرو امان منی ای رونق بستان منچون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرمچون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرمای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرادر پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدمای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من


بی من مرو ای جان من
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شاگرد خسته  
شاگرد خسته مغز ما ا ید گشت و سوختیم بس ک شیمی و فیزیک آموختیم هی اسیدو باز دعوا میکنند خاک عالم بر سرما میکنند درس چون در مغز داغم می رود میشود فرارو فوری می پرد بار سنگین فیزیک لج کرده است اهرم ذهن مرا کج کرده است روز و شب معلوم و مجهول میکنم ذهن خود این گونه مشغول میکنم این مساسل ک فیزیک درهم زده مرکز ثقل مرا بر هم زده حبرمجهولات آن درد است درد چهره ام از دست جبر زردایت زرد گه گله از دست تانژانت میکنم گه شکایت از کنتانژانت میکنم من دگر از دست س


شاگرد خسته
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
پاییزهای هم شکل  
پاییزِ آن سال، تنها نشسته بودم روبه روی سایتِ ادبیات و داشتم شعر می گفتم. هِل گفته بود یک مجموعه شعر کودک می خواهم درباره ی حیوانات و یک برگه هم داده بود دستم که رویش سی چهل تا اسمِ حیوان و پرنده نوشته شده بود و گفته بود ببینم چه میکنی. قبول کرده بودم. نمی دانم چرا، ولی هل هرچه بگوید انجام می دهم. شاید چون می داند که چه بخواهد همیشه. انگار قبول شده بودم که بیایم آنجا بنشینم و بنویسم. مضحک بود. آن موقع شاید نمی دانستم تا چه حد مضحک است این داستان، و


پاییزهای هم شکل
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گروس  
  هوا        که پیرهن پوشیده هوا        که میز صبحانه را می چیند هوا      که گوش می دهد به شعرهام   هوا      که لب بر لبم می گذارد هوا      که داغم می کند هوا      که هوایی ام کرده هوا      که حواسش نبود،این شعر است                                            و از پنجره بیرون رفت   .                                                                        .                                                                        .  


گروس
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گروس  
  هوا        که پیرهن پوشیده هوا        که میز صبحانه را می چیند هوا      که گوش می دهد به شعرهام   هوا      که لب بر لبم می گذارد هوا      که داغم می کند هوا      که هوایی ام کرده هوا      که حواسش نبود،این شعر است                                            و از پنجره بیرون رفت   .                                                                        .                                                                        .  


گروس
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 0.949 seconds
RSS