اخرین جستجو ها
فرم تکمیل شده گزارش سه ماهه پایان نامه تصادف م ن یکدستگاه تریلر خودروی سواری پراید حادثه آفرید fill opacity لایه کرده فتوشاپ تفاوت اضافه کرده شفافیت لایه تفاوت opacity آموزش بازی clash of clans با برنامه xmodgames منابع ی و ضرایب معرفی هتل های طرف قرارداد با در مشهد خشونت ازکجا نشات گرفته است ؟انشا ایجاد عادت و پایه ریزی فرهنگ مطالعه در کودکان ططذ طریقه ختم یا من اسمو دوا ذکر شفا سایت فروشگاه عطر و ادکلن گریزان مردم مردم گریزان گریزان گردد مأنوس باشد، مِنَ النّاسِ بِاللّهِ إِسْتَوْحَشَ آنـَسَ بِاللّهِ إِسْتَوْحَشَ حلال و حل شونده سکه طلا چیست؟ پروژه طرحهای توجیهی کارآفرینانه وام خود اشتغالی مشاغل خان زود بازده بچه که بودی مدارک تحصیلی و سمت های بیژن کلهر نیا گزین گفته ها درباره ی کاغذ فایل صوتی سخنان درباره حلقه صالحین افزار اتوران محمد وارث کربلایی محمد ورژن قدیمی ایمو کمیکال چیست؟ شرکت خدمات رنگ پودری دیبا شیمی بوت مردانه زارا مقتول شبکه مدیر مقتول بهنوش بختیاری مقاطع تلاوت مصطفی روسای برتر شعب بانک مهر اقتصاد مشخص شدند پیشواز کجایید ای شهیدان همراه اول اسکن کف پا و کفی های cnc اااا فریبرز خوب نژاد بهترین و جدی ترین گزینه برای فرمانداری بهمئی اااا آراد یه آقای باشخصیته خاطرات قدیمی تپه چاه حسینی، کهن‌ترین محوطه‌های باستانی شناخته شده منطقه بلوچستان بدنام شهریه مرکز واریز کارت پرداخت قابل کلیه دانشجویان قابل پرداخت واحد مالی تسویه حساب دانشجویان مرکز جملات فاک تخته کلم موتور ستاره مثلث آکورد آهنگ جادوی خاص سینا شعبانخانی نفس های سوخته سردشت این ی تن مظلوم ایران کتاب های خوب پیشنهادی کنکور طریقه گذاشتن فونت عجیب غریب اسمهای زیبا جذاب زبان مادری که کلمات بزرگی وعظمت وشکوه وشوکت وسربلندی واعتبار رمان رضا خانی با آیا روی آبلیمو باید روغن زیتون ریخت مصاحبه justin bieber love justin alli sipmsone love justin bieber روغن میشود کمپرسور کولرگازی موجب مبرد کمپرسور میشود انجام ندهد موجب گرفتگی روغن معدنی مبرد دستگاه پاسخ فعالیت درخانه ی تفکر وسبک زندگی پایه هفتم صفحه ۶۰ نرم افزار کیلینیک ترک اعتیاد صداقت مرا ز عشق مگویید،عشق گمشده ایست دوچشم خلاصه نکات تعلیم تربیت شریعتمداری آدرس مهد قرآن طهورا ساری عقدنامه کوروش کبیر شاسی بلند لو کمپانی چینی saic رونمایی شد دوشنبه بازار مال فروشان رحیم اباد تمرکز حواس پرتی مطالعه کاهش عوامل تمرکز حواس حواس پرتی عوامل حواس کاهش علاقه کاملا حواس حواس هنگام مطالعه پاو وینت گزارش حادثه استاندار فرماندار کیار شهرستان قدمعلی مردانی شهرستان کیار عنوان فرماندار قدمعلی مردانی فرماندار شهرستان آیا داشتن همسر دوم مذموم است؟ کیفیت کیفیت رئال مادرید قوانین کاراته سنسی بابایی سبک شیتوریو درمورد پاییز یک انشا کتاب نوشتاری هفتم از نظر بیمه در چه موقعی اتومبیل ازدست رفته کلی تلقی می شود ؟ ا ین خبر از ماده درباره ی مخلوط قهوه دبستان دخترانه 17شهریور گیلانغرب بدنیا اومده خانم تیکدری هنرستان نمونه تی دخترانه والفجر طرحهای توجیهی فنی و اقتصادی احداث کارگاههای فرش بافی تولیدفرش،قالی،تابلوفرش ،تولیدطرح و نقشه فرش شرکت مصطفی ملکیان در چالش معرفی 10 کتاب اثر گذار زمان و حضرت ابوالفضل العباس‌ تفاوت زمین وسه سیاره دیگر درونی ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ فعالیت های خانه سلامت میدان های تره بار محله شهر خود بازیافت کاغذ اطلاعاتی را جمع اوری کنید جوک های خنده دار درباره laquo احسان علیخانی raquo کتاب دلیل پورمحمدی خانم ترجمه فلسفه خانم نعیمه نعیمه پورمحمدی مایکل پامر کتاب درباره خیابان شهید خانم نعیمه پورمحمدی عبزرگترین وس لاری چند سانته دیفراست کولر گازی پاو وینت فرانک لوید رایت و آثارش برنامه تمرینی بدنسازی با دمبل در خانه the shortest path اطلاعاتی در مورد اسکانس های کانادا استرالیا برای مهاجرین و آشنایی با چرخه مالی اقتصادی اذان در 24 ساعت آهنگ صوتی مازندرانی بنام آی دلبر ۳۲۰ رمان قشاع بازی فوق العاده محبوب پرطرفدار سیمز برای لب تاب the sims آموزش ساخت سافت با هزینه طلاق توافقی از ابتدا تا انتها عنوان برای شعار بهداشت روان جواد یساری میشینی کنج مزارم دونه دونه اشک میریزی با گریه که تو برای من عزیزی نظارت مستقیم جهانگیری بر انجام دقیق و به موقع یتهای دستگاههای اجرایی برای شتاب بخشیدن به تولید و اشتغال معنی بک یا الله گل اگر در فصل گل بوییدنی است دست هایت تا ابد بوسیدنی است سختی پذیری فولاد آلیاژی می‌شود ایده‌ سختی پذیری عناصر آلیاژی درصد کربن اندازه دانه عنوان محل‌های سختی پذیری می‌شود زبان تحصیلی یادگیری آموزش آموزان دانش زبان خارجی یادگیری زبان دانش آموزان زبان انگلیسی آموزش زبان بانک سرمایه از پی فضای متعال در پناه ایزد منان نسبت جمله فیبوناچی زنبورهای ماده تعداد زنبورهای نسبت طلایی مریم گلی خشک شده تعبیر خواب خواندن شب سوره عصر پزشک جراحی آنان همین بیمارستان عجله همین حالا خودت همین بالی جشنواره جزیره گردشگران ساله برگزار جزیره بالی بالی برگزار دومین شنبه زمان برگزاری سراسر جهان


جای بودم به لیو ول می‌رفتم

در تاریکی ...  
آفتابت را می رفتم ...   داشتم ...   آفتابت را ...   می رفتم ...   ابر می شدی...   خیس ...   خیس می شدم ...   می رفتم آفتابت را ...   لباس هایم ...   کجا افتاده بود ؟   خیس ...   می رفتم آفتابت را ...   شب بودم ...   سحر بودم ...   سپیده بودم ...   تمام آنها بودم ؛   که داشت می رفت ...   رفته بودند ...   خیس ...   تمام آنها بودم ...؛   که تا بودند نمی آمدی ...   می رفتم ...   خودم ؛ آفتابت را ...   که ابر می شدی ...   تاریک ....   می رفتم ...   آفتابت را ...       لباس هایم ...   لباس هایم ...            


در تاریکی ...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
رفتم  
سختی دنیا کشیدم با دلی پر درد رفتم                                    یاور و یاری ندیدم پر از آه سرد رفتم رنجها بردم ز دوران یک زمان راحت نبودم                                   زیر بار نرفتم مرد بودم مرد رفتم نام مشهور توانگر بود بر سر هر انجمن                                     ارغوانی رنگ پ‍‍‍ژمرده شده بدرود رفتم حاج عبد الرضا توانگر


رفتم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
24 *  
توی مدرسه خیلی عصبی شدم..پر از استرس و اضطراب بودم و دستم به شدت میلرزید..با اون حالم دبیر حسابانم صدام کرد که پای تخته تمرین حل کنم و این حالمو بدتر کرد.زنگ تفریح که خورد، سریع رفتم پایین...راه رفتم..آب زدم به صورتم تا آروم شم..بعدش رفتم پیش دوستم..اونم حالش بد بود.ولی شاید اگه پیش اون نرفته بودم و به حرفاش گوش نمیدادم، میزدم زیر گریه خودم.


24 *
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چشم دل خون.....  
    به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم به دل امید درمان داشتم درمانده تر رفتم تو کوته دستی ام می خواستی ورنه من مسکین به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم نیامد دامن وصلت به دستم هر چه کوشیدم ز کویت عاقبت با دامنی خون جگر رفتم حریفان هر یک آوردند از سودای خود سودی زیان آورده من بودم که دنبال هنر رفتم ندانستم که تو کی آمدی ای دوست نیققفتی به من تا مژده آوردند من از خود به در رفتم مرا آزردی و گفتم که خواهم رفت از کویت بلی رفتم ولی هر جا که رفت


چشم دل خون.....
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دوستی با گوگل  
امروز تصمیم گرفتم بیشتر با گوگل دوست بشمرفتم تو گوگل پلاس و یکم باهاش ور رفتمبه نظر پسر خوبی میاد.یکمم رفتم با آمارگیر گوگل ور رفتماینم قبلا باهاش دوست بودم ولی خب یکم ازش دور شده بودمبا این کارا که داره پیش میاد باید دوستی سازنده ای با گوگل آغاز کنیمبخصوص با این موجود جدیدی که معرفی کردهمرغ مگس خوار رو میگم


دوستی با گوگل
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
تناوب های من  
تناوب عاشقی اممن موظف شده بودم به عاشقی ترقی من در ان نهفته بودگفتم هرچه هست خوش است پس پیش به سوی عاشقیمن در اغاز راه بودم و جاده عاشقی پیش رومن جاده را گرفتم و رفتمرفتم تا به دنبال معشوق خودکوه ها وجنگل ها و دشت ها و دریا ها را سپری رفتم و رفتم و به تکرار رسیدم به یک راه ممتدراه عاشقی انم از پس هم تکرار میشد و من غافل بودم از این تناوبسرنوشت من موکد شده بود به این تناوب هاهمچنین زنرگی من روزانهماهانهسالانههمه اش تناوب ساده ای از پدیده ها و اح


تناوب های من
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
کجا بودم کجا رفتم  
کجا بودم کجا رفتم کجا بودم کجا رفتم کجايم من نمی دانمبه تاریکی در افتادم ره روشن نمی دانمندارم من در این حیرت به شرح حال خود حاجت که او داند که من چونم اگرچه من نمی دانمچو من گم گشته ام از خود چه جویم باز جان و تننمی بینم طلسم تن نمی دانم چگونه دم توانم زد در این دریای بی پایان که درد عاشقان آنجا به جز شیون نمی دانمبرون گر رو می کنی اثبات شرک افتدکه من در جز نامی ز مرد و زن نمی دانمکجا بودم کجا رفتم کجايم من نمی دانمبه تاریکی در افتادم ره روشن


کجا بودم کجا رفتم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
کاه رائی- وج اسرا از کربلا  
من کرببلا را چو خزان دیدم و رفتم چون مرغ شب از داغ تو نالیدم و رفتم ای باغ که داری تو بسی گل بگلستان این من گل را بتو بخشیدم و رفتم در کرببلا زینت آغوش نبی را آوردم و غلطیده بخون دیدم و رفتم ممکن چو نشد حنجر پاک تو ببوسم آن حنجر پرخون تو بوسیدم و رفتم یاد آمدم آنروز که گفتی جگرم سوخت چشم از تن صدچاک تو پوشیدم و رفتم چون همره ما هست سر غرقه بخونت من یاد لب تشنه تو بودم و رفتم بگسست اگر دشمن دون ریشه دین را با موی پریشان همه سنجیدم و رفتم بس کن تو دگر


کاه رائی- وج اسرا از کربلا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مشهد  
رفته بودم مشهد... جلوی سقاخانه ایستاده بودم و نگاهم میخ گنبد طلایی بود و گریه می . هیچ وقت در بیداری آنجا نایستاده و ان طور زار نزده بودم که چند شب قبل در خواب.   اگر رفتم، می خواهم فقط ازش یک سوال بپرسم. چرا؟   امیدوارم مثل قصه ها جوابم را بدهد...


مشهد
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یافتن کار  
با سلام خوب خیلی وقت هست نمینویسم از روزگار خودم اگه بگم باید گفت از کار امدم بیرون. 2 ماهی میشه که بیکار بودم و کلی بدهی بالا امد به هر حال 1 هفته ای هست دنبال کار بودم.با رزومه ای که داشتم باورم نمیشد 1 هفته طول بکشه اما فقط 1مصاحبه رفتم و 1 شرکت ازم رزومه قبول و پیگیری کرد. امروز اون مصاحبه رو رفتم و بعد ظهر زنگ زدن از شنبه برم سر کار... فکرم مشغول دست مزدی بود که میخواستم بگم... ساعت 4 اینا بود که خو دم از بس خسته بودم تا 8 خواب بودم. بعد بیدارو ید نان


یافتن کار
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
هفتاد و هفتمیش!  
ساقی زنگ زد ب بیا خونمون ولی نرفتم چون خیلی خسته بودم و اصلا حال نداشتم ولی شب بعدش رفتم و عبدالله اومده بود پیش اون بودم که عمو هم اومد و باهم صحبت کردیم عمودنبال کارگر بود و به من رو زد با اینکه بخدا خیلی خسته بودم صاحب کار خودم هم چندبار زنگ زد فردا بیا نرفتم اما نتونستم روی عمو رو زمین بزنم و رفتم تازه میلاد رو هم بردم میلاد میگفت تو تازه اومدی باز سرکار میری گفتم عموم خواسته گفت آهان پس پدرزنت خواسته و تو روت نشده نه بگی من که میدونم گفتم ا


هفتاد و هفتمیش!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
رفتم که رفتم  
از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان از من آزرده دل کی دگر بینی نشان رفتم که رفتم رفتم که رفتم   از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان از من آزرده دل کی دگر بینی نشان رفتم که رفتم رفتم که رفتم   از من دیوانه بگذر بگذر ای جانانه بگذر هر چه بودی هر چه بودم بی خبر رفتم که رفتم رفتم که رفتم   شمع بزم دیگران شو جام دست این و آن شو هر چه بودی هر چه بودم بی خبر رفتم که رفتم رفتم که رفتم   بعد از این بعد از این کن فراموشم که رفتم دیگر از دست تو می نمی نوشتم که رفتم


رفتم که رفتم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
از این اتاق به اون اتاق  
وقتی که رفتم برای امتحانم اول وارد خوابگاه شدم مسئول خوابگاه گفت پند روز می مانی گفتم تا 22 امتحان دارم گفت خانم نمیشه خوابگاه داره جمع می شه بعد وسایلم گداشتم پیشش با سرعت رفتم امتحان خیلی سخت یود احتمال قبول شدنم خیلی کمه بعد برگشتم خوابگاه یه اتاق بهم داد تاریک بود همکف یه چند ساعتی بودم تو اتاق درس می خواندم اصلا خوب نبود پنجره ای نداشت تا هواش عوض بشه انگار تو قبر بودم رفتم پیش مسئول ساختمان بهم یه اتاقی دیگه دادخیلی تمیز بود طبقه شیش یه


از این اتاق به اون اتاق
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
کتک کاری  
تو ماشین پشت چراغ قرمز بودم دیدم 2 نفر از موتور پیاده شدن راننده پیرمرد یه تا ی رو دارن میزنن منم ناراحت شدم رفتم پایین دلم واسه پیرمرده بدبخت سوخت که کتک میخورد رفتم نزارم کتک بخوره بمن چی بگه خوبه؟ به تو چه ربطی داره دخ میکنی برو دنبال کارت فضولی نکن هاج واج موندم گفتم بله اقا   تا حالا اینجوی دیگه ضایع نشده بودم


کتک کاری
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
روز تنبلی  
امروز دوباره از اون روزای تنبلیم بود و کلی کارهام بیش از پیش عقب افتاد. تا ساعت 9 30 صبح خواب بودم. یک ساعتی رفتم پیاده روی و رفتم مسجد جامع برای ثبت نام اعتکاف که قرار شد فردا دوباره برم و ظهر هم کلی خو دم.اصلا خیلی از خودم ناراضی ام با این طرز زندگیم. واقعا که.....


روز تنبلی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
جک  
رفتم مغازه میگم ببخشید تخمه دارید….میگه کیلویی گفتم پ….یهوداد زد خفه شو چیه شما جوونا یاد گرفتین میگین پ ن پ…گفتم پنیرم میخواستم…بدبخ کلی عذرخواهی کرد گف پنیر کیلویی بدم..گفتم پ ن پ متری بده…بد در رفتم.. d رفتم گلفروشی گفتم اقا این گل طبیعیه؟ یه دختر ۵ساله اونجا بود گف پ ن پ سزارینه……من تا ۱۲ سالگی فک می بچه هارو لک لک ها از اسمون میارن.. والاااااااعتراف میکنم بچه که بودم به مهمون میگفتم میمون بعد یه روز خونه مون مهمون اومد. همه نشسته بودن م


جک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خونه‌ی مادر بزرگه  
اصلا حال نوشتن نداشتم اما وبلاگ نویسی مثل یک جور تعهده. یک چیزی که به زندگی آدم نظم بده و هر روز تکرارش کرد. یه چیزی تو مایه‌های یه لنگر یا یه مرکز. زندگی هر ی از یه جايی منظم می‌شه امروز رفتم پیش مامان‌بزرگم همراه مادرم. درگیر کارای بانکی و اینا. خونه‌ی مامان‌بزرگ‌ها خوش می‌گذره‌ها اما حوصله سر بره. خصوصا که من اصلا حالم خوب نبود و همش تو خودم بودم. یکی از دوستام صبح باهام دردودل کرد و رفتم توفکر بدجور. همش تو فکر بودم امروز. فکر اون دوستم ف


خونه‌ی مادر بزرگه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
اگر  
اگر پارسال زود جنبیده بودم و زودتر دنبال کار پایان نامه ام می رفتم الان کارم تموم شده بود نه اینکه هنوز معطل امضای پروپوزالم بوده باشم و معلوم نیست کی دفاع کنم . تابستان هم که مسافرت بودم و بعد اسیر رفتن برای سنگ کلیه ام . تو اون مدت دنبال امضای پروپوزال بودم ولی افسوس چه کنم نشد همه کارها رو انجام بدم


اگر
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نوشته های خودم  
تِک تِک.چند لحظه بعد تِک تِک.چند لحظه بعد تر تِک تِک.از جايم بلند شدم.من هم صدای موزاییک را در آوردم.می خواستم دست بکشم روی سرش؛ اشک دورتا دور قرنیه چشمش را پر کرده بود.نا له هم می کرد .زبانش هم آویزان بود . جسد طوله اش را که گوشه پیاده رو پهن شده بود را بو می کشید، نمی توانست دل و روده اش را جمع کند.به من خیره شده بود.از سگ عبور .خش خش.چند لحظه بعد خش خش . چند لحظه بعد تر خش خش . به ساعتم نگاه دو و سی دقیقه بامداد.رفتگر ها را نوازش می کرد.چشم هایش سرخ بو


نوشته های خودم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خاستگاری وازدواج من  
چندسال پیش یک روزجلوی تلویزیون درازکشیده بودم،فوتبال نگاه می وتخمه میخوردم.ناگهان پدرومادروآبجی بزرگ وخان داداش سرم هوارشدندوفریا ندکه ای عزب ناقص بدبخت بی عرضه بی مسئولیت پاشوبرو زن بگیر.رفتم خواستگاری،دخت رسید مدرک تحصیلی ات چیست؟گفتم دیپلم تمام گفت بی سواد امل بی کلاس ناقص العقل بی شعور پاشوبرو .رفتم چهارسال لیسانس گرفتم برگشتم،رفتم خواستگاری.پدردخت رسید خدمت رفته ای؟گفتم نه هنوز.گفت مرد نشدی نامرد بزدل ترسو سوسول بچه ننه پاشوبرو


خاستگاری وازدواج من
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خاطرات همکاران  
اینم خاطره ای از همکار خوبم که  برام فرستادن مهر سال 80 اولین باری بود که به عنوان معلم سر کلاس می رفتم . مرداد همان سال هم ازدواج کرده بودم وهمه بهم تبریک می گفتند. رفتم سر یکی از کلاس های اول . بچه ها هم شروع د تبریک گفتن .کلی تشکر وتوی دلم ازاین که همچین بچه هایی دارم ذوق . بچه ها شیرینی هم می خواستند .هفته بعد با شیرینی رفتم سر کلاس . وقتی داشتند شیرینی ها را می خوردند یکی از بچه ها گفت خانوم حالا راستش رو بگین آبی هستین یا قرمز ؟ جا خورده بودم ، آ


خاطرات همکاران
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یک هفته بیماری  
پس از یک هفته امروز از بستر بیماری برخواستم.پنجشنبه گذشته بود که در کلاس ضمن خدمت دفاعی تب و لرز شدیدی تمام بدنم را فرا گرفت و تا به امروز گریبانگیرش بودم.امروز صبح به دبیرستان عفیفه رفتم و تا ظهر آنجا کلاس بودم و ظهر نیز به استقبال مادر عزیزم رفتم که از کربلای معلی قدم رنجه نمودند.خداوند متعال را شاکرم که این سعادت را نصیبم نمود تا مادرم را برای چهارمین بار به این سفر معنوی فرستادم.ضمن اینکه سالهای قبل نیز این توفیق را داشتم که وی را به سفر خ


یک هفته بیماری
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یک هفته بیماری  
پس از یک هفته امروز از بستر بیماری برخواستم.پنجشنبه گذشته بود که در کلاس ضمن خدمت دفاعی تب و لرز شدیدی تمام بدنم را فرا گرفت و تا به امروز گریبانگیرش بودم.امروز صبح به دبیرستان عفیفه رفتم و تا ظهر آنجا کلاس بودم و ظهر نیز به استقبال مادر عزیزم رفتم که از کربلای معلی قدم رنجه نمودند.خداوند متعال را شاکرم که این سعادت را نصیبم نمود تا مادرم را برای چهارمین بار به این سفر معنوی فرستادم.ضمن اینکه سالهای قبل نیز این توفیق را داشتم که وی را به سفر خ


یک هفته بیماری
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خانه هنرمندان  
امروز رفتم خانه ی هنرمندان ک در مورد نمایشگاه جدیدشون پرس و جو کنم تا با دوستت بریم. از 11 آذر یعنی اولین ملاقاتمون دیگه اونجا نرفته بودم وای ک چ حالی داشتم وقتی اونجا قدم میزدم، از همون مسیری رد شدم ک اون روز با هم راه رفتیم، حتی رفتم چند دقیقه اونجايی ایستادم ک اون روز منتظرت بودم، مثل اون روز ب گلدون سنگی ها تکیه دادم و 11 آذر و اون لحظه ها رو مرور ، چقدر منتظر بودم، من زنگ زدم ک قبل اومدنت صداتو بشنوم اما تو ریجکت کردی و گفتی نمی خوام قبل دیدنم


خانه هنرمندان
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
اگه ...  
اگه ماشین بودم... لامبورگینی اگه رنگ بودم... سفید اگه احساس بودم... مهربانی اگه میوه بودم... آلبالو اگه خواننده بودم... رضا صادقی اگه بازیگر بودم... علیرضا خمسه اگه حیوون بودم... اسب اگه ساز بودم... ویولون اگه سریال بودم... پایتخت 4 اگه کتاب بودم... بینوایان اگه هوا بودم... کمی تا قسمتی ابری با بارش های پراکنده در برخی نقاط اگه بازی بودم... فوتبال اگه شهر بودم... تفلیس اگه نوشیدنی بودم... آب انار اگه هنر بودم... بازیگری اگه فعل بودم... حال اگه ورزش بودم... تنیس ا


اگه ...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
اگه ...  
اگه ماشین بودم... لامبورگینی اگه رنگ بودم... سفید اگه احساس بودم... مهربانی اگه میوه بودم... آلبالو اگه خواننده بودم... رضا صادقی اگه بازیگر بودم... علیرضا خمسه اگه حیوون بودم... اسب اگه ساز بودم... ویولون اگه سریال بودم... پایتخت 4 اگه کتاب بودم... بینوایان اگه هوا بودم... کمی تا قسمتی ابری با بارش های پراکنده در برخی نقاط اگه بازی بودم... فوتبال اگه شهر بودم... تفلیس اگه نوشیدنی بودم... آب انار اگه هنر بودم... بازیگری اگه فعل بودم... حال اگه ورزش بودم... تنیس ا


اگه ...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یه شب خونه تنها بودم  
یه شب خونه تنها بودم یهو صدای خنده از حیاط شنیدم گفتم برم بیرون ببیم کیه … رفتم تو حیاط و چند متری رفتم جلو وایسادم بازم دیدم میخنده بازم یه ده رفتم جلو و م بازم صدای خنده اومد داشتم خودمو اب می ولی بازم رفتم جلو … الان فهمیدین حیاطمون بزرگه یا بازم برم جلو؟؟؟ ابوالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر اگه الان زنده بود ایمیلش این شکلی بود abolmaalikeykavoosebneeskandarebneghaboosebnevoshmgir gmail.com      


یه شب خونه تنها بودم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یه شب خونه تنها بودم  
یه شب خونه تنها بودم یهو صدای خنده از حیاط شنیدم گفتم برم بیرون ببیم کیه … رفتم تو حیاط و چند متری رفتم جلو وایسادم بازم دیدم میخنده بازم یه ده رفتم جلو و م بازم صدای خنده اومد داشتم خودمو اب می ولی بازم رفتم جلو … الان فهمیدین حیاطمون بزرگه یا بازم برم جلو؟؟؟ ابوالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر اگه الان زنده بود ایمیلش این شکلی بود abolmaalikeykavoosebneeskandarebneghaboosebnevoshmgir gmail.com      


یه شب خونه تنها بودم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
قدس و ازاد ...  
این خواب و وقتی کلاس چهارم ابت بودم دیدم...خواب دیدم رفتم مکه ...کنار کعبه بودم ... ی نمیتونست بره توش...یه دفعه دیوارش باز شد و من رفتم تو...داخل کعبه یه کم نان و ماست خوردم...فکر کنم هم خوندم ...بعد از اونجا رفتم\-بیت المقدس\- قدس ...یه تعداد پاسدار ایرانی هم بودند...با هم قدس و آزاد کردیم...صحنه ها خیلی واقعی بودن ...


قدس و ازاد ...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
تفاوت در جزئیات است .  
امروز اولین جمله ای که شنیدم . درباره کار در مدرسه بود و خوشایند نبود . پی گیر نشدم . هنوز نمی دونم چ خبره . بعد از صبحانه رفتم بیرون و کاج جمع . بعدتر خونه تنها بودم و دیدم . تذهیب تمرین . کتاب خوندم . شب رفتم با مام مسجد . با شهر صحبت . با دوزدان و با م سم  تلگرام .  


تفاوت در جزئیات است .
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 0.888 seconds
RSS