اخرین جستجو ها
سایت روستای زاویه سکمن آباد نظارتی به یاد ماندنی از اساتید خودم محمد اصفهانی زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غریب نیست رشته کن م وطی خانگی داستان نویسی در مورد در برابر خشونت چگونه باید ایستادگی کرد تمام قیمت محاسبه محاسبات بانک بانکها قیمت تمام محاسبه قیمت بهای تمام الله خواب سبحان نامه وصیت وصیت نامه سبحان الله الله العظیم وبحمده سبحان الله وبحمده الله وبحمده سبحان الله العظیم سبحان ساعت ظریف طرح دنیز دستگاه انواع محور کاری حکاکی سازی انواع دستگاه اطی پایه کاری اطی منبت کاری پایان طلسم ماشین سازی بعداز20 هفته اسامی دعوت شدگان به اردوی تیم ملی نوجوانان دورسوم آلبوم ترانه یعنی صفاریان آسرایی کنسرت آقای صفاریان هنوزم همونیم ایمن اسانی ارتر تهیه کننده نحوه دوخت زیگزاگ سامانه مشاوره الکترونیکی دانش اموزان نهم زندگی نامه هرمس رمان هنوز عاشقانه کنارتم خوشحالی یعنی تولد خواهرزاده ات listlistنتایج آزمون مدارس استعداد های درخشان نیشابور سمپاد سال تحصیلی اسامی نامزد های ریاست جمهوری طرز تهیه انواع محلول های است اج dna و pcr تحقیقی درباره ی پولی های منجید دار و ویژگی های ان ها ت یق سرقفلی وقوانین حاکم بر آن 13 ص کانال چوپانان دوستان سلام بنده مخاطبان سلام چوپانان کانال سلام چوپانان محترمانه قلمی دیگر ساعت نه طرح ck مدل دردت به جونم سامی بیگی چگونه دربازی کانتر بمب را خنثی کنیم پاسخ سوالات مسابقه شیوه های دعوت به بیمه دانا حوادث درصد ارائه انفرادی بیمه دانا حوادث انفرادی شرایط ویژه بیا سینمو بمال بزرگترین یاخته انجیر شام ادرس سرکتاب بازکن درداراب نمونه گریز های مداحی در دعای کمیل ودعای عرفه نتیجه ی ازمون اغازین ایه های تمدن پایه هفتم مادر گلخونه الاهی قربونت نشکنی بشکنم الاهی قربونت چراغ خونمی مادر چراغ مادر مادر عشقت میمونم کشف 37 کیلوگرم شیشه در جنوب تهران سرود ولادت آقا حسن ع از آقای سازگار پذیرش رشته های پیراپزشکی بدون کنکور مشهد آهنگ نفسامون وصله جداممکنه خفه شیم گیلاس سندرم روده تحریک پذیر شعارهای سه گانه دین زرتشت گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک سلامی گرنمی گویی دیگر دل نخواهم بست همزن دستی hongxin رویکرد سیستمی هیلهورست در برنامه ریزی منطقه ای و ناحیه ای دانلد اهنگ من شه مستی دا مجید حسینی تاریخ اجرای جشنواره خوارزمی اسامی پدیرفته شدگان نمونه تی 95گرگان اسارت شماری از سرکرده‌های در عراق لیست منابع درسی ارشد فراگیر ترم اول سمیه زمردی سایت رسمی تکواندو مشهد سایت دبیرستان پسرانه دانش زاهدان تحقیق وبررسی در مورد ریسک در اقتصاد کرمان استان نقاط سردسیر استان کرمان نقاط سردسیر شهرسازان ارومیه زیر اتو سیلی ی‬‎ تیمور حسین لینک فایل حسین پولی های منجید دار listlist1585 1591 1576 1607 1575 1608 انشای صفحه ی سی وشش باز نویسی غیرطبیعی تشخیص آمفیزم صداهای ریوی آمفیزم ریوی طبقه بندی صدای غیرطبیعی تشخیص آمفیزم رمان سنگ قلب مغرور پوره کن خانگی smasher با ارکان تشبیه جمله بسازید آیین نامه dnv دریایی ما نور ایمنی و ز له در مدارس گروه واتساپ دخترانه شفای رذایل اخلاقی ساعت طرح led watch adidas رنگ های مختلف ست کالسکه و کریر گود بیبی سه چرخ دانش آموزان برتر آزمون کشوری پیمایش علمی مرحله سوم توسعه هوش ِ باهوش تر از مردم تحقیق و بررسی در مورد عطار نیشابوری همراه کدام آیه قرآن زردی بریش میکند تکفل یتیم آل محمد ص پادگن آنتی‌ژن گروه می‌شوند می‌شود پادتن پادگن آنتی‌ژن نشان می‌دهند گروه شامل واکنش نشان نقاط اتصال مجموعه پادگن پادتن پادتنهای تث اهنگ لری شیرین شیرین عزیزم عزیزم از فرج علیپور آهنگ مازنی زهرا نزن مه وچه ره نمی دانم، زنده ای یا مرده؟ کد پیشواز قافله سالار جواد مقدم همراه اول طرح درس روزانه سوم دبستان درس روز دهم کتاب هدیه داستان قتل مهیار علیزاده شرور ترین مرد گیلان جذب انرژی های مثبت و دفع انرژیهای منفی از خود تحقیقی بزرگترین یاخته ها انشاءدرباره ی دریا بااستفاده ازبارش فکری وگزین گفته ها و اگر نویسی امنیت و حریم خصوصی کودکان در شبکه‌های اجتماعی ۱ نوشته های ذهنی زمستان موضوع مناسب برای نگارش 1 پایه دهم دوره دوم متوسطه متن لوح تقدیر قهرمانی ورزشی ووشو دلخوشی یعنی تولدپسرت باشه پاسخ تند مشاور فرمانده به علی مطهری مقاله رستم و سهراب مراسم ویژه ی تاسوعا و عاشورای حسینی شیره تریاک اسیدی است یا بازی رمان خندهدار list دختر باس معمار باشه اداره مالیات فشافویه وشە رەسەنی کوردی ٤ پی دی اف الگوریتم سوهان کاری یک قطعه ف ی


حسنک ندارد میکرد ریزعلی کبری خانه چوپان دروغگو ریزش کرده میکرد پتروس کبری تصمیم

خاطرات دهه هفتاد  
ما ما می کرد  بع بع می کرد سگ واق واق می کرد و همه با هم فریاد میزدند حسنک کجایی…؟  شب شده بود  اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی های تنگ به تن میکند  او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود چسب مو میزند موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست، چون او  موهای خود را اتو میکند. دیروز که حسنک با کبري چت ميکرد، کبري گفت تصميم بزرگی گرفته است. کبري تصميم داشت حسنک


خاطرات دهه هفتاد
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حسنک کجایی،تصمیم کبری،...کجایند؟  
حسنک کجایی،تصميم کبري،...کجایند؟ ماما ميکرد بع بع ميکرد سگ واق واق ميکردو همه با هم فریاد میزدند حسنک کجایی ؟شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود .حسنک مدت زیادی است به خانه نمی آیداو به شهر رفته است و در آنجا شلوار جین و تی های تنگ به تن میکنداو هر روز صبح به جای غذا دادن به حیواناتجلوی آینه به موهای خود ژل میزندموهای حسنک دیگر مثل پشم نیستچون او به موهای خود گلت میزنددیروز که حسنک با کبري چت می کردکبري گفت تصميم بزرگی گرفته استکبري تصميم گ


حسنک کجایی،تصمیم کبری،...کجایند؟
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شوخی با داستان های دبستان  
ما ما می کرد بع بع می کرد سگ واق واق می کرد و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز که حسنک با کبري چت می کرد . کبري گفت تصميم بزرگی گرفته است.کبري تصميم داشت حسنک را رها کند


شوخی با داستان های دبستان
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دنیاعوض شده حتی کتابها.........  
ما ما می کرد بع بع می کردسگ واق واق می کردو همه با هم فریاد می زدند حسنک کجاییشب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست چون او به موهای خود گلت می زند.دیروز که حسنک با کبري چت می کرد . کبري گفت تصميم بزرگی گرفته است.کبري تصميم داشت حسنک را رها کند و د


دنیاعوض شده حتی کتابها.........
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان کتاب درسى  
ما ما ميکرد، بع بع ميکرد، سگ واق واق ميکرد و همه با هم فریاد میزدند حسنک کجایی .. شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدتهای زیادی است که به خانه نمیآید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی های تنگ به تن میکند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل میزند. موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست چون او به موهای خود گِلَت میزند. دیروز که حسنک با کبري چت ميکرد، کبري گفت تصميم بزرگی گرفته است، کبري تصميم داشت حسنک را رها کن


داستان کتاب درسى
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شوخی با داستان های دبستان  
  ما ما می کرد بع بع می کردسگ واق واق می کردو همه با هم فریاد می زدند حسنک کجاییشب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست چون او به موهای خود گلت می زند.دیروز که حسنک با کبري چت می کرد . کبري گفت تصميم بزرگی گرفته است.کبري تصميم داشت حسنک را رها کند و


شوخی با داستان های دبستان
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دبستانی  
آموزگار به دانش آموزان گفت کتابهای خود را باز کنید و از روی درس حسنک کجایی بخوانید. یکی از دانش آموزان شروع به خواندن کرد ما ما می کرد. بع بع می کرد. سگ واق واق می کرد و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی؟ شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود . حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آمد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست چ


دبستانی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حسنک کجایی؟  
حسنک کجایی؟ ما ما می کرد بع بع می کرد سگ واق واق می کرد و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی...؟ شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز که حسنک با کبري چت می کرد، کبري گفت تصميم بزرگی گرفته است. کبري تصميم داشت


حسنک کجایی؟
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
زندگی مدرن  
ما ما می کرد بع بع می کرد سگ واق واق می کرد و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی...؟ شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز که حسنک با کبري چت می کرد، کبري گفت تصميم بزرگی گرفته است. کبري تصميم داشت حسنک را رها


زندگی مدرن
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
زندگی مدرن  
ما ما می کرد بع بع می کرد سگ واق واق می کرد و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی...؟ شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز که حسنک با کبري چت می کرد، کبري گفت تصميم بزرگی گرفته است. کبري تصميم داشت حسنک را رها


زندگی مدرن
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حسنک کجایی  
ما ما می کرد بع بع می کردسگ واق واق می کردو همه با هم فریاد می زدند حسنک کجاییشب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی های تنگ به تن می کند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست چون او به موهای خود گلت می زنددیروز که حسنک با کبري چت می کرد .کبري گفت تصميم بزرگی گرفته است.کبري تصميم داشت حسنک را رها کند و دیگ


حسنک کجایی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بابا نان نداد  
بابا نان نداد... بابا نمیتونه که واسه بچه هاش نان بیاره... بابا از بچه هاش خج کشید...  امین از اکرم جدا شد... امین نامردی کرد زد زیر قولش... اکرم تنها شد...    کبري بالا ه تصميمشو گرفت... تصميم گرفت واسه اینکه دیگه گشنه نمونه بره پیش ای دبی... کبري رفت... کبري دیگه برنگشت...مامانش سکته کرد مرد    حسنک همه ی و اشو فروخت تا ج دوا مامانشو جور کنه... حسنک دیگه و ی نداره که براش ما ما و بع بع کنن... حالا حسنک مونده و یه مادر پیر و مریض...   کوکب خانم ماست و کره و پنیر


بابا نان نداد
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بابا نان نداد...  
بابا نان نداد... بابا نمیتونه که واسه بچه هاش نان بیاره... بابا از بچه هاش خج کشید... امین از اکرم جدا شد... امین نامردی کرد زد زیر قولش... اکرم تنها شد... کبري بالا ه تصميمشو گرفت... تصميم گرفت واسه اینکه دیگه گشنه نمونه بره پیش ای دبی... کبري رفت... کبري دیگه برنگشت...مامانش سکته کرد مرد حسنک همه ی و اشو فروخت تا ج دوا مامانشو جور کنه... حسنک دیگه و ی نداره که براش ما ما و بع بع کنن... حالا حسنک مونده و یه مادر پیر و مریض... کوکب خانم ماست و کره و پنیر نداشت که


بابا نان نداد...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یادش به خیر  
سال ها می گذرد، از روزی که برای اولین بار باران آمد و دفتر کبري خیس شد، روزهایی که گوشمان با آوای حسنک کجایی پر شد. و زاغک بینوا اسیر خود بزرگ بینی خود گشت، چوپان دروغگو دوباره دروغ گفت، و اشک یتیمی که تاج پادشاهی را رسوا نمود، چهل برگ هایی که پر گشتند، و مشق هایی که نوشته شدند. آری سال ها می گذرد ، اما هنوز تصميم کبرای دل من گرفته نشده است، این روزها دوباره شور کودکی به سرم افتاده است ، افسوس و صد افسوس که نمی دانم کجا سادگی ام گم شد امتحانات ثل


یادش به خیر
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
روایتی خواندنی از یک روانشناسی  
شب بود، اما حسنک هنوز به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی تنگ به تن می کند. او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات، جلوی آینه به موهایش ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست؛ چون او به موهای خود گلد می زند. . .


روایتی خواندنی از یک روانشناسی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی وفا  
♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی وقتا حتی شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگری فروشندگی حمالی عملگی .سخت کار ميکرد اما حلال.هیچ وقت دست خالی نمیومد خونه.وقتی میومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش میداد براش غذا میذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .همیشه به عشق شوهرش خونه تمیز بود و برق میزد و با چیزایی که داشتن....


بی وفا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی وفا  
♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی وقتا حتی شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگری فروشندگی حمالی عملگی .سخت کار ميکرد اما حلال.هیچ وقت دست خالی نمیومد خونه.وقتی میومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش میداد براش غذا میذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .همیشه به عشق شوهرش خونه تمیز بود و برق میزد و با چیزایی که داشتن....


بی وفا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی وفا  
♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی وقتا حتی شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگری فروشندگی حمالی عملگی .سخت کار ميکرد اما حلال.هیچ وقت دست خالی نمیومد خونه.وقتی میومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش میداد براش غذا میذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .همیشه به عشق شوهرش خونه تمیز بود و برق میزد و با چیزایی که داشتن....


بی وفا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شعر طنز شروع مدارس  
بچه ها با در نظر گرفتن شروع مدارس درکتون میکنم   الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه ،بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداکار پیر شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره، مرغا هورمون خوردن و وس شدن، وسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند،چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن. مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیسا


شعر طنز شروع مدارس
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چوپان دروغگو هنوز دروغ می گوید!!!!!!!!  
کبري،تصمیـم نمی گیرد دهقان،فداکاری نمی کند پسر ِ شجـاع،ترسو شده است لوک،بــدشانسی می آورد پلنگ ِ صورتی،زرد شده است میتـی کومان،استعفـا داده است پروفسور بــ ازار، جعلی مدرک گرفته است ای کیــو ســان،مـُـدل ِ مو عوض می کند دو قلـــوها،دست ِ هــم را نمـــی گیــرند ر ن هـود،بــا ها رفیق شده است پینوکیـو،به فکر ِ جرّاحی ِ بینی است یـوگی،دوستـانش را مـی فروشـد پـت و مـت،پُست وزارت گرفته اند دخترک ِکبريت فروش، رفته دوبی ولی... ولی چوپـان ِ دروغ


چوپان دروغگو هنوز دروغ می گوید!!!!!!!!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دوستت دارم!!  
دوستت دارم... دوستت دارم دوستت دارم... دیگر ارزشیـــ ندارد... دیگر نمیتوان به این جمله اعتماد کرد... چون عادیــ شده است.راستو و دروغشــ را نمیتوان تشخیص داد. مسئله اینجا تمام نمیشود مهم ترین نگرانی وقتی است که میخواهی به ی از ته دل بگویی دوستت دارم میگویی ولی افسوس که مانند ندای چوپان دروغگو به نظر میرسد با این تفاوت که تو داری چوب چوپان های دروغگویی را میخوری که با ندای دروغشان همه چیز را اب کرده اند. و افسوس... . . . که حرمت دوستتــــ دارمـــ را ش ت


دوستت دارم!!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چوپان دروغگویی دیگر  
یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ نبود. چوپانی مهربان بود که در دهی، ان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او سند بودند، تصميم گرفتند که انشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از ان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و ی شکوه ای نداشت تا اینکه ...یک روز چوپان شروع کرد به فریاد آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک را خورده


چوپان دروغگویی دیگر
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
ندای دروغشان  
  مسئله اینجا تمام نمیشود.مهم ترین نگرانی وقتی است کهمیخواهی به ی از ته دل بگویی دوستت دارممیگویی ولیافسوس که مانند ندای چوپان دروغگو به نظر میرسد با این تفاوت که تو داری چوب چوپان های دروغگویی را میخوری که ندای دروغشان همه چیز را اب کرده اند.و افسوس......که حرمت دوستتــــ دارمـــ را ش ته اند.


ندای دروغشان
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چوپان دروغگویی دیگـــــــر  
چوپان دروغگویی دیگـــــــر یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ نبود. چوپانی مهربان بود که در دهی، ان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او سند بودند، تصميم گرفتند که انشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از ان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و ی شکوه ای نداشت تا اینکه ...یک روز چوپان شروع کرد به فریاد آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند ک


چوپان دروغگویی دیگـــــــر
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان کوتاه6  
یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ نبود. چوپانی مهربان بود که در دهی، ان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او سند بودند، تصميم گرفتند که انشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از ان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و ی شکوه ای نداشت تا اینکه ... یک روز چوپان شروع کرد به فریاد آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک را خورد


داستان کوتاه6
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
آقای همساده  
آقو دو روز پیش آموزش و پرورش تصميم گرفت داستان زندگی مارو بذاره تو کتاب فارسی ما هم با داستانهای ای کتاب قاطی شدیم...همو روز اول گفتیم بریم خونه کوکب خانوم بخور بخور...آقو ای کوکب خانوم همه پولاشو داده بود پرادو دو در یده بود هیچی غذا تو خونه نداشت مهمونا هم گرسنگی بهشون فشار آورد ریختن سر ما مارو تا حد مرگ زدن ها ها ها...از زدن ما که خسته شدن گفتن باید بری تو چنگل دنبال حسنک بگردی...وسط جنگل که بودیم دیدیم گله چوپان دروغگو اوجاس...روانی پیر چشمی گ


آقای همساده
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
25حدیث درباره دروغ و دروغگو  
 25 حدیث درمذمت دروغ ازفرمایشات ص وائمه علیهم السلام 1\- دروغ فسق و دروغگو فاسق است.2\- دروغگو ایمان ندارد.3\- دروغ از بدتر است.4\- دروغگو دشمن خداست.5\- روی دروغگو سیاه است.6\- دروغ از بدتر است.7\- دروغگو بوی دهانش متعفن است.8\- خدای تعالی دروغگو را لعنت می کند.9\- بوی گند دهان دروغگو به عرش می رسد.10\- دروغ م ب ایمان است.11\- دروغ مانع چشیدن طعم ایمان است.12\- دروغگو تخم کینه در ها می کارد.13\- دروغگو مروتش ازهمه خلق کمتر است.14\- به جهت یک دروغ ،هفتاد هزار فرشته درو


25حدیث درباره دروغ و دروغگو
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حسنک  
نمی دانم دوستان هم سن و سال من یادشان هست یا نه. در دروس دوره دبیرستان داستانی داستان بر دار حسنک از کتاب تاریخ بیهقی در کتاب ادبیات فارسی داشتیم به نام حسنک که بسیار به دلم نشست. به ویژه این جمله اش که خواجه احمد به بوسهل گفت «در همه کارها ناتمامی » به طرز عجیبی این جمله اخیر در ذهنم ماندگار شد؛ چرا؟ نمی دانم. قسمتی از داستان را برای خاطرات آن روزها می آورم؛ باشد که به مذاق دوستان خوش آید.


حسنک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان باحال...  
ما ما می کرد بع بع می کرد   سگ واق واق می کرد   و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی     شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت      های زیادی است که به     خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی       های تنگ به تن می     کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی      آینه به موهای خود ژل می   زند.  موهای حسنک دیگر مثل پشم نیست چون او به  موهای خود گلت می زند.   دیروز که حسنک با کبري چت می کرد . کبري گفت تصميم      بزرگی گرفت


داستان باحال...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
پتروس کى بود؟  
به یارو میگن پتروس کی بود؟میگه داستانش طولانیه یه کودک فلسطینی فداکار بود که وقتی گرگ به اش تو هلند حمله کرد پیرهنشو آتش زد و رفت زیر تانک انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار و مشهر آزاد شد و شاه فرار کرد و اومد و رید تو مملکت مچکریم لامپ


پتروس کى بود؟
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 1.055 seconds
RSS