اخرین جستجو ها
پیگیری ویزای کربلا باکدرهگیری پوسیدن کاغذ بساب روستای دهداری مردم روستای بساب دهداری روستای نمودن مردم واحد بعد از ترابایت مشاوره برای پرورش زالوی طبی طبق ایات قران کلمه ای که ۳۲ مرتبه بلافاصله بعد از صلاه تکرار میشود چیست ساختمانی ستون خطوط هوایی اسکلت ساختمانی رسید پایان کلاس پایان رسید تنظیم دوربین قناسه بخشش لحظه فرو ریختن کامل ساختمان پلاسکو ریتم و آکورد از تو دلگیرم محمدرضا هدایتی قاری رقیه سوره شمس پاییزی آ ین معرفی وسایل ازمایشگاهی برای مسابقات ازمایشگاهی جشنواره خوارزمی security فضای مجازی، تهدید یا فرصت انشا کلاس دهم عینی ذهنی نتیجه درباره انشا اتوبوس شلوغ نام مقاومت متغیر سه سر سایت آموزش وپرورش سیب وسوران آموزش قراردادن فایل فلش در پاو وینت کانون زبان تاپ استیودنت بحران نوستالژیک ماضی هفتم ماضی برای کلمات پرسشی عربی هفتم رمان عشق کافیستقسمت پنجم آ ین حرف تو چیست؟ مبالغه از درس فارسی کلاس ششم جدید انشاکوتاه عینی وذهنی مرگ آموزش اشتراک گذاری share یک فولدر توسط خط فرمان ید دوره سیر شه های معماری مهدوی نژاد pdf تفاوت سه سیاره زهره تیر وبهرام با زمین چیست؟ آ ین مهلت دفاع پایان نامه ارشد نیم سال دوم 94 علوم تحقیقات معنی شعر فضل خدا پنجم آکورد آهنگ تقاص از حمید عسکری داستان کوتاهی از زبان خط فارسی بنویسید شیوه تغییر وتحول رااز زبان خط شرح دهید کلمات متصاد مانند فرازوفرود ش ت وپیروزی را در داستان به کار ببرید انشایی درباره شعر ایستاده ام،ایستاده ای،ایستاده ایم،جنگلیم،تن به صندلی شدن نداده ایم تحقیق درباره ی خانه ی سلامت کاشان در مورد بازیافت کاغذ پسر ما دوتا انشای صفحه 36 نگارش هشتم کدام گزینه نقش سرو افکنده در صنایع دستی ایرانی است؟ باهار موفقیت یکی از اعضا مرکز کنترل سطح هوشیاری بیمار منتظر آن لحظه ام ملت باهوش راحترین راه محاسبه درصد تخفیف جواب درک مطلب فارسی کلاس پنجم øºø¯ûŒø± ø¢ù†ú©ù‡ ø¨ûŒø¹øª زندگی شکلاتی اهنگ جان ساقی احسان رستمی اعزام بیش از دو هزار نفر از استان به کربلا در ایام اربعین دیدار دوستانه شاگردان باغ آبادی با هرماس هنر هاى دستى زمان ثبت نام و انتخاب واحد نیمسال اول ۹۵ ۹۴ پیام نور kam237 آیا وصل بودن شارژر به پریز برق مشکل دارد؟ مرحوم برنامه ایشان گلپایگانی صدای گلپا حسین گلپایگانی مؤذن زاده سلیم مؤذن اکبر گلپایگانی صدای مرحوم ذبیحی شرح وظائف پرسنل بهره بردار نیروگاه زرین پاکت چین مرگز ید گاندا انشاء تصویر نویسی کتاب هشتم صفحه ی مزاحمت به سیده زینب حسینی همسر یان دایسون instascent eshghole4 پرستش اموات نقد و بررسی عکاسی فرهنگ و هنر پایه نهم کلام و خاطره ای از شهید کت شلوار جدید zara کد پیشواز غریبه آی غریبه مواظب گلم باش از مهدی یوسفی راهنمای معلم آمادگی دفاعی پایه نهم جدید تالیف بودجه بندی فصول کتاب های زیست شناسی در کنکور ید اکانت کلش اف زامبی سنگ ساروج را چگونه تشخیص دهیم السلام علیک یا خیر الحاج، یا ابا عبدلله نقشه روشن لامپ با کنتاکتور مترجم انگلیسی در مریوان فروسرخ دمانگاری دمانگاشت تابش تصویربرداری نمایش تصویربرداری فروسرخ تصویر رنگی تابش فروسرخ مادون قرمز چگونه کشیدن ایزومتریک سه بعدی در صفحه دو بعدی در اتوکد یک کاردستی زیبا برای امتهان نوبت ۱ هفتم هنر کاردستی برای زبان انگلیسی هفتم فواید چربی خفاش رمان قلب مشترک مورد نظر خاموش می باشد نمد ضخیم نان مسکن مهر اردستان خواستار رسیدگی به مشکلات شان شدند سامانه همگام ثبت نام شیر مدارس تغییر اینچ به سانتیمتر در پاو وینت نمونه متن دعوت نامه حضور در جلسه اولیا و مربیان مدرسه تحقیق درباره درس معدن تا خانه علوم هفتم متن خوش آمد گویی به مهمانان عروسی چگونگی انتقال فایل از سیستم عامل مجازی به سیستم عامل اصلی آسیب پرسپولیس عالیشاه امید امید عالیشاه مسابقه دوستانه جریان مسابقه جریان مسابقه دوستانه قبول تهران دوره لرستان مشروط پذیرفته‌شدگان تهران قبول تهران مشروط لرستان قبول مورد نیاز مربیگری درجه با استفاده از واژه های بزرگی عظمت شکوه شوکت سربلندی اعتبار یک بند زر مورد زبان مادری بنویسید مراسم ولادت زمان عج رئیس سازمان امور دانشجویان مدارک واحدهای غیر مجاز تأیید نمی‌شود تبدیل کاربراتور به انژکتور پاترول گردن می‌شود نادرست فشاری می‌کند گرفتگی وارد می‌کند تحقیقات نشان وارد می‌شود گردن وارد گرفتگی گردن


حصار خودخواه خودخواهی اجازه ورود خودم کشیده

تو را داشتن خوش است.  
nbsp یک حصار دور خودم کشيده بودم، با گوشه ی خونه نشستن، با زل زدن به دیوار، با بهونه ی کنکور،با کنار کشیدن از جمع دوستانه،با جواب ندادن تماس این یکی و اس ام اس ندادن برای اون یکی، با محرومیت خود خواسته از تفریحات کوچولو، با بد اخلاقی، کم کم در این مرزی که دور خودم کشيده بودم فرو می رفتم... تا یک جایی دست من بود، اما بعدش این مرز و حصار بود که همه چیز رو دست خودش گرفته بود. گاهی فکر می کنم این وضعیت از خودخواهی من ناشی میشه، اگر آدم خودخواه نباشه اجا


تو را داشتن خوش است.
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دلم گرفته!  
سلام..... دلم گرفته دلم از همه ی ادمای خودخواهی که فقط خودشونو میبینن فقط حس خودشون براشون مهمه فقط کارای خودشون احساس خودشون همه چی برای خودشون فقط خودشون مهمن همه بدن غیر خودشون جون خودتو قسم میخوریو عین خیالشون نیس بدم میاد از همه ی آدمای خودخواه از همه ی آدمای دیکتاتور از هرچی محدودیته آرزو میکنم این آدمای خودخواه روزی برسه که یکی خودخواه تر از خودشون بد جور بزنتشون زمین تا بفهمن خودخواهی یعنی چی.....


دلم گرفته!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چوب الف های من  
به نام دوست     من در این جهان به هیچ چیز واکنش منفی نشان نمیدهم. منظورم واکنش غریزی است. فقط خودخواهی است که ناخودآگاه دلم را تیره میکند و نمیتوانم در برابرش بی تفاوت باشم. در اولین برخورد با هر آدمی از خودم میپرسم آیا خودخواه است؟ و در همهء رفتار و گفتارش دقیق میشوم ببینم چه مایه خودخواهی و تکبر تویش پیدا میکنم. این توجه همه ش بیهوده است. چرا آدم باید مشغول عیب دیگران بشود؟ اما دست خودم نیست.  اما هنرمند ذاتا خودخواه است. چون فکر میکند حالا که


چوب الف های من
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
عصبانیت. خشم.  
پسر بچه ای تند خو در روستایی زندگی می کرد، روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی می شوی و کنترلت را از دست می دهی باید یک میخ در حصار بکوبی، روز نخست پسر ۳۷ میخ در حصار کوبید، اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند، او دریافت که کنترل عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخ ها در حصار است، در نهایت روزی فرا رسید که پسر اصلا عصبانی نشد، او با افتخار این موضوع را به اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر روزی که توانستی جلوی خشم خود


عصبانیت. خشم.
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چطور خودخواه باشم؟  
مسئله ای وجود داره که تا حالا نتونستم واسه خودم جو پیدا کنم. اونم مرز بین خودخواهی و پررویی به جا و نابجاست. اینکه آدمها تا چه اندازه حق دارند خودخواه باشند؟ تا چه اندازه حق دارند پررو باشند؟ من آدم کم رویی هستم. کمتر پیش آمده به ی نه بگم. در برابر پررویی دیگران سکوت میکنم.اما تصمیم دارم از این به بعد قاطع باشم ولی نمیدونم چجوری؟ چطور با احساس بدی که بعد از هر بار نه گفتن در من بوجود میاد که فلانی رو ناراحت کنار بیام؟از کجا بدونم زیاده روی ن ؟ چه


چطور خودخواه باشم؟
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
 
میدونی چیه؟ میتونی بهم بگی خودخواه ولی... خنده هات و فقط واسه خودم میخوام لمس دستات و فقط واسه خودم میخوام اون چشات که دلم هربار هُری میریزه وقتی به چشام نگاه میکنی باهاشون و فقط واسه خودم میخوام... اون دیوونه بازیات و فقط واسه خودم میخوام صدات که تو هر شرایطی آرومم میکنه رو فقط واسه خودم میخوام اون دوستت دارم ها رو فقط واسه خودم میخوام بذار ساده بهت بگم...همه ی وجودت و فقط واسه خودم میخوام


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
 
میدونی چیه؟ میتونی بهم بگی خودخواه ولی... خنده هات و فقط واسه خودم میخوام لمس دستات و فقط واسه خودم میخوام اون چشات که دلم هربار هُری میریزه وقتی به چشام نگاه میکنی باهاشون و فقط واسه خودم میخوام... اون دیوونه بازیات و فقط واسه خودم میخوام صدات که تو هر شرایطی آرومم میکنه رو فقط واسه خودم میخوام اون دوستت دارم ها رو فقط واسه خودم میخوام بذار ساده بهت بگم...همه ی وجودت و فقط واسه خودم میخوام


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حصار/fence  
  شاید عشق روی دیگر حصار باشد    تو چه میدانی ...... دلم میخواهد حصاری به دورت کشيده شود ازجنس من   با دور نوشت ورود ممنوع اقایان..شاید شامل خانم ها بشود   اصلا هر ی که بخاهد نگاهت را از من بگیرد   دلم میخواهد فقط خودم دلم برات تنگ شود   فقط خودم خوشح کنم   فقط خودم دلم برایت یه جوری شود   میدانم به جهان سومی ها شباهت دارد   ولی دوست دارم جهان سوم باشم   تا عشق تمام تنم را بسوزاند   وقت دیدنت سرخ شوم   زبانم بند بیاید   و این جمله فقط در ذهنم تکرار شو


حصار/fence
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
هیچ مانعی، نامحدود نیست  
هیچ مانعی، نامحدود نیست مرغی پشت حصار توری ایستاده و با حسرت به دانه های گندمی که در آن سو ریخته شده بود نگاه می کرد. او هر چقدر تلاش کرد نتوانست تا از میان حصار به دانه ها برسد. آن مرغ همین طور که بالا و پایین می پرید و اطراف را برانداز می کرد. چشمش به انتهای حصار خورد. بله، حصار تنها شش  متر طول داشت.  بنابراین به راحتی حصار را دور زد و به دانه ها دست یافت. نتیجه وقتی که به مسئله ای می شیم، در حقیقت حوزه دید خود را نسبت به آن گسترش می دهیم، پس هر ت


هیچ مانعی، نامحدود نیست
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حصار تاریخی ترک آباد  
به نام آنکه اگرحکم کند همه ما محکومیم در گذشته ترک آباد دارای حصار خشت وگلی به طول چند کیلومتری بوده است که الان بیشتر این حصار ت یب شده .هدف از کشیدن این حصار به چند مورد مربوط بوده است؛1\-جلوگیری از ورود حیواناتی اعم از آهو به مزارع کشاورزی2\-کم شدن سرعت بادهای تند وکم شدن میزان گرد وخاک       


حصار تاریخی ترک آباد
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حصار من  
سعی میکنم بنویسم  .... سعی میکنم  باز نقاشی کنم ... سعی میکنم  گوشهایم را  بگیرم  وخودم  باشم   سعی میکنم ..... اما  ..... تماشای بی  حد حصر من  حصاری میشود   وجستن بر سر این حصار  ....تمنای  ... ؟ دور  از خود  و شاید بسیار نزدیک  تشریح میشوم  و دربند بند این  متن   واژه ها با تمام  معنای روشن  تفسیر میشود   این همان  حقیقت حصار است  حصاری  که مرا تعریف میکند  .... ودر خلوت خود  هیچ رد پای  از  بیگانه  نمیگذارد ... حال مرور میشوم در همان قدمها  .... دور از  هر


حصار من
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان عبرت آمیز  
پسر بچه ای تند خو در روستایی زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشود و کنترلش را از دست میدهد باید یک میخ در حصار بکوبد. روز نخست پسر ۳۷ میخ در حصار کوبید. اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند. او دریافت که کنترل عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخها در حصار است. در نهایت روزی فرا رسید که آن پسر اصلا عصبانی نشد. او با افتخار این موضوع را به اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر روزی که توانست جلوی خشم خود را


داستان عبرت آمیز
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان عبرت آمیز  
پسر بچه ای تند خو در روستایی زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشود و کنترلش را از دست میدهد باید یک میخ در حصار بکوبد. روز نخست پسر ۳۷ میخ در حصار کوبید. اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند. او دریافت که کنترل عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخها در حصار است. در نهایت روزی فرا رسید که آن پسر اصلا عصبانی نشد. او با افتخار این موضوع را به اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر روزی که توانست جلوی خشم خود را


داستان عبرت آمیز
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حجاب،قلعه یا زندان؟  
حجاب زندان نیست که ن در آن محبوس باشند،بلکه قلعه ودژی است که از ورود غارتگران ومهاجمان جلوگیری می کند. ن با حجاب ،قلعه نشینا نی اند که به مزاحمان اجازه ی ورود به حریم نمی دهند ودر این حصار بلند از گوهر پاسداری می کنند.


حجاب،قلعه یا زندان؟
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دری وری  
سلام امروز عصر پنجشنبهخیلی دلم گرفته توی تنهاییی خودم به چیزایی فکر میکنم که به خاطر خودخواهی هایی که من از دستشون دادم مثل دوستای خوبی که داشتم مثل سلامتی که خودم داشتم قدرش ندونستم نمیدونم که چرا اینقدر خودخواه شده بودم چرا به حرف ی گوش نمیدادم و فقط فقط با این کارم به خودم ضرر زدم وای از دست خودم تمام خوبی ها برای تبدیل به بدی شده بود و خودم را همیشه با بدی ها سرگرم می اصلا انگار دیگه با خوبی ها و کار های خوب دوست های خوب میونه خوبی نداشتم ا


دری وری
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستانی بخوانید از کتاب اول دبستان ژاپنی ها!  
پسر بچه ای تند خو در روستایی زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشود و کنترلش را از دست میدهد باید یک میخ در حصار بکوبد. روز نخست پسر 37 میخ در حصار کوبید. اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند. او دریافت که کنترل عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخها در حصار است. در نهایت روزی فرا رسید که آن پسر اصلا عصبانی نشد. او با افتخار این موضوع را به اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر روزی که توانست جلوی خشم خود را ب


داستانی بخوانید از کتاب اول دبستان ژاپنی ها!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستانی بخوانید از کتاب اول دبستان ژاپنی ها!  
پسر بچه ای تند خو در روستایی زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشود و کنترلش را از دست میدهد باید یک میخ در حصار بکوبد. روز نخست پسر 37 میخ در حصار کوبید. اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند. او دریافت که کنترل عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخها در حصار است. در نهایت روزی فرا رسید که آن پسر اصلا عصبانی نشد. او با افتخار این موضوع را به اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر روزی که توانست جلوی خشم خود را ب


داستانی بخوانید از کتاب اول دبستان ژاپنی ها!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گم شدن و گم شدن  
چرا خودت رو به نفهمی می زنی؟ با این کارت چیو می خوای ثابت کنی؟ حالم خیلی بد میشه به خاطر تمام کارایی که کردی، تمام کارایی که می کنی ... میفهمی؟ مگه منو نشناختی؟ بعد این مدت ... هنوز منو نشناختی؟ نمی دونی غرور لعنتیم از همه چیز برام مهم تره؟ مگه خودت یه بار بهم نگفتی؟ چرا این کارو باهام کردی و دم کردی؟ میای و سراغ یکی دیگه رو از من میگیری؟ مگه من اوپراتورتم که وصلت کنم به یکی دیگه؟ با یکی دیگه کار داری برو به خودش بگو، با من چیکار داری؟ بعد برمی گرد


گم شدن و گم شدن
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یک نظر در کار این ویرانه کن  
من غلط در اول بی شمار اهرمن را راه دادم زین حصار                                        یک نظر در کار این ویرانه کن دشمن خود را برون زین خانه کن                                                                                               حاج ملا احمد نراقی   حصار منظور قلب انسان


یک نظر در کار این ویرانه کن
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
جز خودم !  
کمی عوض شدم، دیریست ازخداحافظی غمگین نمی شوم به ی تکیه نمی کنم از ی انتظار محبت ندارم خودم بوسه میزنم بر دستانم ژسر به زانوهایم می گذارم و سنگ صبور خودم می شوم برای خودم هدیه می م با خودم ساعتها حرف میزنم در دنیای خودم ی حق ورود ندارد جز خودم برچسب متن کپی شده زیبا بعضی جاهاش قشنگن،خصوصا تیکه های آ ش


جز خودم !
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
 
  حصار حصار ِ شیشه ای بین من و آدم ها هوای این طرف یک دست و صاف ، بیشتر آبی. هوای آن طرف ابلق ، اغلب مات گواهی بخواهید ؟ اینک گواه . . . شبی که از دل درد رنگ لب هام سفید شده بود و آدم ها به خاطر تخلیه شادی کاذبشون پس از برد فلان تیم، سرتاسر خیابان بیمارستان رو برام زجر آور کرده بودن...      


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گزارش تصویری : اجرای تعزیه مسلم بن عقیل در روستای حصار وان  
«مسلم‏ بن عقیل‏» پیشاهنگ نهضت کربلا و سفیر حسین به سوى مردم کوفه بود که روز عرفه نهم ذی‌الحجه سال 60 هجری در کوفه به شهادت رسید. در طول سال و به مناسبت های مختلف مذهبی در تکیه حاج صمد تقوی تعزیه بر پا می شود. قدمت تعزیه در روستای حصار وان به سده های گذشته بر می گردد و این روستا همواره شبیه خوان های بزرگی را در خود پرورش داده است. این نمایش آیینی با استقبال چشمگیر مردم در شهر و روستاهای اطراف و حتی استان های همجوار همراه است. روستای حصار در بیست


گزارش تصویری : اجرای تعزیه مسلم بن عقیل در روستای حصار وان
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نارنجک  
نارنجکی که ضامن آن را کشيده باشید ،یا باید سریع پرتاب شود و یا باید آن را محکم گرفته و کنترل و مهار کنند ،و گرنه منفجر شده و هم به خود انسان آسیب می زند و هم به دیگران .والبته آسیبی که به خود انسان می زند به مراتب بیشتر است. حال،خودیت و خودخواهی نیز مثل نارنجکی است که ضامنش را کشيده باشند ،که در این صورت یا باید آن را از خود دور کرد و یا باید آن را لگام زده و مهار کرد . یزید خودخواه بود،خودیت داشت و صحنه کربلا این حقیقت را به نمایش گذاشت که ی که خود


نارنجک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خودَم  
گاهی به خودم سلام می کنم برای خودم دست تکان می دهم گاهی بدون اجازه  با خودم قدم میزنم  بدون اجازه  به اتاق خودم می روم  انتظار خودم را می کشم  تنهایی همین است  همین که تلفن را برداری   و ساعت ها  با خودت حرف بزنی ...                                                ˇ෴ˇ  


خودَم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
جملات الهام بخش برای زندگی 1  
پسر بچه ای تند خو در روستایی زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشود و کنترلش را از دست میدهد باید یک میخ در حصار بکوبد. روز نخست پسر 37 میخ در حصار کوبید. اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند. او دریافت که کنترل عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخها در حصار است. در نهایت روزی فرا رسید که آن پسر اصلا عصبانی نشد. او با افتخار این موضوع را به اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر روزی که توانست جلوی خشم خود ر


جملات الهام بخش برای زندگی 1
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
سرکوفت  
کار هر روزم شده فقط و فقط شنیدن سرکوفت... نمی دانم چه کنم... از همه فقط سر کوفت میخورم به خاطری کاری همه اش هم بخاطر خودم نبود... از همه طرف اظهار پشیمانی می شنوم... که همه پشیمانند و مجبورند که تحملم کنند... تحمل یک دختر سر به خود خودخواه... دختری که هیچ برای خودش نخواست اما خودخواه نام گرفت... سرم پر است از سرکوفت... آنقدر پر که می خواهم با آ ین توانم بکوبمش به دیوار تا خالی شود... آنقدر پر که از نداشتن چاره فقط اشک می ریزم و فریاد می زنم تا شاید کمی خالی


سرکوفت
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
پ‌ی‌د اجازه ورود enks به کوبانی را نداد!  
پ‌ی‌د اجازه ورود enks به کوبانی را نداد هیئت enks انجمن ملی کوردستان خواستار دیدار از شهر کوبانی بود تا مسیر ورود نیروهای خود را به منظور کمک به پ‌ی‌د در این شهر مهیا کند؛ اما پ‌ی‌د اجازه نداد. در این خصوص یکی از سرکردگان حزب دمکرات...


پ‌ی‌د اجازه ورود enks به کوبانی را نداد!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نفسم گرفت از این شهر در این حصار بشکن  
نفسم گرفت از این شهر در این حصار بشکن در این حصار جادویی روزگار بشکن چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون به جنون صلابت ص ه ی کوهسار بشکن تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن زبرون ی نیاید، چوبیاری تو این جا تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه تو به آذرخشی این سایه ار بشکن سر آن ندارد امشب که برآید آفت تو خود آفتاب خود باش، طلسم کار بشکن بسرای تا که هستی، که سرودنست بودن به ترنمی دژ وحشت این


نفسم گرفت از این شهر در این حصار بشکن
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
93/5/2  
اعتراف میکنم هیچ وقت آدم فداکاری نبودم، هیچوقت. هیچ وقت حاضر نبودم از خودم به خاطر دیگران حتی عزیزام بگذرم. اینقدر خودخواه بودم که همه چیزو برای خود خودم میخواستم... فقط برای خودم نمیدونم .... شاید واس همین بود که خدا خواهر برادری بهم نداد تا بخوام داشته هام رو باهاش تقسیم کنم توی زندگی از همه مهم تر برام خودم و ارزش های خودمه. این که چه چیزی منو خوشحال میکنه، اینکه چه چیزی منو به آرزوهام سریع تر میرسونه. یا اینکه چه چیزی من رو بهترین میکنه البته


93/5/2
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
93/5/2  
اعتراف میکنم هیچ وقت آدم فداکاری نبودم، هیچوقت. هیچ وقت حاضر نبودم از خودم به خاطر دیگران حتی عزیزام بگذرم. اینقدر خودخواه بودم که همه چیزو برای خود خودم میخواستم... فقط برای خودم نمیدونم .... شاید واس همین بود که خدا خواهر برادری بهم نداد تا بخوام داشته هام رو باهاش تقسیم کنم توی زندگی از همه مهم تر برام خودم و ارزش های خودمه. این که چه چیزی منو خوشحال میکنه، اینکه چه چیزی منو به آرزوهام سریع تر میرسونه. یا اینکه چه چیزی من رو بهترین میکنه البته


93/5/2
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
کاش میشد حصار زمان و مکان را میش تم !  
و گاهی باید ؛ باید هارا کنار بگذاری کاش میشد حصار زمان و مکان را میش تم برای لحظه ای شعاع وجودم را تا مرز ک شان ها میبردم برای لحظه ای میخواهم در لحظه زندگی کنم در هزارم ثانیه ها کاش میشد حصار زمان و مکان را میش تم  


کاش میشد حصار زمان و مکان را میش تم !
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
غزل روزگار خودم  
چه روزگار خوبیست در بند خودم خودم سرای خودم کبریای خودم یارا رخصتی دهید خوانده ام گفتم ازاین دروغ شما میروم به قواخ خودم اگر صبای صبح سحر خوان ساز من باشد می رسانمت از گل و سنبل و شباهنگ به اهنگ خودم به سمت ناکجا جلدم را روانه خواهم کرد به روح او برسانید شد رهسپار خودم گریستم دلم را کشتم در کبود پنهانی خدایا ایولت باشد رسیدم به شادیه خودم چه گرد هم هستند در این خزان پاییزی غمو احساسی  به انتظار خودم فاتحی نخواند زندگی اجازه دهید خودم ختم فاتح


غزل روزگار خودم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
آقا اجازه؟؟!!  
آقا اجازه د ده ام ازتمام شهربی تو دلم گرفته ازاین ازدحام شهرآقا اجازه دست خودم نیست خسته امدر درس عشق من صف آ نشسته امدر این کلاس عاطفه معنا نمی دهداینجا ی برای تو بر پا نمی دهدآقا اجازه بغض گرفته گلویمانآنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان...


آقا اجازه؟؟!!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 0.9 seconds
RSS