اخرین جستجو ها
هر آنچه دوست داشتم زمین و سه سیاره ی دیگر درونی منظومه ی خورشیدی تیرو زهره وبهرام چه تفاوت هایی دارند؟ شهید کتاب عباس دبستان پوشینه بافت تعطیلی بارش مدارس پوشینه بافت دخترانه پوشینه دبستان دخترانه تعطیلی مدارس بافت امروز دبستان دخترانه پوشینه نماد طاووس وخفاش روش رسم پنج ضلعی منتظم با پرگار دنیای تو رنگارنگ است و دنیای من سیاه،ولی یک رن ِ من به همه ی دنیای تو می ارزد تصاویر شخصیت های رمان ناگفته ها مسابقه ی خوانش احساس واژه ها اموزش دوخت پامرغی پته دوزی listlist1580 1705 1608 1575 1604 انشا آسمان ذهنی اسپانسر شدن ت و اختلال مهارتهای حرکتی اختلال رشد هماهنگی dcd مارک فیوز مینیاتوری خوشحالی یعنی عروسی داداشت نزدیکه انشا درمورد تابستان خودرا چگونه گذر د هیئت صاحب زمان عج همدانک مدارک لازم برای آزمون دان 3 تکواندو لایه الکترون تعداد الکترون حبیب مدینی دستجردی چند مقدمه زیبا برای انشاء تابستان خود را چگونه گذر د تعداد بازیهای ملی آلبرت اینیستا نحوه کانفیگ مودم هواوی مخابرات کرمان کالسکه نوزاد کودک قرمز میراژ گراکو 100 هزار تومان زیر قیمت تهران فرق درشت مولکول وپلیمر؟ افتاده ایم روی بند طرح درس برای درس آفریدگار زیبایی از بخوانیم چهارم سخنرانی مدیر مدرسه در روز بازگشایی مدارس خدایا کمکم کن میخوام عوض شم تحقیق در مورد دانه آگهی های استخدامی امروز کشور 4 مهر آ ین آمار بی سوادی در کشور 1000 برگ کاغذ ضخامت این بستهی کاغذ تقریبا چند سانتی متر است ویژگی پولی منجیددار معمای زنی بر روی قبری گریه میکرد پرسیدند قبر کیه گفت پدرمه خلاصه درس اصول فلسفه تعلیم تربیت حقوقی قراردادهای تنظیم خدمات دعاوی اهنگ احسان کلوانی به نام سن نرفتن درخواست در بیتالک رمان گنا ار فصل 12، 13، نگارش دهم انشا به روش جانشین سازی سرود همگانی با موضوع فوت حضرت محمد زندگى علامه حلى وبگویید او چه ویژگى هایى داشت که به دیدار زمان موفق شد چند کلامی از جانان اعلام اصلاحیه لایحه قانون بودجه 95 کشوربه ت در بند ح از تبصره اخلاص در کلام معظم انقلاب لیست دبیران متوسطه دوم مهاباد دخترانه cache http weblog24com weblog hapaly انشا عینی ذهنی در باره پنجره آموزش رایت cd با nero معین زد سرمو محکم زدم به دیوار وقتی دیدم خالی پاکت سیگار معنی درس ستایش کتاب آموزش مهارت های نوشتاری نگارش و انشاء فلسفه به وقت ایران فضیلت زن این نیست که پایش را دراز کند مدال بیاورد خوشنودی و خوشحالی در ایران انشادرس سوم پایه دهم نمونه سوالات آشنایی با قرآن شهید مطهری درخواست کمک مالی از ریاست جمهوری بحث علمی کتاب عربی دهم درس آموزش دوخت سرهمی دخترانه معایب انفیه امید های رن رجب ماه بزرگ خداست چوب خدا صدا ندارد محل وحی حضرت موسی درحل ج غیرتش غیر در جهان نگذاشت اهنگ بگذر زمن ای اشنا چون من دگر از تو گذشتم نی نی سایت رژیم زنیان و مصطکی برای لاغری کلینیک ایرانیان دیالیز میدان هروی قدم میزنم تا ازت بگذرم قدم میزنم بلکه یادم بره میخوام جا بذارم یه جا فکرتو شیعه حقیقی کیست؟ انواع متمم در جمله میزنه گونی زینب عبوری فرزند شهید عبوری در بیمارستان شفا ساری اهمیت درس پژوهی در کارورزی اختبار برنامه سایت اختبار حقوقی اختبار وبسایت حقوقی وبسایت حقوقی اختبار آرایه بیت های درس ستایش فارسی هشتم صوتی دعای الهی بحق الحسین واخیه داستان داداشم تو خواب منو کرد مزیت انصاری فرد نسبت به دیگر لژیونرهای ایرانی صعود پاری سن ژرمن و سقوط بارسلونا مخالف مغرور متن کوتاهی دربارعی ابوعلی بلعمی شاگردان الگوهای تدریس کتاب الگوهای خلاصه کتاب کتاب الگوهای تدریس عشقم رو نادیده نگیر قسمت۲۸ طرز بافت پنجه کلاغی سوالات پایان ترم پیام نور کتاب درآمدی تحلیلی بر انقلاب ی ایران نوشته عیوضی اعلام نتایج ازمون سال 95 96 تیزهوشان استان کردستان واکنش پذیری کات کبود باآن وروی مهر 94 ، اینجا تهران متن کوچک روضه بین دعا جوشن مبیر در شب قدر انشا درباره برو کار می کن مگو چیست کار اسکولیوز انحنای ستون فقرات مازوخیسم masochism یا آزارخواهی و روش درمان آن چیست؟ عوارض شربت ویتام تعبیر خواندن سوره نبا در خواب طبق نظر صادق تخفیف 10 تا 20 درصدی در اولین نمایشگاه بهاره شهرستانی اسنه گویان به چهانی گفته می شود متنی برای تقدیر از زحمات دبیران عبور اطفال به عربی


خیلی داشتم جواب دخترعمم خونه وبابام

30- خونه قدیمی  
این روزها دلم هوای خونه قدیمیمون و کرده. خونه پدری. یه خونه ویلایی خوشگل و تمیز. نه از این آپارتمانهای یک وجبی. یه خونه با یه حیاط خوشگل و یه باغچه کوچولو. یه پیچک تو باغچه بود که وقتی رشد میکرد تموم دیوار رو میگرفت. یه گلخونه هم داخل خونه بود که پر بود از گل و گلدون. اون خونه رو خيلي دوست داشتم. خونه رو فروختیم. به این فکر میکنم اگه هنوز خونه رو داشتیم ماهان میتونست تو حیاط بازی کنه. دوچرخه سواری کنه.


30- خونه قدیمی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دوست دارم  
سلام به شوهر خوشکلم این چند روز که با هم مرتب صحبت میکردیم خيلي احساس خوبی داشتم وازاین که امروز نتونستم باهات صحبت کنم خيلي ناراحتم فکر کنم خيلي بهت وابسته شدم محمد امشب دعا کن  حتما خدا دعا هاتو براورده میکنه خيلي دوست دارم همیشه باهات میمونم  راستی فردا  زنگ نزنی اخه مامان وبابام تعطیل هستن  دوست دارم خيلي عاشقتم محمد  خداحافظ


دوست دارم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خونه عمم  
رفته بودم خونه عمم اینا ...دیدم دخترعمم داره ب مامانش میگه کلیپسم ش ته و پول بده ی کلیپس جدید ب م خلاصه سر این موضوع بحث می ...منم باخودم گفتم دختره آرزو داره کیف پولمو درآوردم ک بهش چن تومن پول بدم دیدم ای دل غافل فقط چن تومن دارم اونم علیرضا همکلاسیم بهم گفته واسش موچین و کرم ب م ... |


خونه عمم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یه فاتحه  
سلام دوستای گلم   راستشوبخواین یه اتفاق خيلي خيلي بد افتاده..   دخترعمم دوهفته ی پیش فوت شد..   تودریاغرق شد...   داغونم...   خيلي داغونم...   ازخواهر نداشتم بیشتر دوسش داشتم   همش بیست سالش بود...   دانشجو بود...   رشتش کامپیوتر بود...   توی تهران...   اسمش توی شناسنامه فاطمه بود..   اما سونیا صداش میکردیم...   داستانش خيلي مفصله شاید بعدا براتون نوشتم،ع شم میذارم براتون   الان فقط میخوام ازتون تقاضا کنم،خواهش کنم،درخواست کنم   یه فاتحه فقط یه فاتحه بر


یه فاتحه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
هر چی در خونه خدارو می زنم جواب نمیده!  
هر چی در خونه خدارو می زنم جواب نمیده من همیشه برای رسیدن به هر چیزی توی زندگیم مثل تحصیل، کار و ازدواج خيلي سختی کشیدم. اصل مشکل من اینجاست که الان حس می کنم هر چی بیشتر در خونه خدا رو می زنم خدا برام سخت تر می گیره کلی نذر و نیاز و ختم قرآن و سوره یس و و حدیث ا خوندم و باز بی جواب موندم راستش خسته و دل سرد از هر چی نذر و نیاز شدم و فکر می کنم خدا چرا جواب منو نمی ده. چرا خدا به بعضی آدما همه چیز راحت میده و تازه اونا دل منو به خاطر چیزی که خدا خواسته


هر چی در خونه خدارو می زنم جواب نمیده!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
 
تجربه شد سال دیگه، سرخود نرم تو املاکیهاو دنبال خونه بگردم..اونه از یک ماه و یک هفته قبلش..کاری بی فایده ...تجربه شد که وسایلو اینقدر زود جمع نکنم ...اون هم از یک ماه قبلش..تجربه شد که ازین به بعد ده روز قبل از آ ین تاریخ، شروع میکنم وسیله جمع وسایل..خونه هم هر وقت آقامون فرصت داشت و خواست شروع کنه ما هم اگه شد باهاش میریم.....امروز داشتم فکر می از بعد از تعطیلات عیدم همه چیو تعطیل که چی؟ یه خونه میخوام عوض کنم؟ خوبه دیگه اگه قرار باشه یک ماه و نیم قبل


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
عید تقریبا اومده  
سلام  امروز یه خورده به تمیز خونه و شستن لباسها پرداختم روز پر کاری داشتم البته نسبت به خودم دارم میگم نه نسبت به بقیه طبق معمول یخورده سرماخورده شدم هر وقت کار میکنم زود یه سرماخوردگی و سردرد خفیف میگیرم در کل روز بدن غمی داشتم نمیگم روز خيلي اوکی ای داشتم میگم روز بدون غم و دلگیری بود باز همینش هم واسه من خيلي خوبه عید هم که دیگه تقریبا پاشو گذاشته  تو خونه ها امسال حس میکنم جو آرومتری تو خونه داشته باشیم سالهای قبل ازدحام شلوغ و پلوغی بیشت


عید تقریبا اومده
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
من و تنهایی  
الان ساعت یک و هفده دقیقه است.من دارم بی خود تو اینترنت می چرخم حامد تو اتاق من داشت درس می خوند که خوابش برده.منم تا ساعت دوازده داشتم شال می بافتم و به اهنگ حامد گوش می دادم.امروز از صبح تو خونه بودم فقط غذا درست و همش می بافتم زهرا خانم اس ام اس داد که برم خونشون اما من نرفتم حالا وایبر را چک هفت تا پیام داشتم که دیگر برای جواب دیر شده. کی بی اس فارسی پلاس کانالهایی که من می بینم.کارم همینه و یا تلفن جواب بدم و اگر تبلیغ بود ببافم. گاهی هم با دوس


من و تنهایی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
سلام تولد...  
سلام خوبی ؟... امشب میخوام حرف بزنم چون دلم گرفته شنبه شب بهت اس دادم تولدت واولین شخصی باشم تبریک میگه خيلي سخت بود 12ویه دقیقه اس وفرستادم ب خط 12 اسم خيلي تیکه داشت اما محمدباخط ایرانسلش که من نداشتم جواب دادمیدونستم خودش اول، شمارشونخوندم همون شماره 12ش بود اما ایرانسلش بعدکه دادم شما ،تازه شماره روخوندم فهمیدم اونه سریع اس دادم که کنارش خوشبخت بش وبعد اسم تبریک گفتم باز وبای دادم محمدم اس دادلطف کردی وبای اما جو ندادم قبل این اسش فرستاد ا


سلام تولد...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حقیقت3  
اون روز ک میخواستی باهام حرف بزنی داشتم سکته می .نمیدونمم چرا ولی قبلنا خيلي برام عادی بودا اما کلن رفتارم باتو جز استثناعاته بیرون بودم بهت زنگ زدم دوبار جواب ندادی بعد گفتم یا خو یا نمیتونی حرف بزنی.هیچی دیگه کارم تموم شد تو فتوکپی داشتم برمیگشتم خونه.تا ایفونو زدم تو زنگ زدی خيلي وقت شناسی واقعا منم رفتم تو کوچه سریع ک مامانم فکر کنه مزاحم بود دررفته.برای همین نمیتونستم خيلي طولانی باهات حرف بزنم و سریع و تندتند جوابتو میدادم ک زودتر برم.


حقیقت3
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
پیام اخلاقی  
جواب سلام را با علیک بده ،        جواب تشکر را با تواضع،               جواب کینه را با گذشت،                  جواب بی مهری را با محبت،                          جواب ترس را با جرأت،                                  جواب دروغ را با راستی،                                         جواب دشمنی را با دوستی،                                                 جواب زشتی را به زیبایی،                                                     


پیام اخلاقی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستانی از دوستی خیابانی ( کاش من هم زیبایی شما را داشتم انوقت این همه طرفدار داشتم *)  
سلام دوستان اگه میخواهید عاقبت فرار از خونه و دوستی های خیابونی را بدونید به ادرس زیر مراجعه کنید داستانی زیبا از دختر شهرستانیست که بخاطر هوس هایی به نام عشق از خونه فرار میکنه و ادامه داستان را خودتون بخونید داستان خيلي زیبا و غم انگیزی است امیدوارم برای هممون عبرتی بشه http www.hamdardi.net thread\-11860


داستانی از دوستی خیابانی ( کاش من هم زیبایی شما را داشتم انوقت این همه طرفدار داشتم *)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
رفیقم  
یه رفیقی داشتم خيلي کمبود محبت داشت روز تولدش از طرف بانکی که توش حساب داشت براش اس.ام.اس اومده بود ‌تولدتان مبارک‌ اینم ورداشته بود جواب داده بود ‌خيلي ممنون شما اولین ی هستید که تولدمو بهم تبریک گفتید‌.‌ مردم داغونن به خدا....


رفیقم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یک روز تلخ  
رئیس چهارشنبه اینقدر وحشی گری کرد که همکارام هم اعتراف که این با تو یه مشکلی داره. نیک معلوم نیست فکر و ذکر و حواسش کجاست تنها لطفی که در حقم می کنه اینه که میگه بیا بریم بیرون و دو دور می چرخوندم و سرگیجه که گرفتم برم می گردونه خونه و خودش باز میره بیرون.یه کلمه حرف هم بینمون رد و بدل نمی شه.چیزی هم من بگم جواب بی ربط می شنوم. همسایه پایینی با تریاک یه کارایی می کنن و کل بوش میاد می شینه تو خونه ی ما. دفعه قبل که رفتم بهش گفتم گفت تحمل کنید،این سری


یک روز تلخ
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
روز سالگرد:)  
روز سالگرد فوق العاده بود..ناهار خونه ی مادر و پدر همسر..غروب قدم زدن و بلال خوردن اولین بلال مشترک خيلي دوس داشتم اون روزو..خيلي بهم خوش گذشت خدایا ممنونم ازت..چاکرتممممممممممممم ایشالا سال دیگه خونه ی خودمون \+فردا پنجشنبه س  


روز سالگرد:)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
روز سالگرد:)  
روز سالگرد فوق العاده بود..ناهار خونه ی مادر و پدر همسر..غروب قدم زدن و بلال خوردن اولین بلال مشترک خيلي دوس داشتم اون روزو..خيلي بهم خوش گذشت خدایا ممنونم ازت..چاکرتممممممممممممم ایشالا سال دیگه خونه ی خودمون \+فردا پنجشنبه س  


روز سالگرد:)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
عاقا...  
عاقا بنده تو خیابون داشتم قدم میزدم با خودم گفتم چی میشد الان سرو کله عشق ما هم پیدا بشه بعد یه چند لحظه احساس پشت سرم ی هس همینطوری داشتم میرفتم دیدم اونم همینطوری داره دنبالم میاد دیگه داشتم مطمئن میشدم که عشقمه عاقا خدا روز بد نده یهو صدای پارس سگ اومد پشت سرمو که نگا دیدم یا خدا سگه دنبالمه منو میگی تا خونه مث جت دویدم ....عشقمونم سگه سگ ولی خ عشقم خيلي باوفاس چون هنوز از دم خونمون ت نخورده... 


عاقا...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
سلام  
میبینم که نمیبینمت خوب بابای خونه به مامان خونه گفته چون مخارج تکمیل خونه من بالاس مامان خونه با بابای خونه برن طبقه بالا خونه من بعد خونه ی بابای خونه رو رنگ کنیم تر تمیز کنیم برای عروس خونه که خدا خواست بعد محرم و صفر عروس خونه بیاد خونه ی پسر خونه کل متنم باهم میخونه اصلا انقد توش داره خونه که خودمم گیج شدم کدوم خونه هست خلاصه ی کلام این که اگه عروس خونه رضایت بده بیاد خونه ی بابای خونه 99 مجلس عروسیمون میوفته دی یا بهمن همزمان با ه میهن توهم


سلام
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بازگشت  
من در کوچه ی ناصری به سمت پلاک 2 قدم برمی دارم کوله ای بر پشتم سنگینی می کند پر از دلار و نمره و مقاله... خونه ی ما چند قدم آن ور تر است مرد ِ من هنوز موهایش سیاه و فرفری است می دانم که منتظرم می ماند خونه ی ما نزدیک است چند قدم آن طرف تر خونه ی ماست خونه ی ما دیگر فقط از دور قشنگ است ...  می ایستم و نگاهش می کنم آنقدر که محو می شود خونه ی ما پشت لبخند پدر محو می شود ایستاده ام و می دانم که خونه ی ما دیگر خونه ی ما نیست نمی دانستم که خونه ی ما به مویی بند ا


بازگشت
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بازگشت  
من در کوچه ی ناصری به سمت پلاک 2 قدم برمی دارم کوله ای بر پشتم سنگینی می کند پر از دلار و نمره و مقاله... خونه ی ما چند قدم آن ور تر است مرد ِ من هنوز موهایش سیاه و فرفری است می دانم که منتظرم می ماند خونه ی ما نزدیک است چند قدم آن طرف تر خونه ی ماست خونه ی ما دیگر فقط از دور قشنگ است ...  می ایستم و نگاهش می کنم آنقدر که محو می شود خونه ی ما پشت لبخند پدر محو می شود ایستاده ام و می دانم که خونه ی ما دیگر خونه ی ما نیست نمی دانستم که خونه ی ما به مویی بند ا


بازگشت
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
2 دی  
ب 2و نیم خو دم صبح هم که زود پا شدم خیییلی کار داشتم امروز متاسفانه نشد برم باغ م خيلي دلم میخواست اخه هوا خيلي ملس بود شب یلدا که زهرو اس داده بود به داداشم منم جوابش دادم با خط خودم بازم اون اسا رو به داداشم داده بود رضا بهم گفت ولی حوصلشو نداشتم باز اس بدمش امشب دیگه خونه تنها شدم بابا اینا رفتن خونه مادربزرگم اینا خلاصه جواب اساشو دادم یه کم دیوونس حق میدم بهش به داداش من میگه داداش ولی فکر اینم نمیکنه که داداش واقعی منه و همه چیو بهم میگه زه


2 دی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خونه  
اینجا خونه مامان خيلي شلوغه. خواهری هم قهره از همسرش و اینجاست. از وقتی هم که مامان اینا اومدن این خونه جاشون کمه. من و همسری هم که اینجاییم... دوس داشتم بیشتر پیش مامان باشم ولی دیگه فردا برمیگردیم. دیگه اینجا نمیشه بمونیم... این وضعیت خواهری هم دیگه خيلي ناراحت کننده شده.  خدایا بهش قدرت بده که راحت تر کنار بیاد و اینقدر خودش رو داغون نکنه...


خونه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خانه کوچک...  
خانه بـــــــــزرگــــــــــ.... پیرزن در خانه ی سالمندان می گفت من چهار فرزند داشتم و اون هارو توی خونه کوچکی بزرگ الان اونا هر کدوم خونه های بزرگی دارند ولی توی اون خونه ها یه اتاق کوچیک باسه من ندارن... اینو یه جا خوندم دلم لرزید خدایا مارو شرمنده ی پدر و مادر نکن


خانه کوچک...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
تنها  
اولین باری که تو خونه تنها ی تنها بودم رو خوب یادمه. به نظرم چیز خيلي بزرگی بود. ترسیده بودم و همش تلاش می حواس خودمو پرت کنم و دعا می یکی زودتر برسه خونه. خونه پر از صدا شه...شلوغ.... با خودم به آقای فکر می که چه جوری میتونه بیاد تو و من چه جوری میتونم از خونمون محافظت کنم. یا دنبال یه جایی که قایم شم میگشتم. دعا می که نیاد چون فکر می مثل اون پسره تو تنها در خانه نمیتونم کلی بهش بخندم و ایده های خلاقانم جواب نمیده. وقتی بقیه برگشتن جزو افتخاراتم بود ک


تنها
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
 
امروز رفتم بل ه دنبال نت خونه و فک کنم تا یکی روز دیگه اوکی شه ... بعدشم خونه ی هانیه اینا و با هانیه و سعیده و سحر و عرشیا رفتیم رخت ایرانی  .. چقدررر کیف هانیه و مانتوی سعیده ک جزء یدای امروز بودن دوس داشتم... ی مانتو دیدم خيلي خوووب بود....خيلي دلم میخاد ب مش


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
هیچ چیزو هیچ را بی جواب نگذار  
هیچ چیزو هیچ را بی جواب نگذار...   هیچ چیزو هیچ را بی جواب نگذار...   جواب سلام را با علیک بده ، جواب تشکر را با تواضع ، جواب کینه را با گذشت ، جواب بی مهری را با محبت ، جواب ترس را با جرأت ، جواب دروغ را با راستی ، جواب دشمنی را با دوستی ، جواب زشتی را به زیبایی ، جواب توهم را به روشنی ، جواب خشم را با صبوری ، جواب سرد را به گرمی ، جواب نامردی را با مردانگی ، جواب همدلی را با رازداری، جواب پشتکار را با تشویق ، جواب اعتماد را بی ریا ،   جواب بی تفاوتی را


هیچ چیزو هیچ را بی جواب نگذار
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
جواب شوهر  
خانمه به شوهرش پیامک میده سلام عزیزم، اگه موافقی بریم خونه مامانم عدد “۱” و اگه میخوای بریم خونه مامانت سینوس ۲۳به توان ۷ تقسیم بر ۲ ۷۶۳ ضربدر ۶۵۷ رادیکال ۵ به توان ۲ تانژانت ۷۸۶ مبنای ۲۱” رو پیامک کن جواب شوهر جالبه ۰ ۰۵۷۳۸۷۷۷۳۲۵


جواب شوهر
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خونه، جاخالی نده که من دارم میام :))  
باورم نمیشه امتحانات بالا ه تموم شد یعنی کم کم داشتم فکر می این ترم دیگه قرار نیست تموم بشه از بعد عید تا حالا همه ش داریم امتحان میدیم، این آ ی ها دیگه مغزم هنگ کرده بود، دلم میخواست سرمو بکوبم تو صورت مراقبای امتحان که همه ش هم میومدن بالا سر من وایمیستادن وااااااااااای... فردا میرم خونه فکر میکنم تا به خونه برسم یک سال طول میکشه از بعد عید دیگه خونه نرفتم، هنوز کلی کار دارم، باید تا صبح چمدون ببندم و خونه رو مرتب کنم امیدوارم همگی مث من امشب


خونه، جاخالی نده که من دارم میام :))
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خونه خوبه  
ب مامان و بابام دعواشون شد،بابام گفت من ازاینخونه میرم اینجا جای من نیس.منم که منتظر سوژه کلی به حرفش خندیدم تا رفت بیرون.بهش اس دادم اون بیرون خبری نی به جز چشمای بارونی به جز آدمای مجبور مثل خودت که به اجبار با اونی. دیدم جواب نداد دوباره گفتم خيلي درد خيلي مشکلات خيلي دعوا خيلي بی پولی داشتیم چقدر بهت گفتم میموندی کاشکی حالا فهمیدم خونه ما جای پی اش نی.بابام گف زر نزن حوصله شوخی ندارم منو مامانت اینارویادت دادیم بی شعور؟؟؟؟؟؟من دقایقی بعد


خونه خوبه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
روز از نو ...  
هیچوقت توانایی انجام یک کار دنباله دار رو نداشتم. یعنی کاری رو که تلاش مستمر میخواد تا به بار بنشینه نتونستم انجام بدم و این عمل نتیجه ای جز عدم موفقیت نداشته. گاهی که خيلي شادم و انرژیم بالاست هم زندگی زیباست و هم همه چی قابل انجامه... ب کلی گریه قلبم داشت از جاش درمیومد و من دقیقا نمیدونستم چمه ولی آ ش یادآوری خونه شهید سبزی باعث شد بازم اشکم دربیاد و قلبم فشرده بشه... از حسی که تو اون خونه داشتم و یا از اون چیزی توی سالهای اقامت در خونه راسته ک


روز از نو ...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
 
چند روزه پری عقب افتاده و نمیاد ... بدجور عصبی شدم ...  به زبان خودم بهت مبگم این چند روزو مراعاتم کن ... تو که رسما منو به خاطر درس تعطیل کردی ... من خيلي پرتوقعم که انتظار دارم من از هر جیزی مهم تر باشم برات ... سه روزه خودم میام و میرم ... دیروز عصر که منو از خونه خواهرم بردی خونه دوست داشتم حداقل نیم ساعت برام وقت بزاری ...  بی اینکه نظرمو بخوای اوردیم خونه ...  شبش اونوقت نشستی پای فوتبال ... فوتبال هم از من مهم تره ... شاید دارم مث بچه ها بهونه میگیرم ... ا


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خونه  
سلام بوی رنگ خونه مون از بین رفته چند روزیست رفتیم خونه مون روزها همسرم میری کار غروب میاد خونه بعضی وقتا میرم خونه مامان  یا خونه مادر شوهرم سر می زنم همسایه های خوبی داریم زن صاحب خونه ام مهربونه همین که از خونه میام بیرون میگه کجا میری کجا بودی شایدم همینجوری می پرسه از سادگی منم به دل نمی گیرم در کل خونه ادم یه چیز دیگه س  الان که ماه رمضان روزهای گرم و طولانی همسرم که کار می کنه خيلي سختی میکشه دهنش خشک میشه دلم واسش میسوزه من تو خونه م را


خونه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
فصل یک- صفحه 19  
از وقتی اینجا شد خونه دومم و اطرافمو دوستای جدید پر .... زندگی واسم قشنگ تر شده بود... آشنا شدن با آدمای جدید....  آدمایی که تک تکشون منو به عنوان دوستشون میدونستن  دوستایی که با اینکه ندیده بودمشون مهرشون بد جور به دلم می نشست خيلي هاشون تبدیل شدن به دوستای صمیمی خيلي هاشون بدون اینکه از خودشون اثر بزارن غیب شدن خيلي هاشون کمرنگ شدن ولی خوشحالم که هستن هنوز خيلي هاشون هنوزم با مرام و با معرفتن و اگه ازم خبری نداشته باشن خصوصی جویای حالم میشن ولی


فصل یک- صفحه 19
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خاطره دوم  
خونه عمووووووووها بجز حبیب کجاست؟ خونه ای که گیم نته با 15پریز در حال و آشپزخونش فقط خونه ای که نگهبانی داره خونه ای که ورزشگاهه خونه ای که باغ‌وحش طبیعی داره ؟ خونه ای که کلی سرآشپز داره که با کمترین امکانات بدترین غذا رو تهیه میکنن؟ ؟ ؟ ؟ خونه ی عموووووووو خزاعی، هزارتا قصه داره...


خاطره دوم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 0.993 seconds
RSS