اخرین جستجو ها
پایه گلبرگ گردان آفتاب آفتاب گردان براتون میزارم الگو وطرز listنمونه های دو بعدی نقش برجسته سه بعدی در آثار هنری ایران جهان یسونگ رزسیاه علامت انارشیست رز سیاه نمادانارشیست تزیئنات تابلومدارس نمادانارشیست رزسیاه دانبود اهنگ دنیای قشنگشو بهم زدن بسیار زیبا ماندگار زبان نگاه از هوشنگ ابتهاج سایه نمک خوراکی را چگونه تهیه میکنند درس چهارم ابت درس علوم لفظ مشهدی سمبل آنارشیست باشید، باشید، باید نکرده باشید، کرده باشید، ازدواج کرده نماد ضد حکومت وانارشیست نماد ضد حکومت و انارشیست علامت و نشانه گروههای آنارشیسم گل رز سیاه سمبل انارشیست ستایش صفحه اول کتاب فارسی ششم تاریخ برگزاری ضمن خدمت مطالعات اجتماعی سال نهم فرهنگیان رزن اهنگ ترکیه ای پریشان حالیما معنی شعر به نام آنکه جان را فکرت آموخت از فارسی کلاس ششم صله رحم ، در کنار زکات رز سیاه علامت انارشیسم بهزادمحمودی وهمسرش ایا نماد انارشیست گل رز مشکی است نماد رز سیاه برای آنارشیسم انارشیسم رز سیاه نوحهه آروم آروم حسین طاهری موضوع انشاء داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید و تصور ذهنی خود را بنویسید حافظه دیداری چیست؟ از کجا بدانیم از منتظران واقعی زمان عج هستیم؟ نماد انارشیست نمادش گل رز سیاه در حوزه انتخ ه تولد برادر بجای پدر بدون عنوان مرجع کامل داروهای سهره مرامِ فرزندانِ علی ع بکشد روضه اصغر شعبه حضرت اوسنه خوانی مراسم احیای قدر رمضان95 متن دعوت به عزاداری اربعین توضیح ضرب المثل شکرنعمت نعمتت افزون کند تحقیق برای داشتن محله ای بهتر،چه کارهایی باید انجام دهیم برقراری انضباط در کلاس رفع مشکلات رفتاری دانش آموز colorboxlistآیه 149 سوره آل عمران یکی تو درد می‌خوابه گزین گفته زمستان درخواست جمعی پخش شبکه های اچدی hd افق داست منوم که موداره وبلا گ درمورد صبوری موجودی‌ مالی‌ مواد حسابداری‌ کالا موجودی‌ مواد انعکاس‌ موجودی‌ واحدهای‌ تجاری‌ مکالمه انگلیسی بین سه نفر متوسطه اول شگفتی ک شان راه شیری رز سیاه نماد هرج و مرج جواب فعالیت صفحه 9 فیزیک دهم تجربی ادویه فلافل شامل چیست نتایج آزمون کمربند آبی به قرمز آذر نود وپنج استان اصفهان آیا رز سیاه نشانه آنارشیسم است آب بیار حوض پر کن نزدیکترین آبشار چشمه ب نجف آباد رمز های بازی gta v5 برای xbox درقرآن بعد از صلات 32بار تکرارشده ارسال سوال جهت درج در کلینیک مجازی پرسش و پاسخ عبادات قبول ترجمه آهنگ ben oyle birini sevdim ki http weblog24link blog وقتی خواهرزاده داشته باشی ورم شیپور استاش شبکه هایی اینترنت شوند کلاینت سرور data center سرویس هایی سومین دوره مسابقات سریع کرمان تولد دن و پخش زن سیاه پوش برنامه نویسی در تراش فانوک یک انشا با جملات عینی ذهنی رز سیاه نماد انارشیسم است؟ تعمیر فلاش تانک کیا از چله کلیمیه حاجت گرفتن سامانه جامع آموزش پرورش فرهنگیان بیله سوار رزسیاه نماد انارشیست؟ چرا مردم ایران مثل ژاپنی ها برای کتاب صف نمی کشند؟ از طریق بلعیدن یک قرص می‌تواند در یک ساعت زبان انگلیسی را یاد بگیرد انارشیست رز سیاه آزمایش کنید صفحه 3 علوم نهم ولادت باسعادت هشتمین اخترتابناک ت ولایت حضرت ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا راوی جنگجویان کوهستان چرا زعفران دم کرده یک مخلوط است؟پایه چهارم مبارزه با سالک در منطقه جلگه فرهنگ بومب بابل نظام مدیریت دانش مدیریت دانش فرایندهای مدیریت گوشت تقلب گوشتی فرآورده‌های فرآورده‌های گوشتی کتاب پول پول پول پول برداشت از مثل برو کار مکن مگو چیست کار انسولین جریانهای قالی ساخته قالیباف ملکول جریانهای الکتریکی حباب زیبای ملکول انسولین تزریق دارو نیمه تاریک آهنگ ا یر عشق شجریان نحوه درخواست کمک مالی از احد عظیم زاده شهید عباس آفریدون همرزمانش اعمال دح والارض چرا آرش در استیج نبود آزاد حرفه آموزشگاه مربی نمونه اسان مربی نمونه اسان رضوی نمونه آموزشگاه انتخاب مربی مربی نمونه آموزشگاه undisputable spirit of final agreement on iran s nuclear deal ققنوس اژدها


داستان بیست و ششم یک قصه کوچک اثر فرانز کافکا خیالی

داستان بیست و ششم: یک قصه کوچک اثر فرانز کافکا (خیالی)  
مترجم آرش علی اکبری يک قصه کوچک   موش گفت آه، روز به روز دنیا دارد کوچک تر می شود. در ابتدا خیلی بزرگ بود، آن قدر بزرگ که باعث وحشت من شده بود. می دویدم و می دویدم و وقتی در چپ و راست خود، در آن دور دست ها، دیواری را می دیدم شاد و خشنود می گشتم، اما این دیوارهای بلند به سرعت تنگ تر و تنگ تر می شوند، به گونه ای که در آ ین اتاق قرار دارم و در آن گوشه، تله ای که باید به طرف آن بروم. ... ادامه داستان در مطلب


داستان بیست و ششم: یک قصه کوچک اثر فرانز کافکا (خیالی)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان بیست و ششم: یک قصه کوچک اثر فرانز کافکا (خیالی)  
مترجم آرش علی اکبری يک قصه کوچک   موش گفت آه، روز به روز دنیا دارد کوچک تر می شود. در ابتدا خیلی بزرگ بود، آن قدر بزرگ که باعث وحشت من شده بود. می دویدم و می دویدم و وقتی در چپ و راست خود، در آن دور دست ها، دیواری را می دیدم شاد و خشنود می گشتم، اما این دیوارهای بلند به سرعت تنگ تر و تنگ تر می شوند، به گونه ای که در آ ین اتاق قرار دارم و در آن گوشه، تله ای که باید به طرف آن بروم. ... ادامه داستان در ادامه مطلب


داستان بیست و ششم: یک قصه کوچک اثر فرانز کافکا (خیالی)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
*******  
يک روز کافکا در حال قدم زدن در پارک چشمش به دختربچه‌ای می افتد که داشت گریه می کرد. کافکا جلو می‌رود و علت گریه ی دخترک را جویا می شود. دخترک همانطور که گریه می کرد پاسخ می‌دهد «عروسکم گم شده » کافکا با ح ی کلافه پاسخ می‌دهد «امان از این حواس پرت گم نشده رفته مسافرت.» دخترک دست از گریه می‌کشد و بهت زده می‌پرسد «از کجا میدونی؟» کافکا هم می گوید «برات نامه نوشته و اون نامه پیش منه.» دخترک ذوق زده از او می پرسد که آیا آن نامه را همراه خودش دارد یا


*******
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نامه کافکا  
داستان از این قرار است که يک روز جناب کافکا ، در حال قدم زدن در پارک ، چشمش به دختربچه‌ای می افتد که داشت گریه می کرد. کافکا جلو می‌رود و علت گریه ی دخترک را جویا می شود. دخترک همانطور که گریه می کرد پاسخ می‌دهد «عروسکم گم شده » کافکا با ح ی کلافه پاسخ می‌دهد «امان از این حواس پرت گم نشده رفته مسافرت.» دخترک دست از گریه دست می‌کشد و بهت زده می‌پرسد «از کجا میدونی؟» کافکا هم می گوید «برات نامه نوشته و اون نامه پیش منه.» دخترک ذوق زده از او می پر


نامه کافکا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
"جلو قانون" فرانتس کافکا  
داستان های کافکا به دلیل حضور سمبوليک و تمثیلی عناصر داستانی به تمامی رازآلودند و تعبیر و تاویل های گوناگونی را برمی تابند. حضور نمادین اشیا، اشخاص، جانداران و مناسبات آن ها، بر چند پهلویی و پیچیدگی و ابهام این آثار افزوده است. آثار کافکا از از زیر بار برداشت های قطعی و يک سویه به شدت می گریزند. به همین دلیل ادبیات شناسان آثار او را از تبار داستان های سبک پست مدرن می دانند. داستان کوتاه جلو قانون تصویری است را ک و طنز آلود از مناسبات قدرت و


"جلو قانون" فرانتس کافکا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
"جلو قانون" فرانتس کافکا  
داستان های کافکا به دلیل حضور سمبوليک و تمثیلی عناصر داستانی به تمامی رازآلودند و تعبیر و تاویل های گوناگونی را برمی تابند. حضور نمادین اشیا، اشخاص، جانداران و مناسبات آن ها، بر چند پهلویی و پیچیدگی و ابهام این آثار افزوده است. آثار کافکا از از زیر بار برداشت های قطعی و يک سویه به شدت می گریزند. به همین دلیل ادبیات شناسان آثار او را از تبار داستان های سبک پست مدرن می دانند. داستان کوتاه جلو قانون تصویری است را ک و طنز آلود از مناسبات قدرت و


"جلو قانون" فرانتس کافکا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
تنها  
    سه تن آن را می‌دانستندزنی که معشوقه‌ی کافکا بودکافکا او را به خواب دیده بود.سه تن آن را می‌دانستندمردی که دوست کافکا بودکافکا او را به خواب دیده بود.سه تن آن را می‌دانستندزن به دوست گفت دلم می‌خواهد امشب با من عشقبازی کنی.سه تن آن را می‌دانستندمرد پاسخ داد اگر گناه کنیمکافکا دیگر ما را به خواب نخواهد دید.يک تن آن را می‌دانستو بر زمین دیگری نبود.کافکا با خود گفت اکنون که آن دو رفته اند و تنها مانده امدیگر، خود را به خواب نخواهم دید.


تنها
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
کافکا در کتابخانه  
برای من که کتابدارم و تابستانی هم در تسوکوبا گذرانده‌ام، رمان «کافکا در کرانه» به دو دلیل اثری ویژه محسوب می‌شود. از يک سو فضای داستان برایم یادآور اقامت کوتاهم در ژاپن است، و از سویی دیگر بخش مهمی از روایت در کتابخانه می‌گذرد. شاید به همین دلیل، زمانی که کافکا در کرانه را خواندم، تصمیم گرفتم لنزی بردارم و به مضمون «کتابخانه» و «تجربهء زیستهء» شخصیت‌های داستان در این محیط کمی دقیق‌تر بنگرم. حاصل این نگرش مقاله ای است با عنوان «زیبا و خی


کافکا در کتابخانه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نگاهی به رمان «امریکا» نوشته فرانتس کافکا  
    امريکا amerilka اثری از فرانتس کافکا ۱۸۸۳\-۱۹۲۴ ، نویسنده آلمانی زبان اهل چ لواکی. این رمان عجیب، مانند بیشتر آثار کافکا، ناتمام مانده است. نخستین تحریر فصل‌های اول کتاب به سال ۱۹۱۳ به انجام رسید و فصل «آتش کار» در همان سال منتشر شد.


نگاهی به رمان «امریکا» نوشته فرانتس کافکا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نامه کافکا  
يک روز جناب کافکا ، در حال قدم زدن در پارک ، چشمش به دختربچه‌ای می افتد که داشت گریه می کرد. کافکا جلو می‌رود و علت گریه ی دخترک را جویا می شود. دخترک همانطور که گریه می کرد پاسخ می‌دهد «عروسکم گم شده » کافکا با ح ی کلافه پاسخ می‌دهد «امان از این حواس پرت گم نشده رفته مسافرت.» دخترک دست از گریه دست می‌کشد و بهت زده می‌پرسد «از کجا میدونی؟» کافکا هم می گوید «برات نامه نوشته و اون نامه پیش منه.» دخترک ذوق زده از او می پرسد که آیا آن نامه را همراه


نامه کافکا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
کافکا  
خودم را تا حد بی عاطفگی ِ محض از همه کنار کشیده ام. همه را با خود دشمن کرده ام، با هیچ حرف نمی زنم . مردی با چشمان سیاه و بی رحم که انبوهی کت کهنه بر دوش دارد.                                                                                                                  «فرانتس کافکا»   درستش اینه


کافکا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
سایه اثیری 98  
جادو گفته جشنواره شروع شد اماکاش میتونستم بپرسم کدوم جشنواره.. داستان جدید تو ذهنمه و مینرسم بنویسمش آخه جادو دیگه ما رو نمیخونه کاش یه اشاره ميکرد و من دوباره قلم دست میگرفتمن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ دارم کتابای آگاتا کریستی رو میخونم فوق العادست فوق العادهچند روز پیش مسخ کافکا رو خوندم فصل اول رو با ح تهوع تموم و حاضر نشدم سراغ فصل بعدش برم چقدر دلم میخواست دربارش با کامیابمو ن حرف بزنم..خیلی انتقاد دارم از کافکا..سر فرصت بهت میگم


سایه اثیری 98
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
کافکا و عروسک مسافر اثری اقتباسی از جوردی سی‌ئررا‌ ای ‌فابرا‌  
 کافکا و عروسک مسافر       در يک روز پاییزی در سال  1923 یعنی يک سال پیش از مرگ فرانتس کافکا،   این نویسنده ی شهیر چک در حال قدم زدن در پارک بود که چشمش به دختربچه‌ای می افتد که داشت گریه می کرد. کافکا جلو می‌رود و علت گریه ی دخترک را جویا می شود...       دخترک همانطور که گریه می کرد پاسخ می‌دهد عروسکم گم شده کافکا با ح ی کلافه پاسخ می‌دهد امان از این حواس پرت گم نشده رفته مسافرت دخترک دست از گریه می‌کشد و بهت زده می‌پرسد از کجا می دونی؟کافکا هم می


کافکا و عروسک مسافر اثری اقتباسی از جوردی سی‌ئررا‌ ای ‌فابرا‌
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
منو نویسنده های محبوبم...  
اولین داستان جدی که نوشتم پنج سال پیش بود ، نه هدایت میشناختم نه کافکا و نه کامو، اسامی شان را شنیده بودم اما يک داستان هم از هیچ کدامشان نخوانده بودم، سلینجر را به کل نمی شناختم، کارگاه داستان حامد ابراهیم پور که میرفتم برای اولین باز يک لغت گفت که هر راجع به ان بنویسد، گمشده ادمی  بودم و شاید هستم کمی در گیر و درون گرا و گوشه نشین اما نه همیشه گاهی تنهایی لذت يک مسافرت را برایم دارد شاید هم برای همین تنها بودن را انتخاب ، نوشتم از تنهایی و پو


منو نویسنده های محبوبم...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
کافکا و عروسک مسافر  
  يک روز  کافکا، در حال قدم زدن در پارک، چشمش به دختربچه‌ای می افتد که داشت گریه می کرد. کافکا جلو می‌رود و علت گریه ی دخترک را جویا می شود... دخترک همانطور که گریه می کرد پاسخ می‌دهد عروسکم گم شده کافکا با ح ی کلافه پاسخ می‌دهد امان از این حواس پرت گم نشده رفته مسافرت دخترک دست از گریه می‌کشد و بهت زده می‌پرسد از کجا میدونی؟ کافکا هم می گوید برات نامه نوشته و اون نامه پیش منه دخترک ذوق زده از او می پرسد که آیا آن نامه را همراه خودش دارد یا نه ک


کافکا و عروسک مسافر
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معجزه های کوچک زندگی  
فکر کنم تایتل به اندازه کافی حق مطلب و ادا می کنه ولی خــُب در راستای کامل عرایضم باید بگم چند روز پیش شماره اخیر چهل و پنجم داستان همشهری رو یدم و خوندم داستان کارلو خواندن نمی داند _ جولیو موتسی باید بگم معرکه بود ولی ازون معرکه تر بخش يک تجربه قسمت چند روایت از ع یادگاری بود خیلی خوب بود بعد این همه سال واقعا به این نتیجه رسیدم خیلی از نوشته های معرکه یعنی خیلی بیشتر از خیلی عالی متعلق به نویسنده هاییه که اسم و رسم گــُنده ای ندارن راستش اوا


معجزه های کوچک زندگی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معرفی کتاب  
مسخ معرفی کتاب مسخاثر فرانتس کافکاترجمه صادق هدایت “مسخ” تنها رمان و مشهورترین اثر فرانتس کافکا است که در پائیز ۱۹۱۲ نوشته شده و در اکتبر ۱۹۱۵ به چاپ رسیده است. ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است «اگر ی ‘مسخ’ کافکا را چیزی بیش از يک خیال پردازی ه‌شناسانه بداند به او تبريک می‌گویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.»لحن کافکا روشن و دقیق و رسمی در تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوس وار داستان دارد؛ او در “مسخ” تنهایی بشر و


معرفی کتاب
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مسخ  
حالا خواهرش گرت دقت نمی کرد که چه چیز به دهان گرگوری مزه می کند روزی دو بار صبح و بعدازظهر پیش از اینکه به مغازه برود مثل باد وارد می شد و با پاهایش يک تکه از هر چه به دست می آورد از لای در جلوی او می رسانید و شب بی آنکه اعتنایی د که آیا این خوراک تصدق سری را خورده یا نه، پس مانده را با توک جارو بر می داشت، حالا پاک اتاق هم به طرز سرسرکی انجام می شد...\#مسخ\#فرانتس_کافکااین داستان،داستان تغییر شکل يک انسان به شکل يک ه است که در نهایت نه تنها از سوی اج


مسخ
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی‌شک می‌شود نوشت بی‌آن‌که از خود بپرسیم چرا می‌نویسیم  
بی‌شک می‌شود نوشت بی‌آن‌که از خود بپرسیم چرا می‌نویسیم. آیا نویسنده‌ای که به حروف‌نگاری قلمش نگاه می‌کند، حتی حق آن را دارد که قلم را معلق دارد تا به آن بگوید بایست درباره‌ی خودت چه می‌دانی؟ به چه هدفی پیش می‌روی؟ چرا نمی‌بینی که جوهرت ردی نمی‌گذارد، و تو آزادانه به جلو می‌روی، اما در خلأ، و اگر مانعی بر سر راهت نمی‌بینی برای آن است که هرگز نقطه‌ی آغازت را ترک نکرده‌ای؟ و با این همه می‌نویسی تو بی‌وقفه می‌نویسی و آن‌چه را به تو ا


بی‌شک می‌شود نوشت بی‌آن‌که از خود بپرسیم چرا می‌نویسیم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
این بار “مسخ” و “ناطور دشت”  
طبیعت ما رو مجبور به پرواز می‌کنه، ولی منطق می‌گه آخه کجا داریم می‌ریم؟ آنتون چخوف، “گفت‌و‌گوی غازها” از کتاب “به سلامتی‌ی خانوم‌ها”، ترجمه‌ی بابک شهاب و حمیدرضا آتش‌برآب، انتشارات آهنگ دیگر، ص 36 در 29 داد 93، جلسه‌ی دیگری از مجموعه‌ی نشست‌های انجمن رمان و داستان آستارا در محل اداره‌ی فرهنگ و ارشاد ی‌ی آستارا برگزار شد. برنامه‌ی این سری‌ی انجمن، مطالعه‌ و بررسی‌ی داستان‌های کوتاه چخوف و هم‌چنین بررسی‌ی تاریخچه‌ی داستان کوت


این بار “مسخ” و “ناطور دشت”
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان سی و هفتم: ماهیت و خصلت اثر فرناندو سورنتینو (طنز آمیز)  
مترجم مریم رئیسی ماهیت و خصلت   بيست و پنجم جولای وقتی داشتم سعی می حرف a را به  دیوار بزنم، متوجه وجود زگیلی روی انگشت کوچک دست چپم شدم. روز بيست و هفتم زگیل به طور قابل توجهی بزرگتر شده بود. در سوم آگوست با کمک ذره بین جواهر ساز توانستم ریخت و قواره اش را تشخیص بدهم، یه جور فیلِ کوچک بود؛ آره کوچکترین فیل دنیا؛ یه فیل تمام عیار اما در کوچکترین جزئیات. ... ادامه داستان در ادامه مطلب


داستان سی و هفتم: ماهیت و خصلت اثر فرناندو سورنتینو (طنز آمیز)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معرفی کتاب مسخ از فرانس کافکا  
سال نگارش ۱۹۱۵ فرانتس کافکا ۱۸۸۳\- ۱۹۲۴ ترجمه صادق هدایت انتشارات جامی ۱۳۸۸   خلاصه داستان این ست که گره گوار٬ پسر يک خانواده فقیر که نان آور خانواده اش است پدر٬ مادر و خواهر يکروز صبح که از خواب بیدار میشود به ه بزرگی رطیل مانند تبدیل شده. ولی مشاعرش را از دست نداده٬  همه حرفها را می شنود و شاهد رویدادهاست. حتی گاهی حرف هم میزند    «خودش فکر ميکرد واضح حرف میزند ولی دیگران صدای جانور میشنیدند» ص ۸۰ .     خانواده اش از اتفاق پیش آمده دلگیر و بر


معرفی کتاب مسخ از فرانس کافکا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
کتاب ظهور لیچینگ کاری از فرانتس کافکا  
نام کتاب ظهور لیچ کینگ نویسنده فرانتس کافکا مترجم افشین اردشیری حجم فایل 4mb فرمت فایل pdf بخشی از داستان با همچون کودکی از درد ناله می زد و زوزه می کشید، ن های عاجدار برای گرم شدن به هم چسبیده بودند. پوست ضخیمشان آنها را دربرابر هر طوفنی محافظت می کرد.آنها به صورت دایره وار به هم چسبیده بودند ... در ادامه ی نوشته


کتاب ظهور لیچینگ کاری از فرانتس کافکا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شرح و بررسی کوتاه بر داستان مسخ اثر فرانتس کافکا  
  زندگی نامه فرانتس کافکا فرانتس کافکا ، از بزرگ ترین نویسندگان آلمانی زبان ، در سال 1883  در پراگ  به دنیا آمد. خانواده اش از یهودیان ن آلمان بودند. کافکا در مدرسه ابت ملی آلمان تحصیل و از مدرسه ملی علوم انسانی آلمان فارغ‌‌‌ حصیل شد و در سال 1901 مدرک دیپلم گرفت. پس از آن در جار پراگ در رشته شیمی شروع به تحصیل کرد اما این انتخاب او  فقط 2 هفته به طول انجامید و وی رشته اش را تغییر داد و در «فردیناند کار »  شروع به تحصیل در رشته حقوق نمود و در سال ۱


شرح و بررسی کوتاه بر داستان مسخ اثر فرانتس کافکا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
فرانتس کافکا  
مدام می کوشم چیزی بیان ناشدنی را بیان کنم ، چیزی توضیح ناپذیر را توضیح بدهم ، از چیزی بگویم که در استخوان دارم ، چیزی که فقط در استخوان ها تجربه پذیر است . چه بسا این چیز در اصل همان ترسی است که گاهی درباره اش گفت و گو شد ، ولی ترس تسری یافته به همه چیز ، ترس از بزرگترین و کوچکترین ، ترس ، ترسی شدید از به زبان آوردن يک حرف . البته شاید این ترس فقط ترس نیست ، شاید فرا تر از هر چه موجب ترس میشود . کافکا ، نامه هایی به میلنا ، نوامبر1920


فرانتس کافکا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
فرانتس کافکا  
مدام می کوشم چیزی بیان ناشدنی را بیان کنم ، چیزی توضیح ناپذیر را توضیح بدهم ، از چیزی بگویم که در استخوان دارم ، چیزی که فقط در استخوان ها تجربه پذیر است . چه بسا این چیز در اصل همان ترسی است که گاهی درباره اش گفت و گو شد ، ولی ترس تسری یافته به همه چیز ، ترس از بزرگترین و کوچکترین ، ترس ، ترسی شدید از به زبان آوردن يک حرف . البته شاید این ترس فقط ترس نیست ، شاید فرا تر از هر چه موجب ترس میشود . کافکا ، نامه هایی به میلنا ، نوامبر1920


فرانتس کافکا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گزارش جلسه دوشنبه مورخ 17/01/94 کانون  
به نام خدا با درود و شادباش سال نو در اولین جلسه از مجموعه جلسات کانون به بحث راجع به داستان کوتاه«شمشیر» اثر کافکا که توسط مرحوم هدایت ترجمه شده بود پرداخته شد. این داستان کوتاه که در حقیقت به داستانی سورئال شبیح است داستان دنیای تخیل گونه فردی را نشان می دهد که نظریاتی ضد جنگ و در عین حال مترعضانه به جنگجویان و آتش افروزان گذشته دارد. کی به سلحشوران قدیم اجازه می دهد که در عالم خواب کمین کنند.... در عین حالی که داستان از غلبه موضوع بر نویسنده


گزارش جلسه دوشنبه مورخ 17/01/94 کانون
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نواع "ک" درزبان فارسی  
                                                                                                                                        1 ـ  نشانه ی تصغیر مفهومِ کوچکی و خُردی را می رساند . مانند بامَک بام \+  ـَ ک به معنیِ بامِ کوچک   2 ـ نشانه ی ترحّم و دلسوزی . مانند طفلَک طفل\+ ـَ ک به معنیِ طفلِ ترحُّم انگیز   3 ـ نشانه ی شباهت مفهومِ شباهت به چیزی را ،نشان می دهد.مانند پشمَک پشم\+ ـَ ک به معنیِ نوعی به شکلِ الیاف پشم  4ـ نشانه ی


نواع "ک" درزبان فارسی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان 20 از کتاب داستان های 55 کلمه ی زندان دیکتاتور  
داستان 20 از کتاب داستان های 55 کلمه ی زندان ديکتاتور   عمو روبرت با دقّت و حوصله پسرِ کوچک را خواباند آرام روی کالسکه ی چهار چرخ به آغوش انولاگی سپرد وقتی کاپیتان پُل در ارتفاع 580 متری پسرِ کوچک را از خواب بیدار می کرد ساعت هنوز هشت و پانزده دقیقه ی روز ششم اوت 1945 به وقت هیروشیما بود که خدا کنارِ ترومن به خواب عمیقی فرو رفته بود   ب وفا


داستان 20 از کتاب داستان های 55 کلمه ی زندان دیکتاتور
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
"سوالا ت مسابقه کتاب خوانی"  
1.کدام گزینه جزء خصوصیات داستان امروزی است الف. شخصیتهای افسانه ای ب.حوادث معجزه گونه  ج.تشریح روابط شخصیت ها... د.همه موارد. 2. آغازهنر افسانه پردازی واسطوره سازی الف. ازهمان آغاز درناخودآگاه جمعی بشر ب. بانزول وحی ج.با قصه های هزارويک شب د.باتفسیر وتاویل حقایق. 3.ارزش قصه های قرآنی در الف. واقعی بودن ب. حقیقی بودن ج. ژرف بودن د. تمام موارد.  4.قصه بیان نمادین چیست؟ الف. واقعیت  ب. حقیقت ج. الف و ب د. هیچکدام 5.پیدایش داستان به چه عصرو تمدنی  باز می گ


"سوالا ت مسابقه کتاب خوانی"
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 0.969 seconds
RSS