اخرین جستجو ها
ترفندهای آموزش ج ضرب به کودکان سکانس ویر زارا tere liye حالات قلب انشا درباره دریا با متن عینی وذهنی گزارش تخصص س رست بخش هنرستان رایگان قیمت نت هندی فقط صنعتگران روستای دوزان در گذر زمان چوب کبریت ای دیل های مشکل مترجم کتاب الکترونیکی استعداد شغلی نمونه متن ابلاغ داخلی تیرامیسو اینم مقاله ی من جواب معما زنی نشسته بود سر یه قبی گفتند قبر کیه آیا شربت آلبالو مخلوط یکنواخت است مصرف آجیل ب لون دیکشنری نسخه زبان جهان آندروید دیکشنری ب لون ب لون برای سیستم عامل برای آندروید babylon translator دلنوشته ی دختر خانم تفاوت ایزوگام دمیده bof و پلیمری bpp پرچم محرم شوشتر اهتزاز درآمد حسین یک انشاء در مورد چیز های عینی و ذهنی متن گزارش تحقیق و تفحص از عملکرد صنایع خودروسازی انواع راههای ورودی به مقبره تومولوسها آموزش بافت مدل پنجه کلاغی چگونه نسخه اندروید خود را ارتقا دهیم دسته بندی عنصرها به روش های مختلف در انجمن شیمی ایران فایل صوتی ماییم دلی مست در ایوان طلایی برداشت از مثال برو کار می کن مگو چیست کار در یک بند چیست فقط بخند فقط 7 دقیقه سریال ترکیه ای کوچوک گلین این دل تنگم کربلا دارد علیمی اولین جلسه مجمع خیرین شه ساز شهرستان نیمروز برگزار شد تصاویری از کوخت نشستن در بیابان های بوشهر باب اسفنجی پاتریک غزل _ تقدیر بازرسی پیچ و مهره در کدام مراسم به موضوع تبری اشاره می شود انواع نمودارها نخست انگلیس صبح با دیدار شب علیه ایران صحبت کرد راستا راستای براستای بیهقی راسته تاریخ یادداشت مؤلف تاریخ بیهقی راسته روده محلی شوشتر خوارزمشاهی یادداشت خوارزمشاهی یادداشت مؤلف کتاب شیمی پایه دهم خود را بیازمایید فصل اول صفحه انشا ذهنی اسمان ده تا مواد طبیعی نام ببرید باتیک تلفیقی سنتی و مدرن متن نوحه ترکی ای کربلانین ساقی عطشانی قارداش برداشت خود را از ضرب المثل از کوه همان برون تراود که در اوست در یک بند بنویسید بازنشستگان اموزش پرورش تنکابن درست وسیله با آزمایش قرص جوشان پایه هشتم هفته ت و کشاورزی کاربرد اهمیت زبان خط فارسی بنویسید بیو گرافی مادر تایفون پسر امراه اولین بارش باران پاییزی در شهر هشجین گزیده ای از شعر مومیایی وىژگى هاى علامه حلى براى دىدن زمان بیوگرافی پیمان بوذری انگار سالهاست کنارم نشسته ای انشاء درمورد اگر باران نمی بارید چه اتفاقی می افتد انشا درباره ی ضرب المثل برو کار کن مگو چیست کار پوسیدن پارچه چه نوع تغییری است ایملب را بخوانید از دست ندهید من ار تبریز هستم و نورو دارم معلم ورزش پارکور محمد حسین ایمانی مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید متنس زیبا درمورد صدای ابشار بازیگران به همراه همسرانشان عمومی کتابخانه‌های جامعه مردم کتابخانه نهاد کتابخانه‌های عمومی زندگی روزمره روزمره مردم افراد جامعه نیازهای اطلاعاتی بتوانند نیاز انسان اسیر اللّهِ هجرت عادت یعنی سَبِیلِ اللّهِ اللّهِ یَجِدْ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَمَن یُهَاجِرْ الأَرْضِ مُرَاغَمًا الأَرْضِ مُر مغازه اپیام تبریک به مناسبتب مقام اولی مسابقات قرآنی انشا برای درس اول نگارش دهم وس لاری بهروز رشتی ع های سیا فارلر در آهنگی ک نقش مردگان داشت سامانه ثبت نام ید تراکتور وادوات جهاد کشاورزی خوزستان خلاصه نویسی ریدینگ صفحه 22 کتاب زبان دهم تجربی بازداشت مدیران شرکت کروز ایروبیک پیشرفته چیست معنی این ایستاده ام ایستاده ای ایستاده ایم جنگلیم تن به صندلی شدن نداده ایم اهنگ هلی قشقایی اشرفی منگنه است رحیمی ساری علت آمپر کشیدن الکتروموتور جوان ها امر ازدواج را به خدا واگذار کنید ایا ف برنج در اب زنگ میزند طرز تهیه نمک خوراکی تحقیق کلاس چهارم ابت تویه زندگیمه براش میدم نمیدم خیلی تویه زندگیمه دوسش دارم براش جونم نحوه ساخت یک کانکشن پرتابل در محیط ویندوز فرمول به دست اوردن تعداد الکترون های یک اتم انشا درباره کتابخانه علوم هشتم ساخت وسیله متحرک با قرص جوشان پیش بازی سویا رئال مادرید انشا برای کتاب نگارش دهم درس اول نگارش دهم که متن تولیدی هم داشته باشه انواع cpu آک سوکت 1155 سندی بریج _ آی وی بریج گزارش تخصصی معلم پنجم ابت نشانه خنجر در دفینه کتاب نوشتاری هفتم انشای صفحه 23و24 حل تمرین high 2 intermediate student book اولاد طهماسب خان طهماس خون راکی یکی از مراسم ی که به موضوع تبری بسیار اهمیت داده شده است کدام است معنی کلمه بی عار


دختر کوچولو

...  
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگ ترین و قشنگ ترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو د و خوابش برد. ولی پسر ک


...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان کوتاه_صداقت کودک  
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خو دو خوابش برد. ولی پسر کوچو


داستان کوتاه_صداقت کودک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گربه کوچولو  
داشتم از خیابون رد میشدم که یهو دختره با تمام توانش شروع کرد به جیغ زدن من یا ابولفضل چی شده؟ پات پیچ خورد؟ دختر نه من خونتون آتیش گرفته؟ دختر نه من سوسک دیدی؟ دختر نه من پس چی شده آخه؟........................ دختره تورو خدا بیا زیر درخت این گربه کوچولو رو ببین چقدر نازههههههههههههه... شما بگید من اون لحظه چیکار باید می ؟؟؟


گربه کوچولو
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
عذاب وجدان ماله کیه؟!  
عذاب وجدان ماله کیه؟ پسرک و دخترک مشغول بازی بودند...پسرک یک سری کامل تیله داشت و دخترک چندتایی شیرینی با خودش داشت.پسر به دختر گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ در عوض تو همه شیرینیهات رو به من بده دختر کوچولو قبول کرد اما پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش برداشت و بقیه رو به دختر کوچولو داد... اما دختر کوچولو در کمال صداقت و طبق قولی که داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد...آن شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو د و راحت خواب


عذاب وجدان ماله کیه؟!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان های مکاتبه ای  
  سرگذشت لنگه کفش گمشده   نویسنده ملیکا گودرزی کلاس دوم ابت عضو بخش مکاتبه ای مرکز یک کرج   لنگه کفش به دختر کوچولویی رسید. دختر کوچولو یک لنگه کفشش را گم کرده بود. لنگه کفش از دور نگاه کرد؛ او زیاد طرح دار نبود و خالص از بنفش بود.دختر کوچولو کفشش طرح دار بود.لنگه کفش می خواست برود که دختر کوچولو چشمش به او افتاد. لنگه کفش ایستاد. دختر کوچولو او را برداشت و به پایش کرد. خیلی خوشحال شد. لنگه کفش دختر نگاهی به او انداخت و فهمید او برادرش است...  


داستان های مکاتبه ای
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دختر باس چوری باشه؟‼..  
دختر باس حاضر جواب باشه.. دختر باس وقتی میره جلوی کمدش بگه وایییی من لباس چی بپوشم؟ دختر باس وقتی لباس جدید ید بره جلوی آیینه باهاش قر بده.. دختر باس کوچولو موچولو باشه.. دختر باس ترسو باشه تا تقی به توقی می خوره بپره بقل آقاش.. دختر باس مخ زدن بلد باشه.. دختر  باس جیغ جیغو باشه.. دختر باس یه عالمه دوست خل و چل داشته باشه.. ♀♀


دختر باس چوری باشه؟‼..
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
عذاب وجدان  
    یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می .   پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت .   پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛   تو همه شیرینی هاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد...   پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار   و بقیه رو به دختر کوچولو داد.   اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینی هاشو به پسرک داد   همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو د و خ


عذاب وجدان
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستانی از پائولو کوئیلو  
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینی هاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینی هاشو به پسرک داد همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو د و خوابش برد. ولی پسر


داستانی از پائولو کوئیلو
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خدا  
یه خانواده ی سه نفری بودنیه دختر کوچولو بود با مادر و پدرشبعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به دختر کوچولوی ما میدهبعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .دختر کوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با داداش کوچولوش تنها بذارن. اما مامان و باباش می ترسیدن که دختر کوچولوشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.اصرارهای دختر کوچولو اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو ن اما در پشت ِ در اتاق مواظبش باشن.دختر


خدا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چهره خدا  
یه خانواده ی سه نفری بودنیه دختر کوچولو بود با مادر و پدرشبعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به دخترکوچولوی ما میدهبعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .دختر کوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با داداش کوچولوش تنها بذارن. اما مامان و باباش می ترسیدن که دخترکوچولوشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.اصرارهای دختر کوچولو اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو ن اما در پشت ِ در اتاق مواظبش باشن.دختر کوچ


چهره خدا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
آرامش صداقت  
یک پسر و دختر کوچولو داشتند با هم بازی می د. پسر کوچولو یک سری تیله داشت و دختر کوچلو هم چندتایی شیرینی. پسرکوچولو به دخترکوچولو گفت من همه ی تیله هامو بهت می دم، تو هم همه ی شیرینیات رو به من بده . دختر هم قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله ها را یواشکی برای خودش کنار گذاشت و بقیه را به دختر کوچولو داد اما دخترکوچولو صادقانه همان جوری که قول داده بود تمام شیرینی هایش را به پسرکوچولو داد. همان شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو د، ولی پسر


آرامش صداقت
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
آرامش صداقت  
یک پسر و دختر کوچولو داشتند با هم بازی می د. پسر کوچولو یک سری تیله داشت و دختر کوچلو هم چندتایی شیرینی. پسرکوچولو به دخترکوچولو گفت من همه ی تیله هامو بهت می دم، تو هم همه ی شیرینیات رو به من بده . دختر هم قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله ها را یواشکی برای خودش کنار گذاشت و بقیه را به دختر کوچولو داد اما دخترکوچولو صادقانه همان جوری که قول داده بود تمام شیرینی هایش را به پسرکوچولو داد. همان شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو د، ولی پسر


آرامش صداقت
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دختر ۱۱ ساله‎ای که همه را مبهوت کرد...!!  
حاج آقا قرائتی تعریف می ‏کرد در ستاد گفتیم، آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین ی که خو د، برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله، ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت. نوشت که ستاد اقامه شیرین‌ترین ی که خواندم این است که در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند. یادم آمد نخواندم، به بابایم گفتم نخواندم، گفت خوب باید بخوانی، اما حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گ


دختر ۱۱ ساله‎ای که همه را مبهوت کرد...!!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
قیافه ی خدا  
یه خانواده ی سه نفری بودنیه دختر کوچولو بود با مادر و پدرشبعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به دختر کوچولوی ما میدهبعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .دختر کوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با داداش کوچولوش تنها بذارن. اما مامان و باباش می ترسیدن که دختر کوچولوشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.اصرارهای دختر کوچولو اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو ن اما در پشت ِ در اتاق مواظبش باشن.دختر کوچ


قیافه ی خدا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
راز گرفتن دستها!!!!!!  
دختر کوچولو و پدرش از روی پلی میگذشتند.پدر یه جورایی میترسید برای همین به دخترش گفت عزیزم لطفا دست منو بگیر تا نیفتی توی رودخونه.دختر کوچولو گفت نه بابا....... تو دست منو بگیر...... پدر که گیج شده بود پرسید چه فرقی میکنه دخترم؟؟؟؟؟ دخترک جواب داد ”اگه من دستت و بگیرم واتفاقی برام بیفته اون وقت ممکنه دستتو ول کنم.اما اگه تو دستمو بگیری من با اطمینان میدونم هر اتفاقی هم بیفته هیچ وقت دستمو ول نمیکنی.     ” پس دست ی رو که دوس داری بگیر به جای اینکه توق


راز گرفتن دستها!!!!!!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
آرامش  
  یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی، با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو دو خوابش برد. ولی پسر


آرامش
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دَردا که دوری ، دَردا  
حواسم بهشان بود . هی می خواست دستش را بگیرد . هی دستش را پس می کشید . دختر کوچولو هی سعی می کرد یک کار جالبی کند ؛ یک چیز جالب پیدا کند و نشان ِ پسرک بدهد . بلکه بتواند دستش را بگیرد . پسرک ، از روی حواس پرتی و بی محلی و بی توجهی ، هی دستش را می کشید این طرف و آن طرف . دخترک ِ زیبا ، تاپ قرمز تنش بود و داشت تعریف می کرد که مامانش چه جوری موهایش را برایش گیس کرده . چند نخ از موهایش ریخته بود جلوی صورتش و از فرط عرق خیس به نظر می رسید . چشم های درشت خوشگلش وق


دَردا که دوری ، دَردا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
 
 دختر  یعنی دوتا دست کوچولو که تو دستای عشقش گم میشن . . . دختر  یعنی یه عالمه احساس. . . دختر  یعنی وقتی سردش شد بپره بغل عشقش تا گرمش شه . . . دختر  یعنی طرافت تو رفتارش باشه نه اینکه ادا پسرا رو درآره . . . دختر  یعنی لبخند دلنشین خدا . . .  دختر  یعنی گرمی بخش خونه . . .  دختر  یعنی دنیای رنگی رنگی . . .  دختر  یعنی دنیاش بغل عشقشه . . .  دختر  یعنی بابایی . . . .  دختر  یعنی هیچوقت فراموش نمیکنه تاریخ تولد رو . . . دختر  یعنی کلید قلبتو ندی دست هر ک


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دختر یعنی  
    ♥ دختر ♥ یعنی دوتا دست کوچولو که تو دستای عشقش گم میشن . . .♥ دختر ♥ یعنی یه عالمه احساس. . . ♥دختر ♥ یعنی وقتی سردش شد بپره بغل عشقش تا گرمش شه . . . ♥دختر ♥ یعنی طرافت تو رفتارش باشه نه اینکه ادا پسرا رو درآره . . . ♥دختر ♥ یعنی لبخند دلنشین خدا . . . ♥ دختر ♥ یعنی گرمی بخش خونه . . . ♥ دختر ♥ یعنی دنیای رنگی رنگی . . . ♥ دختر ♥ یعنی دنیاش بغل عشقشه . . . ♥ دختر ♥ یعنی بابایی . . . . ♥ دختر ♥ یعنی هیچوقت فراموش نمیکنه تاریخ تولد رو . . .♥ دختر


دختر یعنی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مسافر کوچولو  
مسافر کوچولواز تب داغ شهریور شی   تا سوز دی و سرمای زمستانییک برگریزان گذشت و فرخ خبر امدنت در پس یلدای اریایی رسید .مسافر کوچولو بهار را در برگیر و اواز سفر را از سر و فراموش نکن همه ما به شوق دیدن خنده های مستانه ات از امروز تا  تابستان بعد تک تک روزها را خواهیم شمرد ... مسافر کوچولو ضربان تو که میزند جهان به تماشا می ایستد و زمان به انتظار . دنیا می خندد و ماه دی بهاری میشود و ایوان مهت .مسافر کوچولوامشب نفسمان در حبس است و روحمان از این کوچ روی


مسافر کوچولو
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
57 سنت پول دختر کوچولو ...  
یک روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود ؛ دخترک قبلا یکبار آن کلیسا را ترک کرده بود چون به شدت شلوغ بود .همونطور که از جلوی کشیش رد شد ، با گریه و هق هق گفت من نمیتونم به کانون شادی بیام کشیش با نگاه به لباس های ، کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادی پیدا کرد . دخترک از اینکه برای او جا پیدا شده بود بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خواب به بچه هایی که


57 سنت پول دختر کوچولو ...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
یه خواهش  
سلام بچه ها اومدم یه خواهش ازتون م جون ماماناتون ایی که اصلا نمیدونن توت فرنگی کوچولو چیه کیه و چه کارتونیه اصلا پا شون رو توی وبلاگ من نذارن اگه میذارن قدم شون روی تخم چشم من ولی حداقل نظر ندین تورو خدا.عذر می خوام شما که نمی دونین توت فرنگی کوچولو چیه چرا  میای تو وبی که اسمش توت فرنگی کوچولو هستش بعد نظر نامربوط  میذاری قربون اون چشات برم اگه آدم بزرگی یا حتی بچه هستی اگه نمیدونی توت فرنگی کوچولو چیه نظر نده.سخنانم تموم شد امیدوارم ملتفت ش


یه خواهش
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دختر یعنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  
      ♥ دختر ♥ یعنی دوتا دست کوچولو که تو دستای عشقش گم میشن . . .♥ دختر ♥ یعنی یه عالمه احساس. . . ♥دختر ♥ یعنی وقتی سردش شد بپره بغل عشقش تا گرمش شه . . . ♥دختر ♥ یعنی طرافت تو رفتارش باشه نه اینکه ادا پسرا رو درآره . . . ♥دختر ♥ یعنی لبخند دلنشین خدا . . . ♥ دختر ♥ یعنی گرمی بخش خونه . . . ♥ دختر ♥ یعنی دنیای رنگی رنگی . . . ♥ دختر ♥ یعنی دنیاش بغل عشقشه . . . ♥ دختر ♥ یعنی بابایی . . . . ♥ دختر ♥ یعنی هیچوقت فراموش نمیکنه تاریخ تولد رو . . .♥ دختر


دختر یعنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
♥♥♥چــهــره ی خــــــدا ♥♥♥  
یه خانواده ی سه نفری بودنیه دختر کوچولو بود با مادر و پدرشبعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به دختر کوچولوی ما میدهبعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .دختر کوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با داداش کوچولوش تنها بذارن. اما مامان و باباش می ترسیدن که دختر کوچولوشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.اصرارهای دختر کوچولو اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو ن اما در پشت ِ در اتاق مواظبش باشن.دختر کوچ


♥♥♥چــهــره ی خــــــدا ♥♥♥
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شازده کوچولو...  
شازده کوچولو پرسید تو که هستی؟ چه خوشگلی   روباه گفت من روباه هستم. شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن . من انقدر غصه به دل دارم که نگو. روباه گفت من نمی توانم با تو بازی کنم .مرا اهلی نکرده اند شازده کوچولو آهی کشید و گفت ببخش اما بعد از کمی تامل باز گفت   اهلی ینی چه؟  روباه گفت اهلی چیز بسیار فراموش شده ای است یعنی علاقه ایجاد .....  ...... فاطمه م....   


شازده کوچولو...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
ecg  
یه نوار قلب کوچولو... یه خط کوچولو با با سه تا موج اصلی یه دنیا حرف میزنه با آدم... از سکته،هاپیرتروفی،انسداد و مشکلات عروقی و بافتی قلب گرفته تا حتی مشکلات ریه... اولین بار به صورت سیستمیک آگوستوس والر استفاده کرد. خیلی وقتا خیلی چیزای کوچولو تو زندگی دنیایی حرف دارن... از نوار قلب باید یاد بگیریم


ecg
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
س تنبل  
    بهار اومده و برفا آب شدند و بر درختان از دوباره در اومدند  و همه ی حیوانات جنگل بیدار شدند و با هم بازی می کنند.اما س کوچولو هنوز خوابه و نمی دونه که بهار اومده. گوش بدید صدای ش میاد.حالا فصل تابستونه. هوا گرم شده و حیوونای جنگل مشغول بازی و شادی اند. اما بازم س کوچولو نیست. اون کجاست؟ س کوچولو هنوز خوابه. اون نمی دونه که تابستون شده.حالا پاییزه. برگ درخت ها زرد و قرمز و نارنجی شده. همه ی حیوونا دارن خودشون رو برای زمستون آماده می کنن. اما س کوچ


س تنبل
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
قوری کوچولو  
یک قوری خیلی کوچولو دارم برای دم زعفران.دیروز دخترک وقتی قوری کوچولو را دید بهانه کرد و خواستش. نزدیک نیم ساعت باهاش سرگرم بود چند تا چای الکی هم درست کرد و من نوشیدم باید براش ازین کاسه بشقابهای اسباب بازی ب م . . . . . . ما از اون خانواده ها هستیم که وسط چله تابستان سرما می خوریم


قوری کوچولو
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
زیباترین قسمت داستان شازده کوچولو  
روباه گفت \-سلام.شازده کوچولو مودبانه جواب داد \-سلام.سر برگرداند ولی ی را ندید.صدا گفت \-من اینجا هستم،زیر درخت سیب...شازده کوچولو گفت \-تو کی هستی؟خیلی خوشگلی...روباه گفت \-من روباهم.شازده کوچولو به او پیشنهاد کرد \-بیا با من بازی کن.من خیلی غمگینم...روباه گفت \-نمی توانم با تو بازی کنم.مرا اهلی نکرده اند.شازده کوچولو آهی کشید و گفت \-ببخش اما کمی فکر کرد و باز گفت \-اهلی یعنی چه؟روباه گفت \-تو اهل اینجا نیستی.پی چه می گردی؟شازده کوچولو گفت \-پی آدمها


زیباترین قسمت داستان شازده کوچولو
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دخـتــــــر یعنـــــــــــی  
دختر ♥ یعنی دوتا دست کوچولو که تو دستای عشقش گم میشن . . . ♥ دختر ♥ یعنی یه عالمه احساس. . . ♥دختر ♥ یعنی وقتی سردش شد بپره بغل عشقش تا گرمش شه . . . ♥دختر ♥ یعنی طرافت تو رفتارش باشه نه اینکه ادا پسرا رو درآره . . . ♥دختر ♥ یعنی لبخند دلنشین خدا . . . ♥ دختر ♥ یعنی گرمی بخش خونه . . . ♥ دختر ♥ یعنی دنیای رنگی رنگی . . . ♥ دختر ♥ یعنی دنیاش بغل عشقشه . . . ♥ دختر ♥ یعنی بابایی . . . . ♥ دختر ♥ یعنی هیچوقت فراموش نمیکنه تاریخ تولد رو . . . ♥ دختر ♥ یعنی کلید ق


دخـتــــــر یعنـــــــــــی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 0.907 seconds
RSS