اخرین جستجو ها
مدرسه دو کلاسه روستای علی آباد کنارک افتتاح شد breeze aermod نشست کتابخوان بخش گویا و بریل خاتم الانبیاء رشت لیونل مسی در مراسم انتخاب برترین های سال عاشقت کردی عاشقت کردی بازی ایری آرامش امسال خیلی زمین بیشتری بازی آرامش بیشتری محمد ایری برای قهرمانی آقا محمد انشا عینی برای پنجره نساجی بخونه خونه استقلال ج امتیاز خونه بخونه ریالی دریافتی ج شدند استقلال اهواز بدون ریالی بدون ریالی دریافتی سریال فوق العاده زیبای شوخی رابطه ن مردها همسرانشان شویی رابطه رابطه شویی باورهای نادرست درباره رابطه ن درباره ن درباره رابطه کمتری دارند تحلیل پرسش نامه پایان اضطراب برای پرسپولیسی‌های ملی‌پوش بازدید س رست اداره تبلیغات ی بندرترکمن از خانه قرآنی حنفی روستای پنج پیکر puyo puyo tetris official nintendo switch trailer آموزش ساخت دستگاه برش یونولیت آثار امربه معروف ونهی ازمنکر معرفی 6 گوشی برای طرفداران عکاسی سلفی خاکبرداری 17 ص تفسیر شعر اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب تبلیغات چی های مواجب بگیر نتوانند افکار عمومی ار گمراه کنند برنامه لازم مجلس لازم نیست ازدواج جوانان برای ازدواج مجلس برنامه خاصی برای ازدواج جوانان ازکار مجرب از مجربات باقر نمونه سوالات سابقه قرانی بسوی فهم قران نمرات میانترم مبانی کامپیوتر برنامه سازی نظر سلنا و تیلور در مورد مایلی سایرس مهدی اکبری ت یب حرم ائمه بقیع ۹۳ مانند یک ابر بهاری یابن زهرا _ محمد فردوسی سه داستان کوتاه کوتاه طنز دفاع مقدس از آٍثار در دست چاپ اکبر صحرایی باش در هر نظر ز اهل شعور که به غفلت گذشته یا به حضور انشا درباره احساس من درباره حیاط اعداد رادین اس ام اس فلسفی و جملات قصار زیبا آذربایجان جمهوری گروه رحیم جمهوری آذربایجان عد جمهوری مطلیم رحیم عد جمهوری آذربایجان یوسف‌وند؛ ماشین دبل دبل ایران کلنگ زنی تولید کلرید کلسیم در خور و بیابانک در آینده ای نزدیک شارژ هرمی 3000 تومنی همراه اول listlist1583 1593 اهنگ مازندرانی با صدای عسل بانو اپارات اذان قدیمی صبحدل آیین نامه جشنواره مهر بیکران میخواد فرشته اسید ببینی ببینی فردا ساخت دماسنج برای اندازه گیری دمای درون سلول به عنوان یک ایرانی برای حفظ از زبان ملی چه باید کرد ؟ مواد کرده گذاشته فلفل اسفناج مخلوط کرده کنار گذاشته اگرول اسفناج قوانین آپارتمان نشینی دنیا شایسته دلبستگی نیست اگر وسیله نباشد بولبول ساری بولبول بعضیا دیروز همین دیروز انگار همین با تلفن هوشمند lumia 435 از مایکروسافت، تنها با ۸۰ دلار مجموعه آفیس در جیب شماست fps template alpha اهنگ گیتمه کال ورچه بی‌اختیار کارش نیست اختیار اندر اختیارش نیست منابع کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی فاکتور کرده گفتم دادم شرکت فاکتور المثنی رفته بودم صعود قسمت جلالی ساعت مسیر ناصری مرتع گلستان اتفاق افتاد حادثه کوهنوردی سریع واسان فایل فلش درس برنامه گروه جزوه نویسی از تاریخ 8 شهریور تا 13 شهریور امل موزیک سعید مومنی غروب تنگه یک دورتموندی و 7 ستاره دیگر در فهرست ید بارسا غذاهای من قسمت دوم رمان تنهاعشق زندگیم تعبیر خواب قرایت سوره والعصر ایسکو می توانم خیلی بهتر شوم استان کرمان تقسیم تقسیمات انتخابات استان کرمان تقسیم استان مطرح نیست کرمان مطرح کشوری فعلا تقسیم استان کرمان وطنی نساجی تمرین اولین اولین تمرین اردوهای مختلف تمرین یاران یاران نساجی تمرین یاران نساجی اولین تمرین یاران نتایج قرعه کشی جانبو فروش پروژه شناسایی چهره در تصویر با الگوریتم clm و hog با نرم افزار matlab عو پوستر روز آزمایشگاه ایدی لاین علی بابا ارمین wow اغوش مقدس شادمهر قدم زدن در جاده رویا دوخت السا آنا تاتنهام بازی bein sports شبکه bein پیرزن می‌کرد کوچه می‌شد انگار انجام داستان پیرزن one more big bang is needed ایمنی استفاده عایق صورت اتصال بندی عایق بندی بندی قسمتهای مورد استفاده دارایجاد حسار تحقیق ایمنی تحقیق ایمنی نمىتونى پنهون عاشقى نمىتونى پنهون داغونى نمىتونى مصدر فارسی شمال نیوز دستگیری 10 متخلف شکار در شهرستان نوشهر سوالات دوره اول داوری بدمینتون رمان بسبک پلیسی خشن با پسر مغرور غیر قابل نفوذ خلاصه کتاب نظریه های یادگیری سیف انشای طلوع خورشید ید جزوه ریاضی فیزیک دو آرفکن مفهوم سبد ید پیاده سازی آن بزرگترین فساد با حمایت افراد خاص در ت قبل رخ داد نسخه شرکت شرکت گوگل نسخه پیش‌نمایش اولین نسخه ناصر ملک مطیعی فوت کرده ؟؟؟خبر درسته ؟؟؟؟ مقدمه انشا کلاس پنجم مردم و نخبگان بدانند دروغ3 خواستار غرب به سودان و دوری این کشور از ایران شد چکارکنم خونسردباشم برگزاری جلسه هیات جودو افشای اسرار و قانون آقای سید محمود عزیز فرزند فدک تولدتان مبارکـــــــــــــــــ راحله کوین سوهیون سونگ الان مهرسا خواهش میکنم راحله سوهیون می راحله همین الان سوهیون انداخت چنگ دل آهنگ دلکش میزند انداز یی میکند قهرمان میشود سربازان یی انداز یی کشته میشود اشاره اشاره میکند آوای وحشی


زندگی روشن مردم ایمان خاموش مردم دیگر

چهار شمع: "صلح"-"ایمان"- "عشق"-"امید"  
چهار شمع به آرامی می‌سوختند. محیط پیرامون آنها آنقدر آرام بود که صدای آنها شنیده می‌شد. شمع اول گفت من صلح نام دارم بنابراین، هیچ نمی‌تواند مرا روشن نگه دارد و یقین دارم که به زودی خاموش خواهم شد. پس شعله آن به سرعت کم و سپس خاموش شد. دومی گفت من ايمان نام دارم. احساس می‌کنم که ديگر ی وجود مرا ضروری نمی‌داند و ومی ندارد که بیش از این شعله‌ور بمانم. وقتی سخنش به پایان رسید، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد. نوبت به شمع سوم که رسید، با ناراحتی


چهار شمع: "صلح"-"ایمان"- "عشق"-"امید"
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شعله امید نباید هرگز خاموش شود  
چهار شمع به آرامی می سوختند، محیط آن قدر ت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید.اولین شمع گفت « من صلح هستم، هیچ نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد. فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. »شمع دوم گفت « من ايمان هستم، واقعا انگار ی به من نیازی ندارد برای همین من ديگر رعبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم . » حرف شمع ايمان که تمام شد ،نسیم ملایمی وزیدو آن را خاموش کرد.وقتی نوبت به سومین شمع رسید با


شعله امید نباید هرگز خاموش شود
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چهار شمع  
چهار شمع به آرامی می‌سوختند و با هم گفتگو می‌ د. محیط به قدری آرام بود که گفتگوی شمع‌ها شنیده می‌شد.اولین شمع می‌گفت من «دوستی» هستم، اما هیچ نمی‌تواند مرا شعله‌ور نگاه دارد و من ناگزیر خاموش خواهم شد. شمع دوستی کم نورتر و کم نورتر شد و خاموش گشت.شمع دوم می‌گفت من «ايمان» هستم، اما اغلب سست می‌گردم و خیلی پایدار نیستم. در همین زمان نسیمی آرام وزیدن گرفت و او را خاموش کرد.شمع سوم با اندوه شروع به صحبت کرد من «عشق» هستم، ولی قدرت آن را ندارم


چهار شمع
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چهار شمع  
چهار شمع به آرامی می‌سوختند و با هم گفتگو می‌ د. محیط به قدری آرام بود که گفتگوی شمع‌ها شنیده می‌شد.اولین شمع می‌گفت من «دوستی» هستم، اما هیچ نمی‌تواند مرا شعله‌ور نگاه دارد و من ناگزیر خاموش خواهم شد. شمع دوستی کم نورتر و کم نورتر شد و خاموش گشت.شمع دوم می‌گفت من «ايمان» هستم، اما اغلب سست می‌گردم و خیلی پایدار نیستم. در همین زمان نسیمی آرام وزیدن گرفت و او را خاموش کرد.شمع سوم با اندوه شروع به صحبت کرد من «عشق» هستم، ولی قدرت آن را ندارم


چهار شمع
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گفتگوی چهار شمع  
چهار شمع به آرامی می سوختند. محیط آن قدر ت بود که می شد صدای صحبت آن ها را شنید. اولین شمع گفت من صلح هستم. هیچ نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد. فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله ی آن کم و بعد خاموش شد. شمع دوم گفت من ايمان هستم. واقعا انگار ی به من نیازی ندارد، برای همین من ديگر رغبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم. حرف شمع ايمان که تمام شد، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد. وقتی نوبت به سومین شمع رسید با ان


گفتگوی چهار شمع
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان چهار شمع  
رسم است که در ایام کریسمس و در واقع آ ین ماه از سال میلادی چهار شمع روشن می نمایند ، هر شمع یک هفته می سوزد و به این ترتیب تا پایان ماه هر چهار شمع می سوزند ، شمع ها نیز برای خود داستانی دارند . امیدواریم با خواندن این داستان امید در قلب تان ریشه دواند .شمع ها به آرامی می سوختند ، فضا به قدری آرام بود که می توانستی صحبت های آن ها را بشنوی .اولی گفت من صلح هستم با وجود این هیچ نمی تواند مرا برای همیشه روشن نگه دارد .فکر میکنم به زودی از بین خواهم رفت .


داستان چهار شمع
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان چهار شمع !  
  رسم است که در ایام کریسمس و در واقع آ ین ماه از سال میلادی چهار شمع روشن می نمایند ، هر شمع یک هفته می سوزد و به این ترتیب تا پایان ماه هر چهار شمع می سوزند ، شمع ها نیز برای خود داستانی دارند . امیدواریم با خواندن این داستان امید در قلب تان ریشه دواند .شمع ها به آرامی می سوختند ، فضا به قدری آرام بود که می توانستی صحبت های آن ها را بشنوی .اولی گفت من صلح هستم با وجود این هیچ نمی تواند مرا برای همیشه روشن نگه دارد .فکر میکنم به زودی از بین خواهم رف


داستان چهار شمع !
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
تابلو های تبلیغاتی جدید در مترو  
حتما دیده اید این تابلو های تبلیغاتی جدید در مترو را که وقتی از جلویشان رد می شوی روشن می شوند. اگر بایستی روشن می مانند و اگر بروی خاموش می شوند.  و حتما دیده اید با توجه به جمعیت زیادی که هر روز در مترو تردد می کنند، این تابلو ها به سرعت خاموش و روشن می شوند و تیک تیک می کنند. این یک تیک تیک ساده مثل ساعت مچی نیست. تیک تیکی است که حتی در شلوغی مترو باعث مزاحمت و ناراحتی مردم می شود. البته طراح این تابلو هم هدفی جز جلب توجه مردم نداشته ولی به چه قی


تابلو های تبلیغاتی جدید در مترو
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
امید........  
  چهار شمع   چهار شمع به آرامی می‌سوختند و با هم گفتگو می‌ د.   محیط به قدری آرام بود که گفتگوی شمع‌ها شنیده می‌شد.   اولین شمع می‌گفت من «دوستی» هستم اما هیچ نمی‌تواند مرا شعله‌ور نگاه دارد و من ناگزیر خاموش خواهم شد.   شمع دوستی کم نورتر و کم نورتر شد و خاموش گشت.     شمع دوم می‌گفت من «ايمان» هستم اما اغلب سست می‌گردم و خیلی پایدار نیستم.   در همین زمان نسیمی آرام وزیدن گرفت و او را خاموش کرد.     شمع سوم با اندوه شروع به صحبت کرد  من «عشق»


امید........
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شلعه امید  
داستان زیبای شعله امیدچهار شمع به آرامی می سوختند ، محیط آن قدر ت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنیداولین شمع گفت من صلح هستم، هیچ نمی تواند مرا همیشه روشن نگه داردفکر می کنم که به زودی خاموش شومهنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شدشمع دوم گفت من ايمان هستم، واقعا انگار ی به من نیازی ندارد برای همین من ديگر رعبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانمحرف شمع ايمان که تمام شد ، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کردوقتی نوبت به سومی


شلعه امید
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شعله امید  
  چهار شمع به  آرامی سوختند .محیط انقدر ت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید،... اولین شمع گفت،من صلح هستم ، هیچ نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد فکر میکنم بزودی خاموش میشوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بزودی خاموش شد   شمع دوم گفت،..من ايمان هستم .واقعا انگار ی به من احتیاجی ندارد بنابر این من ديگر میلی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم.حرف شمع ايمان که  تمام شد ، نسیم ملایم وزید وان را خاموش کرد. وقتی نوبت به شمع سوم شد با اندو


شعله امید
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
ایمان-بخش-زندگی-امید  
روزی چـــهارشــمع درخانه ای تاریک روشن بودند. اولین آنها که ايمان بود گفت دراین دور و زمـــانه مردم ديگر چندان ايمان ندارند  و با گفتن این جمله خاموش شد. شمع دومی که بخـــشش بود،گفت دراین زمانه مردم ديگر به هـــم کـــمک نمی کنند  و بخشش ازیاد مردم رفته است.و او هم خاموش شـــد. شمع سوم که زندگي بود،گفت مردم ، ديگر به زندگي هم ايمان ندارند و با گفتن آن خاموش شد. درهمین هنگام پسرکی وارد اتاق شد  و شمع چهارم رابرداشت و سه شمع ديگر را روشن کرد. سه ش


ایمان-بخش-زندگی-امید
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان چهار شمع  
شمع ها به آرامی می سوختند ، فضا به قدری آرام بود که می توانستی صحبت های آن ها را بشنوی . اولی گفت من صلح هستم با وجود این هیچ نمی تواند مرا برای همیشه روشن نگه دارد . فکر میکنم به زودی از بین خواهم رفت . سپس شعله اش به سرعت کم شد و از بین رفت . دومی گفت من ايمان هستم با این وجود من هم ناچارا مدتی زیادی روشن نمی مانم ، و معلوم نیست تا چه زمانی زنده باشم ، وقتی صحبتش تمام شد نسیم ملایمی بر آن وزید و شعله اش را خاموش کرد . شمع سوم گفت من عشق هستم ولی آنقدر


داستان چهار شمع
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
امید  
      چهار شمع به آهستگی می‌سوختند، در آن محیط آرام صدای صحبت آنها به گوش می‌رسید.شمع اول گفت من صلح و آرامش هستم، هیچ ی نمی‌تواند شعله مرا روشن نگه دارد من باور دارم که به زودی می‌میرم....... سپس شعله صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد شمع دوم گفت من ايمان و اعتقاد هستم، ولی برای بیشتر آدمها ديگر چیز ضروری در زندگي نیستم پس دلیلی وجود ندارد که ديگر روشن بمانم......... سپس با وزش نسیم ملایمی ايمان نیز خاموش گشت. شمع سوم با ناراحتی گفت من عشق هستم


امید
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان زیبای چهار شمع  
. . رسم است که در ایام کریسمس و در واقع آ ین ماه از سال میلادی چهار شمع روشن می نمایند ، هر شمع یک هفته می سوزد و به این ترتیب تا پایان ماه هر چهار شمع می سوزند ، شمع ها نیز برای خود داستانی دارند . امیدواریم با خواندن این داستان امید در قلب تان ریشه دواند . شمع ها به آرامی می سوختند ، فضا به قدری آرام بود که می توانستی صحبت های آن ها را بشنوی . اولی گفت من صلح هستم با وجود این هیچ نمی تواند مرا برای همیشه روشن نگه دارد .فکر میکنم به زودی از بین خواهم ر


داستان زیبای چهار شمع
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان چهار شمع  
داستان چهار شمع من امید هستم چهار شمع به آرامی در حال سوختن بودند ، محیط آن چنان آرام و بی صدا بود که می شد به صحبت هایشان گوش داد .  اولی گفت من صلح هستم ، ی نمی تواند مرا برای همیشه روشن نگاه دارد . من مطمینم که خاموش می شوم . لحظه ای نگذشت که شعله هایش کاهش یافت و خاموش شد .  دومی گفت من ايمان هستم ، وجود من ضروری نبست پس چندان مهم نیست که من روشن باقی بمانم . سخنش به پایان رسید ، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد . شمع سوم با ناراحتی گفت من عشق هست


داستان چهار شمع
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستانک  
گفتگوی چهار شمع چهار شمع به آرامی می سوختند... محیط آن قدر ت بود که می شد صدای صحبت آن ها را شنید. اولین شمع گفت «من صلح هستم،هیچ نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد.فکر می کنم که به زودی خاموش شوم...»هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله ی آن کم و بعد خاموش شد.شمع دوم گفت «من ايمان  هستم،واقعا انگار ی به من نیازی ندارد برای همین من ديگررغبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم.»حرف شمع ايمان که تمام شد،نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد.وقتی نوبت به س


داستانک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
امید  
چهار شمع به آهستگی می‌سوختند، در آن محیط آرام صدای صحبت آنها به گوش می‌رسید.شمع اول گفت من صلح و آرامش هستم، هیچ ی نمی‌تواند شعله مرا روشن نگه دارد من باور دارم که به زودی می‌میرم....... سپس شعله صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد شمع دوم گفت من ايمان و اعتقاد هستم، ولی برای بیشتر آدمها ديگر چیز ضروری در زندگي نیستم پس دلیلی وجود ندارد که ديگر روشن بمانم......... سپس با وزش نسیم ملایمی ايمان نیز خاموش گشت. شمع سوم با ناراحتی گفت من عشق هستم ولی


امید
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شعله امید  
چهارشمع به آرامی می سوختند.در محیط آرام و لطیف و بی صدا.اولی گفت من صلح هستم ديگر هیچ نمی تواند مرا روشن نگه دارد معتقدم که به زودی خا موش خوا هم شد. همین را گفت وشعله اش به سرعت کم شد و کا ملا خا موش شد. دومی گفت من ايمان هستم اغلب مردم ديگر نیازی به  بودن من حس نمی کنند از این رو ديگر دلیلی ندارد بیش از این روشن بما نم. نسیمی به آرامی وزید وآ« را خا موش کرد. شمع سوم با اندوه گفت من عشق هستم من آنقدر قوی نیستم که بتوانمروشن بما نم. مردم مرا کنار گذا


شعله امید
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان 4 شمع  
شمع اول گفت من صلح و آرامش هستم، هیچ ی نمی‌تواند شعله مرا روشن نگه دارد من باور دارم که به  زودی می‌میرم....... سپس شعله صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد. شمع دوم گفت من ايمان و اعتقاد هستم، ولی برای بیشتر آدمها ديگر چیز ضروری در زندگي نیستم   پس دلیلی وجود ندارد که ديگر   روشن بمانم......... سپس با وزش نسیم ملایمی ايمان نیز خاموش گشت. شمع سوم با ناراحتی گفت من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم که ديگر روشن بمانم، انسانها من را در  حاشیه زندگي خ


داستان 4 شمع
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چهار شمع...  
                         شمع ها به آرامی می سوختند، فضا به قدری آرام بود که می توانستی صحبتهای آن ها را بشنوی.   اولی گفت من صلح هستم با وجود این هیچ نمی تواند مرا برای همیشه روشن نگه دارد.   فکر میکنم به زودی از بین خواهم رفت.سپس شعله اش به سرعت کم شد و از بین رفت.   دومی گفت من ايمان هستم با این وجود من هم ناچارا مدتی زیادی روشن نمی مانم، و معلوم نیست تا چه   زمانی زنده باشم، وقتی صحبتش تمام شد نسیم ملایمی بر آن وزید و شعله اش را خاموش کرد.   شمع سوم گ


چهار شمع...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی عنوان  
وقت هایی که به جایی از شهر می رسیدیم همان جایی که درست رو به رویمان کل شهر با هزاران هزار چراغ رنگی معلوم بود حس خاصی بهم دست می داد . حس مبهم خوب و بد . با خودم می گفتم توی هر یک از این چراغ های روشن انسانی هست با یک حس خاص . انسانی هست با یک حال خاص . با آرزوهای خاص . توی هر یک از این چراغ ها روشن و خاموش یک موجود خاص نشسته است . یکی افسرده و یکی شاد . یکی توی ِ چراغ روشن لبخند می زند و ديگری اشک هایش را با دستمال مچاله شده ی داخل جیب شلوارش پاک می کند .


بی عنوان
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
آیا خاموش و روشن کامپیوتر و لپ‌ تاپ، به آن صدمه می‌ زند  
عموم ما عادت داریم که کامپیوتر یا لپ‌تاپ خود را هرشب خاموش کنیم؛ آیا این مسئله تاثیری بر عملکرد رایانه و از همه مهم‌تر، ماندگاری و دوام قطعات سخت‌افزاری آن دارد؟ آیا باید سیستم خود را هر شب خاموش نماییم یا بهتر است آن‌را روشن نگه‌داریم؟


آیا خاموش و روشن کامپیوتر و لپ‌ تاپ، به آن صدمه می‌ زند
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
«« چهار شمع »»  
   چهار شمع به آرامی می‌سوختند و با هم گفتگو می‌ د. محیط به قدری آرام بود که گفتگوی شمع‌ها شنیده می‌شد. اولین شمع می‌گفت من «دوستی» هستم اما هیچ نمی‌تواند مرا شعله‌ور نگاه دارد و من ناگزیر خاموش خواهم شد. شمع دوستی کم نورتر و کم نورتر شد و خاموش گشت.  شمع دوم می‌گفت من «ايمان» هستم اما اغلب سست می‌گردم و خیلی پایدار نیستم. در همین زمان نسیمی آرام وزیدن گرفت و او را خاموش کرد.  شمع سوم با اندوه شروع به صحبت کرد من «عشق» هستم ولی قدرت آن را


«« چهار شمع »»
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
امت محمد  
دو برادر در آغوش هم بشهادت رسیدن رمضان چه سخت می گذرد فانوس های قاهره خاموش بلندگوهای مسجد دمشق خاموش بازارهای شهر بغداد بسته مردم شهر قدس در اسارت مردم مظلوم غزه در زیر آتش و بمب افسوس امت محمد صلی الله علیه و آله وسلم در خواب عمیق و برای پیروزی تیم فوتبال آلمان دعا می کنند  


امت محمد
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خاموش کننده خودکار سیستم  
ین نر افزار جهت خاموش راه اندازی مجدد – ح خواب – قفل سیستم و ... در زمان داده شده می باشد و همچنین مقدار زمانی را که سیستم شما روشن است را نشان می دهد و استفاده از ان نیز اسان می باشد. اکر سیستم شما دیر خاموش می شود یا می خواهید زود تر خاموش شود می تواتید در قسمت تنظیمات چند ثانیه ای خاموش شدن را مشخص کنید. این برنامه سه نما دارد استاندارد – فشرده – پیشرفته و زمان روشن شدن سیستم را به شما نشان می دهد.قابلیت های logic shutdown ابزاری سبک برای خاموش سازی


خاموش کننده خودکار سیستم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گفت وگوی چهار شمع  
چهار شمع به آرامی می سوختند. محیط آن قدر ت بود که می شد صدای صحبت آن ها را شنید. اولین شمع گفت من صلح هستم. هیچ نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد. فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله ی آن کم و بعد خاموش شد. شمع دوم گفت من ايمان هستم. واقعا انگار ی به من نیازی ندارد، برای همین من ديگر رغبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم. حرف شمع ايمان که تمام شد، نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد. وقتی نوبت به سومین شمع رسید با ان


گفت وگوی چهار شمع
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
امید  
\+اگر روزی تمام شمع های دلت خاموش شدند. نگذار شمع امیدت خاموش شود. که اگر روشن بماند تمام شمع های ديگر را روشن خواهد کرد.    پس امید داشته باش ... به خ که همین ست.  و من امید دارم به خ که می دانم هرگز ناامیدم نخواهد کرد.   .


امید
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
ع رخ نگار که در جان افتاد  
  آنک ماه آنک تصویر روشن مهتاب آنک ...واین حرف مردم بود که در پیشانی قشنگ ماه تصویر زیبای تو را می جستند و گمان زیبایشان را تصویر می د اما... همه مان عاشقانه ايمان آوردیم که ع ت نه در ماه که در دل بود و چراغ راه بر سر شاخه دستان بود و پرچم حرکت ايمان ما به تو ايمان به ماه نبود که در طلوع خورشید رنگ ببازد حتی ايمان به خورشید هم نبود که در سفره شب پیچیده شود ايمان ما به تو ايمان به حقیقت بود فراتر از زمان ايمان بود به نایب زمان ما از لبان تو ترجمه قرآن


ع رخ نگار که در جان افتاد
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
کامپیوتر خود را شب‌ها خاموش‌کنیم یا نه؟  
در مورد خاموش و روشن سیستم‌های رایانه صحبت‌های زیادی وجود دارد. عده‌ای میگویند مدام خاموش و روشن این دستگاه‌ها باعث آن‌ها است و بهتر است روشن بگذاریمشان، عده‌ای هم در مقابل میگویند که روشن ماندن سیستم‌های رایانه‌ای است که آن‌ها را مستهلک و اب می‌کند. واقعاً چه باید کرد؟ با ما در ادامه مطلب همراه باشید تا ببینید متخصصان در این زمینه چه توصیه‌ای دارند.


کامپیوتر خود را شب‌ها خاموش‌کنیم یا نه؟
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چراغ روشن  
چراغ روشن چراغ روشن جمله ساده ای که روزگاری بسیار متداول بود   و در کنار جملات کوتاه ديگر مهربانانه  در همه جای این مرز و بوم به یک شکل استفاده می شد که البته ديگر به ندرت استفاده می شود چون متاسفانه نور چراغهای محبت آمیز گذشته خیلی  خیلی کم شده و در زیر  زرق و برق زندگي  ماشینی  گم شده است . خدا قوت خسته نباشید و دست مریزاد و چراغ روشن و این دست جملات و اصطلاحات کوتاه روح بخش زندگي ما ایرانیان بوده  و به آن رنگ ديگری میداده است و موجب شاد و دلگ


چراغ روشن
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
auto poweron & shutdown v2.83 - نرم افزار روشن و خاموش خودکار سیستم  
مطمئنا بارها به این فکر افتاده اید که کاش می توانستید سیستم خود را طوری تنظیم نمایید که در زمان خاص به طور اتوماتیک خاموش یا روشن شده و یک سری از کارهایتان را به صورت خودکار انجام دهد کارهای همچون آپدیت شدن نرم افزارها و بسته های امنیتی، شروع و پایان آن در زمان خاص و خاموش شدن سیستم و ..


auto poweron & shutdown v2.83 - نرم افزار روشن و خاموش خودکار سیستم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دل نوشته....مردم خوابند....  
مردم خوابند،نیم بیدار،نیم هوشیار...چراغ ها خاموش.دلها در درون سو ک.درها نیمه بسته ...چشم ها نیمه باز...گلدان در کنار پارچ آب خشکیده...دیوارها بلند،نفس ها خسته...دلی نمیتپد... دلی به چیزی خوش نیست، ی درین دیار روشن نیست...خانه ها زندان شده گرچه قبلاً هم خسته خانه بود ...کتاب شعر،خالی ازقافیه...و اما مردم کنار استکان چای خوابشان برده...همه غرق اند،در قعر اند...نفت،در چراغدان نمانده...بشکه آب پر از خالیست...دلها دلگیر ... آتش درون روشن،میسوزاند علف ها را...چ


دل نوشته....مردم خوابند....
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 1.155 seconds
RSS