اخرین جستجو ها
نمونه متن درخواست مساعدت از خیرین دفینههای ایران معنی شعر ازدست و زبان که براید کز عهده شکرش به در اید رشته های پزشکی بدون کنکور پردیس شیراز دلگیرم از بعضی دوستی ها خلاصه نگاهی به فلسفه اموزش وپروش نقیب زاده حلوا با ارد ارزن iran hizmeti fuar tahran wireless internet azadi el افزایش تمرکز در تیراندازی جواب معمای زنی روی قبری گریه میکرد یکی پرسید این قبره کیه؟ زن گفت؛پدرمه ولی اون که داخل قبره پسرمه اگه فوت نمیکرد شوهرم بود به نظرتون قبرمال کیه؟ باهوشا جواب بدن انشا عینی ذهنی ساحل دریا حرف هایی بادوستانم نکات کلیدی نظریه م وس ریکاردو متن درخواست کمک مالی از خیرین کتاب الکترونیکی استعداد شغلی طبیب تقدیر از خانم دهیار عملکرد bcc چگونه است و چه زمانی استفاده می شود سامانه دعای قرانی ایمنی درآزمایشگاه دلیل قطع شدن شبکه eurotic tv زندگینامه ی علامه حلی که به دیدار زمان موفق شد آنطور که آن بخواهد دوزی آموزش تهران شماره کرمان نمایید حاصل نمایید تماس حاصل کلاسهای آموزش خانم قربانی سرکار خانم برگزاری کلاسهای آموزش تحقیق در مورد خفاش و مفهوم نمادین ان اعتکاف است، انسان روزه عبادتی عبادت فضیلت اعتکاف آغاز سال ۱۳۹۴ شمسی متن داستان یک قطره عسل دعای کنزالعرش pdf انشا عینی ذهنی درباره کتاب تمام خواهی ₪mahsa₪ مراحل از تصفیه خانهشماتیک شماره تلفن ثابت برنامه چلچراغ شبکه فارس سهره معمولی گران تر است یا سهره کرمانی مسابقه پیامکی به مناسبت سالگردشهادت رجایی وباهنر متفاوت طرز تهیه دلمه کلم برگ مخصوص ترمه پلی اورتان گنج who conceived present day casual shoes and boots ناقص کتاب راهنمای معلم فرهنگ هنر نهم ظاهرش کثیف شیخ حسن حلی چه ویژگی هایی داشت که توانست زمان را ملاقات کند حل ج رو مه اسان شماره جلد دوم دید بان ذهن از نگاه ... تحقیق درباره مزایا معایب سیستم فرمان هیدرولیک ø¢ ø±ù…ø§ù† ø¨ûŒ ø¨ù‡ ø±ù†ú¯ ø§ø­ø³ø§ø³ ù…ù† آموزش کتاب first friend an introduction to روش حل مسایل تیتراسیون khaterat bakhshe2 e matn سزیم داروشناسی پماد حکایت روزی در فصل بهاران باجمعی از دوستداران ، ایا از امپول هیدروکورتیزون در سرما خوردگی استفاده میشود معادل خارجی پماد ویشکا واسه البته معما قبر پدرمه انشا صفحه ی 31 نهم نمونه فرم مشخصات فردی خانوادگی دانش آموز کربن لکچر کویر حاتم عمیو جویا آسمان ترجمه کتاب البرهان فی علوم القران بودجه بندی درس منطق پایه دهم نتیجه آزمون استخدام حراست بیمارستان آباده انشا برای کتاب نگارش دهم درس اول نگارش دهم که متن تولیدی هم داشته باشه آرشام تکرار دلبستگی رمان تکرار رمان تکرار دلبستگی هدفمون پیامک تبریک میلاد حسن عسگری ع نوحه بیرق عزا رو بیارید پیگیری پرونده در دادگستری همدان شبیه ساز online حرارتی شرکت vishay سوالات ا فصل کتاب درامدهای تحلیلی بر انقلاب ی سلوک دمند پاو وینت کامل کوروش کبیر سوره کدام توحید خداوند الله یکتایی الله الصمد توحید اشاره یکتایی خداوند کدام قسمت سر جلسه کنکور درصد هام بد میشه چرااا؟؟ ژنتیک بدنسازی قسمت دلیل ت یب باغ شهری های صدرا شعر ریاضی انشا با سوال گزین نویسی اگر نویسی بارش فکری در مورد دریا آموزش اتصال به اینترنت با کامپیوتر بوسیله موبایل یاضامن آهو مفهوم ضرب المثل برو کارکن مگو چیست کار کاهش پینگ – کم پینگ بازی 3 most attractive men of نمونه دعوت نامه مسئولین جهت وحدت منابع امتحان پیشرفت تحصیلی 95 رشته کامپیوتر اسان رضوی لایحه دفاعیه رد اعسار از هزینه تبدیل ساده و آسان داگی کوین به بیت کوین پاسخ فکر کنید صفحه 92 شیمی بازی سیستم کارت گرافیک g hics directx کارت گرافیک مورد نیاز dual core مشکلات بازی metro last last light redux


معمای زنی روی قبری گریه میکرد یکی رسید پرسید که این قبر کیست؟؟

 
آنکه رخسار ترا اين همه زیبا ميکرد   کاش از روز ازل فکر دل ما ميکرد   آنکه میداد ترا حسن و نمیداد وفا   کاشکی‌فکر ِ من عاشقِ شیدا ميکرد   یا نمیداد ترا اين همه بیدادگری   یا مرا در غم ِعشق‌ِ تو شکیبا ميکرد   کاشکی‌گم شده بود اين دلِ دیوانهٔ من    پیش از آن روز که گیسوی تو پیدا ميکرد   ای که در سوختنم با دلِ من ساخته‌ای   کاش یک شب‌دلت شهٔ‌فردا ميکرد   کاش میبود به فکرِ دلِ دیوانهٔ ما   آنکه خلق پَری از آدم و حوا ميکرد   کاش درخواب شبی روي تو مید


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
♥♥ عشق ؟؟؟؟ ♥♥  
دختری از پسری پرسيد آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟پسر گفت نه ، نیستیدختر با نگاهی مضطرب پرسيد آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی ؟پسر خندید و گفت نه ، نمیدهمدختر با گريه پرسيد آیا در هنگام ج گريه خواهی کرد ؟پسر دوباره گفت نه ، نمیکنمدختر با دلی ش ته از جا بلند شد در حالی که قطره های الماس اشک چشمانش را نوازشميکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد و گفت تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستیمن تمام قلبم را ت


♥♥ عشق ؟؟؟؟ ♥♥
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گریه ی مرد  
یه مردی بود که هر میرفت بهشت زهرا و بالای یه قبري مینشست و زار زار گريه ميکرد و میگفت چرا رفتی و منو بدبخت کردی. ازش پرسيدن اين کیه که هر سر مزارش میایی گريه میکنی برادرته؟ پدرته؟ بچته؟ کیته؟ میگه هیچکدوم.اين شوهر اول زنمه


گریه ی مرد
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
عاشقی تا مرگ...  
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار ميکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون... بعد از یک ماه پسرک مرد... وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده... دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد... میدونی چرا گريه ميکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میدا


عاشقی تا مرگ...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی وفا  
♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی وقتا حتی شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگری فروشندگی حمالی عملگی .سخت کار ميکرد اما حلال.هیچ وقت دست خالی نمیومد خونه.وقتی میومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش میداد براش غذا میذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .همیشه به عشق شوهرش خونه تمیز بود و برق میزد و با چیزایی که داشتن....


بی وفا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی وفا  
♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی وقتا حتی شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگری فروشندگی حمالی عملگی .سخت کار ميکرد اما حلال.هیچ وقت دست خالی نمیومد خونه.وقتی میومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش میداد براش غذا میذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .همیشه به عشق شوهرش خونه تمیز بود و برق میزد و با چیزایی که داشتن....


بی وفا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی وفا  
♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی وقتا حتی شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگری فروشندگی حمالی عملگی .سخت کار ميکرد اما حلال.هیچ وقت دست خالی نمیومد خونه.وقتی میومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش میداد براش غذا میذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .همیشه به عشق شوهرش خونه تمیز بود و برق میزد و با چیزایی که داشتن....


بی وفا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
برشانه ی کبود تقویم  
برشانه ی کبود تقویم گريه ميکردپخشیده بود روي جاجیم گريه ميکردعقش گرفته بود از تلوزیونی که هر روزاز روي بالش خود تا سیم گريه ميکردبازم معلموآن شلاق بیشعورشزیر فشار خط تقسیم گريه ميکرددرشیشه های مات دنیاش خیره میشدهرهفته در کلاس تنظیم گريه ميکردچین های پشت پلک باباش را که میدیدمانند بچه توس ترحیم گريه ميکرددارا عروسکی که مریم همیشه میخاستسارای قصه امشب بامیم گريه ميکرد


برشانه ی کبود تقویم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معما  
معماي شماره 1\-آن چیست که اول سرش را می برند بعد به گريه می افتند؟  معماي شماره ی 2\- ان چیست که بی جان است ولی دنبال جان است؟ معماي شماره ی 3\- ان کدام حیوان وحشی است که اگر نامش را برع کنید رام می شود؟ معماي شماره ی 4\- ان چیست که سر ندارد ولی گردن دارد، دست دارد ولی پا ندارد؟ دوستان وبلاگ دنیای دانش اگر شما از معما ها راضی هستید و می خواهیدکه معما ها ادامه پیدا کنند عدد1 را بنویسید و اگر نه عدد2 را بنویسید. حالا کمی فکر کنید و بعد جواب ها را ببینیبد. ج


معما
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معما  
معماي شماره 1\-آن چیست که اول سرش را می برند بعد به گريه می افتند؟  معماي شماره ی 2\- ان چیست که بی جان است ولی دنبال جان است؟ معماي شماره ی 3\- ان کدام حیوان وحشی است که اگر نامش را برع کنید رام می شود؟ معماي شماره ی 4\- ان چیست که سر ندارد ولی گردن دارد، دست دارد ولی پا ندارد؟ دوستان وبلاگ دنیای دانش اگر شما از معما ها راضی هستید و می خواهیدکه معما ها ادامه پیدا کنند عدد1 را بنویسید و اگر نه عدد2 را بنویسید. حالا کمی فکر کنید و بعد جواب ها را ببینیبد. ج


معما
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
اولین شعر  
امروز مادرم داشت انبارى خانه را تمیز ميکرد. که برگه اى شعر را که پیدا کرده بود برایم اورد و گفت اين شعر هاى تو نیست؟ خیلى خوشحال شدم چون اون برگه اولین شعرى بود که من سرودم. و حال گفتم شاید دوستان بخواهند اولین شعرى که من نوشتم بخوانند.   گنبد و صحن على                    عاشقان اينجاست عشق را منتهى در کنار معوایش زنده ام                     بر ولاى مرتضى یش زنده ام کیست على على نمود احمد                   اى از روح و وجود احمد کیست على دستاى پینه بسته  


اولین شعر
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مزاح (صل الله علیه و آله)  
پیرزني به حضور اکرم صلی الله علیه و آله رسيد، علاقه من بود که اهل بهشت باشد. اکرم صلی الله علیه و آله به او فرمود پیرزن به بهشت نمی رود. او گریان از محضر خارج شد. بلال حبشی او را در حال گريه دید. پرسيد چرا گريه می کنی ؟ گفت گريه ام به خاطر اين است که پیغمبر فرمود پیرزن به بهشت نمی رود. بلال وارد محضر شد حال پیرزن را بیان نمود. حضرت فرمود سیاه نیز به بهشت نمی رود. بلال غمگین شد و هر دو نشستند و گریستند. عباس عموی آنها را در حال گریان دید. پرسيد چرا گری


مزاح (صل الله علیه و آله)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان در مورد خدا و عمر و دنیا ، داستان تامل برانگیز، داستان و نوشته ترک گتاه  
  روزی حضرت داوود از یک آبادی میگذشت. پیرزني را دید بر سر قبري زجه ن. نالان و گریان. پرسيد مادر چرا گريه می کنی؟ پیرزن گفت فرزندم در اين سن کم از دنیا رفت. داوود گفت مگر چند سال عمر کرد؟ پیرزن جواب داد 350 سال داوود گفت مادر ناراحت نباش. پیرزن گفت چرا؟ فرمود بعد از ما گروهی بدنیا می آیند که بیش از صد سال عمر نمیکنند. پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسيد آنها برای خودشان خانه هم میسازند، آیا وقت خانه درست دارند؟  حضرت داوود فرمود بله آنها در اين فر


داستان در مورد خدا و عمر و دنیا ، داستان تامل برانگیز، داستان و نوشته ترک گتاه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
355-تبر  
روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع یه شاخه درخت بالای رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه وقتی در حال گريه بود یه فرشته اومد و ازش پرسيد چرا گريه می کنی؟ هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. آیا اين تبر توست؟ هیزم شکن جواب داد نه فرشته دوباره به زیر آب رفت و اين بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسيد که آیا اين تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد نه فرشته باز هم به زیر آب رفت و اين بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسيد آی


355-تبر
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حرف دلتو بزن  
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار ميکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت ماد سرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد… میدونی چرا گريه ميکرد چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک می


حرف دلتو بزن
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شعری جانسوز در رثای حضرت زهرا(س)  
    زبان‌حال علی ع خطاب به حضرت زهرا س  زلال آینه ها را به گريه آوردی شکوه عرش علا را به گريه آوردی   من الحضیض جهنم الی حظیظ بهشت تو از کجا به کجا را به گريه آوردی   الا الـهـه خورشید پشت ابر کبود تمام اهل ســما را به گريه آوردی   چراقنوت ش ته گرفته ای، بانـو ؟ چه کرده ای که دعا را به گريه آوردی؟   کنار بستر تو هیبت علی بش ت تو مرد هردو سرا را به گريه آوردی   رواست اينکه پیمبر به مرتضی گوید به خنده برده ای یـارا به گريه آوردی؟   ندا رسيد حسن را، حس


شعری جانسوز در رثای حضرت زهرا(س)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گریه کن  
گريه کن ج ا ما رو رها نمی کنن .... .آدما انگار برای ما دعا نمی کنن...  گريه کن حالاحالا از هم باید جدا باشیم .... بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم... گريه کن منم دارم مثل تو گريه می کنم ...  به خدای آسمونامون گلایه می کنم...  گريه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم ... تنهایی ، برای سنگینی غصه کم بودیم...  گريه کن ، سبک میشی ، روزای خوب یادت میاد ...  گرچه تو تقویمامون نیستن اون روزا زیاد... گريه کن برای قولی که بهش عمل نشد ...  واسه مشکلاتی که ، بودش و هست و حل نشد... گر


گریه کن
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان فرعون و  
فرعون پادشاه مصر ادعای خ ميکرد. روزی مردی نزد او آمد و درحضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس اين خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در اين شه بود که چه چاره ای بین د و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان ی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسيد کیستی؟ ناگهان دید که وارد شد. گفت خاک بر سر خ که نمیداند پشت در کیست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد. بعد خطاب به فرعون گفت من بااين همه توانا


داستان فرعون و
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
راستی ! فاطمیه نزدیک است...  
  زیر باران دوشنبه بعد از ظهر اتفاقی مقابلم رخ داد وسط کوچه ناگهان دیدم زن همسایه بر زمین افتاد سیب ها روي خاک غلطیدند چادرش در میان گرد وغبار قبلا اين صحنه را...نمی دانم در من انگار می شود تکرار آه سردی کشید،حس کوچه آتش گرفت از اين آه و سراسیمه گريه در گريه پسر کوچکش رسيد از راه گفت آرام باش چیزی نیست به گمانم فقط کمی کمرم... دست من را بگیر،گريه نکنم مرد گريه نمی کند پسرم چادرش را تکاند، با سختی یا علی گفت و از زمین پا شد پیش چشمان بی تفاوت ما نال


راستی ! فاطمیه نزدیک است...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
همیشه...  
همیشه ی بود که اشکهایم را از گونه هایم پاک ميکرد... همیشه ص بود که مرا آرام ميکرد، همیشه دستهایی بود که دستهای سردم را گرم ميکرد همیشه قلبی بود که مرا امیدوارم ميکرد، همیشه چشمهایی بود که عاشقانه مرا نگاه ميکرد همیشه ی بود که در کنارم قدم میزد ، همیشه احساسی بود که مرا درک ميکرد حالا من و مانده ام یک دنیای پوچ ، نه ص ست که مرا آرام کند ونه طبیبیست که مرا درمان کند.


همیشه...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
در زیرزمین شاه و گدا یک رقم است  
روزی حضرت داوود از یک آبادی میگذشت. پیرزني را دید بر سر قبري زجه ن. نالان و گریان. پرسيد مادر چرا گريه می کنی؟ پیرزن گفت فرزندم در اين سن کم از دنیا رفت. داوود گفت مگر چند سال عمر کرد؟ پیرزن جواب داد 350 سال داوود گفت مادر ناراحت نباش. پیرزن گفت چرا؟ فرمود بعد از ما گروهی بدنیا می آیند که بیش از صد سال عمر نمیکنند. پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسيد آنها برای خودشان خانه هم میسازند، آیا وقت خانه درست دارند؟ حضرت داوود فرمود بله آنها در اين فرصت


در زیرزمین شاه و گدا یک رقم است
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گریه حضرت المؤمنین (ع) هنگام ولادت عبّاس (ع)  
 روزی که جناب عبّاس متولّد شد حضرت علی ع او را خواست، اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او گفت و او را عبّاس نامید. گاهی قنداقۀ‌ عبّاس را می گرفت و آستین دست کوچک اين کودک شیرخوار را بالا ميکرد و بازوی او را می بوسید و گريه می کرد. امّ البنین از سبب گريه پرسيد ، فرمود در یاری برادرش حسین دستش را قطع می کنند و من بر آن روز گریانم.   


گریه حضرت المؤمنین (ع) هنگام ولادت عبّاس (ع)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خنده و گریه ملائکه  
خنده و گريه فرشتگانپیغمبر\-صلّى اللّه علیه و آله و سلم\-از جبرئیل پرسيد آیا ملائکه، گريه و خنده هم دارند؟ گفت آرى از سه از روى تعجب مى‌خندند و بر سه از ترحم و دلسوزى مى‌گریند؛ اما خنده لطفاً بر ادامه مطلب کلیک کنید.


خنده و گریه ملائکه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معمای کیف  
روزی در مدرسه کیف معلمی را یدند . براساس شواهد بدست آمده ، پنج نفر به نام های a ، b، c، d، و e متهم می شوند . اين پنج نفر چنین می گویند   a من کیفی بر نداشتم من هیچ وقت ی نکرده ام. کار d بود .   b من کیفی برنداشتم . پدرم خیلی ثروتمند است و من خودم کیف دارم . e میداند کیست.   c من کیفی برنداشتم من قبل از شروع سال تحصیلی e را نمی شناختم . کار d بود .   d من اين کار را ن . کار e بود . a دروغ می گوید که من کیف را یده ام .   e من کیفی را برنداشتم . b کیف را برداشت . c حرف من را تا


معمای کیف
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معمای کیف  
روزی در مدرسه کیف معلمی را یدند . براساس شواهد بدست آمده ، پنج نفر به نام های a ، b، c، d، و e متهم می شوند . اين پنج نفر چنین می گویند   a من کیفی بر نداشتم من هیچ وقت ی نکرده ام. کار d بود .   b من کیفی برنداشتم . پدرم خیلی ثروتمند است و من خودم کیف دارم . e میداند کیست.   c من کیفی برنداشتم من قبل از شروع سال تحصیلی e را نمی شناختم . کار d بود .   d من اين کار را ن . کار e بود . a دروغ می گوید که من کیف را یده ام .   e من کیفی را برنداشتم . b کیف را برداشت . c حرف من را تا


معمای کیف
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معمای کیف  
روزی در مدرسه کیف معلمی را یدند . براساس شواهد بدست آمده ، پنج نفر به نام های a ، b، c، d، و e متهم می شوند . اين پنج نفر چنین می گویند   a من کیفی بر نداشتم من هیچ وقت ی نکرده ام. کار d بود .   b من کیفی برنداشتم . پدرم خیلی ثروتمند است و من خودم کیف دارم . e میداند کیست.   c من کیفی برنداشتم من قبل از شروع سال تحصیلی e را نمی شناختم . کار d بود .   d من اين کار را ن . کار e بود . a دروغ می گوید که من کیف را یده ام .   e من کیفی را برنداشتم . b کیف را برداشت . c حرف من را تا


معمای کیف
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چرا برای حسین (ع) گریه می کنیم ؟  
چرا برای حسین ع گريه می کنیم ؟ مى‏گویند اگر حسین علیه السلام روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گیریم؟ چرا گريه مى‏کنیم؟ آیا اين همه گريه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گريه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است. گريه تجلى طبیعى یک احساس و ح ى جبرى و فطرى از یک رنج، یک شوق یا یک اندوه مى‏باشد یکى از دانشمندان غرب مى‏گوید «انسانى که هرگز نمى‏گرید و گریستن را نمى‏داند احساس انسانى را فاقد است».  .......


چرا برای حسین (ع) گریه می کنیم ؟
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خط۱۶۵م...  
سوالی که خدا نمیپرسد     1\- خداوند از تو نخواهد پرسيد پوست تو به چه رنگ بود بلکه از تو خواهد پرسيد که چگونه انسانی بودی؟       2\- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه لباس‌هایی در کمد داشتی بلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر لباس پوش ؟       3\- خداوند از تو نخواهد پرسيد زیربنای خانه ات چندمتر بود بلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟       4\- خداوند از تو نخواهد پرسيد در چه منطقه ای زندگی می‌کردی بلکه از تو خواهد پرسيد چگونه با همسای


خط۱۶۵م...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
جملات زیبا  
سوالی که خدا نمیپرسد  1\- خداوند از تو نخواهد پرسيد پوست تو به چه رنگ بودبلکه از تو خواهد پرسيد که چگونه انسانی بودی؟ 2\- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه لباس‌هایی در کمد داشتیبلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر لباس پوش ؟ 3\- خداوند از تو نخواهد پرسيد زیربنای خانه ات چندمتر بودبلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟ 4\- خداوند از تو نخواهد پرسيد در چه منطقه ای زندگی می‌کردیبلکه از تو خواهد پرسيد چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟ 5


جملات زیبا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گریه جبرئیل بر مصایب زینب (س )  
روایت شده است که پس از ولادت حضرت زینب س ، حسین ع که در آن هنگام کودک سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا ص آمد و عرض کرد خداوند به من خواهرى عطا کرده است . ص با شنیدن اين سخن ، منقلب و اندوهگین شد و اشک از دیده فرو ریخت . حسین ع پرسيد براى چه اندوهگین و گریان شدى ؟ . ص فرمود اى نور چشمم ، راز آن به زودى برایت آشکار شود. تا اينکه روزى جبرئیل نزد رسول خدا ص آمد، در حالى که گريه مى کرد، رسول خدا ص از علت گريه او پرسيد، جبرئیل عرض ‍ کرد اين دختر زینب از آغا


گریه جبرئیل بر مصایب زینب (س )
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 0.979 seconds
RSS