اخرین جستجو ها
معمای زنی بر روی قبری گریه میکرد پرسیدند قبر کیه گفت پدرمه معما معما زنی روی قبری گریه میکرد ازش پرسیدند این قبرِکیست؟ جواب داد این قبرِپدرمه ی که داخلشه پسرمه اگه فوت نمیکرد شوهرم بود به نظرتون قبر مال کیه کاربرد ریاضیات در ی شیم سهیلا یغمایی عدد ثابت کاپر کار kaperkar شگفتی های آسمان ویکی پدیا خنده بازارررررررررر تزیین میله روی اپن آسیب دیدگی استخوان مراحل مصاحبه علمی بعد قبولی درآزمون کارشناس رسمی دادگستری چگونه است فرمهای استاندارد 9تا 17در تکواندو ریاضی و روش مطالعه آن درس سوم انشای دهم تصویر نویسی صفحه 24 پایه هفتم پایان نامه با عنوان طراحی سیستم ارزی عملکرد استعدادها در بانک رفاه منظور از استعداد های شغلی در منابع ازمون قضاوت چیست روش ساخت فولدر جادویی پیرمرد عروسک نمونه هایی از مبارزه حضرت محمد با عقاید باطل مقاله درمورد سلامت روان وخود شکوفایی زنده باد دهه هفتادی ا متن برای جشن قران انشا در مورد اواز برگ ها افتتاح پروژه های 3 میلیارد 694 هزار ریالی بهزیستی کبودراهنگ شروع خواندن ی داستان زیبای مرد و مرگ هیبرید رزونانس یون کربنات استعلام ریز خلافی متور واگذاری رایگان حیوانات نحوه تشخیص اصل بودن کولرگازی اجنرال رشد دسته‌جمعی شاخص‌ها حقوق متقابل والدین فرزندان انشا درباره دریا یک متن تولیدی مانند بارش فکر ی اگر نویسی گزین گفته بنویسید معرفی آثار منتشر شده از آقای رضا موزونی؛ نویسنده کرمانشاهی دوگانگی انسان برداشتی از cd خدمت خیانت آقای حسین دژاکام آهنگ جدید و فوق العاده زیبای محمد بیباک و کامران مطیعی به نام یک روز برفی طراحی اتصالات پیچ مهره در نرم افزار autodesk inventor شروع جدید درختزا ... الک چقدر عمر میکند داستان دختر پسری از چانیول تولد حضرت فاطمه س و روز زن تاندون ها یا زردپی ساخت اختراع ساده کلاس هفتم بافق شهر بی مَنار حل المسائل کوانتوم الکترونیک یاریو چوگان استان شرقی آذربایجان هیات ورزش آذربایجان شرقی استان آذربایجان هیات چوگان چوگان استان جناب آقای هیات چوگان استان چوگان استان آذ سرور های اصلی ماین کرافت برای اندروید داروی گیاهی مومنایی جزوه آزمون سوره صف از کجا یونجه ب یم مثل نویسی صفحه 39 کتاب نگارش دهم دریافت نمرات پایه سوم متوسطه از اینترنت پاسخ مثل نویسی صفحه 39 کتاب نگارش دهم wonderful متن آهنگ نرنجونم فردمنش بازی پسند گیتی مقاومت پیروزی اسماعیل گیتی پسند محمد کشاورز افشین کاظمی پسند اصفهان مقاومت البرز اهنگ ترکی قال یانیمدا سن سیز نجه من دایانیم انفجار آباد موجب محله شهرستانی آباد شهرستانی محله شهرستانی برخی وساطت محله شهرستانی سیمای کلاته اسد ورود مستقیم به سایت گلستان ن نقاط تمام جهان طریق تمام نقاط نقاط دنیا اینترنتی برای جهان تلاش مناطق مختلف قد مصطفی ججلی ددالوس ایکاروس منظومه های شمسی به زبان انگلیسی عهای جدید دیدنی حسین رستمی دانود dvd کار فناوری عربی انگلیسی کلاس هفتم اول متوسطه جواب بازنویسی حکایت مهارت های نوشتاری هشتم میترا فولادوند خازن خشک به چه شماره رله بلغاری میخوره زبانحال حضرت زینب س به مادرش المای علیا معنی tbd در فوتبال داستانی درمورد ضرب المثل دیگ به دیگ میگه روت سیاه تولیدات سالانه کشاورزی در شهرستان هرسین 364هزار تن است متن زیبا برای تبریک به کلاس اولی ها قلعه باباخان روستای قلعه آقاولی کریمی آقاولی آقاولی کریمی image home.png اسدالله مرادی گزارش رجانیوز از جشن حامیان ت در وزارت کشور با سخنرانی رییس جمهور کردستان ناجا تیراندازی مسابقات میزبانی انتظامی مسابقات تیراندازی انشا درمورد پاییز صفحه 20 درس آموزش مهارت های نوشتاری پایه هفتم آدم برفی شرایط رجائی image contact.png اسلحه سازمانی چیست گلد برگ بیهترین مسابقه اش شب که روشن می شود آبی ترین فانوس ها جواب خودارزی فعالیت های نوشتاری کتاب فارسی پایه هشتم jquery 1.7.2.min.js قرمزی پوست صورت پس از گذاشتن ماسک داهنگ سلیم موذن زاده image sample.png نمیدونم چرا خوابم نمیبره چطور ترشی قرمه سبزی بگیریم تحقیق در مورد مفهوم نمادین خفاش و طاووس تبدیل ساده آسان دا کوین به بیت کوین مفهوم نمادین خفاش طاووس image send.png س رست کارگاه نقشه کشی صنعتی داستان جالب “کشاورز زن غرغرو” جواب فعالیت های صفحه 14 تفکر وسبک زندگی هفتم


معمای زنی سر قبری گریه میکرد یکی پرسید قبر کیست

 
آنکه رخسار ترا این همه زیبا ميکرد   کاش از روز ازل فکر دل ما ميکرد   آنکه میداد ترا حسن و نمیداد وفا   کاشکی‌فکر ِ من عاشقِ شیدا ميکرد   یا نمیداد ترا این همه بیدادگری   یا مرا در غم ِعشق‌ِ تو شکیبا ميکرد   کاشکی‌گم شده بود این دلِ دیوانهٔ من    پیش از آن روز که گیسوی تو پیدا ميکرد   ای که در سوختنم با دلِ من ساخته‌ای   کاش یک شب‌دلت شهٔ‌فردا ميکرد   کاش میبود به فکرِ دلِ دیوانهٔ ما   آنکه خلق پَری از آدم و حوا ميکرد   کاش درخواب شبی روی تو مید


اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
♥♥ عشق ؟؟؟؟ ♥♥  
دختری از پسری پرسيد آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟پسر گفت نه ، نیستیدختر با نگاهی مضطرب پرسيد آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی ؟پسر خندید و گفت نه ، نمیدهمدختر با گريه پرسيد آیا در هنگام ج گريه خواهی کرد ؟پسر دوباره گفت نه ، نمیکنمدختر با دلی ش ته از جا بلند شد در حالی که قطره های الماس اشک چشمانش را نوازشميکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد و گفت تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستیمن تمام قلبم را ت


♥♥ عشق ؟؟؟؟ ♥♥
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گریه ی مرد  
یه مردی بود که هر میرفت بهشت زهرا و بالای یه قبري مینشست و زار زار گريه ميکرد و میگفت چرا رفتی و منو بدبخت کردی. ازش پرسيدن این کیه که هر سر مزارش میایی گريه میکنی برادرته؟ پدرته؟ بچته؟ کیته؟ میگه هیچکدوم.این شوهر اول زنمه


گریه ی مرد
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
عاشقی تا مرگ...  
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار ميکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون... بعد از یک ماه پسرک مرد... وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده... دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد... میدونی چرا گريه ميکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میدا


عاشقی تا مرگ...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی وفا  
♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی وقتا حتی شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگری فروشندگی حمالی عملگی .سخت کار ميکرد اما حلال.هیچ وقت دست خالی نمیومد خونه.وقتی میومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش میداد براش غذا میذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .همیشه به عشق شوهرش خونه تمیز بود و برق میزد و با چیزایی که داشتن....


بی وفا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی وفا  
♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی وقتا حتی شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگری فروشندگی حمالی عملگی .سخت کار ميکرد اما حلال.هیچ وقت دست خالی نمیومد خونه.وقتی میومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش میداد براش غذا میذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .همیشه به عشق شوهرش خونه تمیز بود و برق میزد و با چیزایی که داشتن....


بی وفا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
بی وفا  
♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج وضع پسره زیاد خوب نبود برا همین همیشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگی کنه گاهی وقتا حتی شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگری فروشندگی حمالی عملگی .سخت کار ميکرد اما حلال.هیچ وقت دست خالی نمیومد خونه.وقتی میومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش میداد براش غذا میذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .همیشه به عشق شوهرش خونه تمیز بود و برق میزد و با چیزایی که داشتن....


بی وفا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
برشانه ی کبود تقویم  
برشانه ی کبود تقویم گريه ميکردپخشیده بود روی جاجیم گريه ميکردعقش گرفته بود از تلوزیونی که هر روزاز روی بالش خود تا سیم گريه ميکردبازم معلموآن شلاق بیشعورشزیر فشار خط تقسیم گريه ميکرددرشیشه های مات دنیاش خیره میشدهرهفته در کلاس تنظیم گريه ميکردچین های پشت پلک باباش را که میدیدمانند بچه توس ترحیم گريه ميکرددارا عروسکی که مریم همیشه میخاستسارای قصه امشب بامیم گريه ميکرد


برشانه ی کبود تقویم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معما  
معماي شماره 1\-آن چیست که اول سرش را می برند بعد به گريه می افتند؟  معماي شماره ی 2\- ان چیست که بی جان است ولی دنبال جان است؟ معماي شماره ی 3\- ان کدام حیوان وحشی است که اگر نامش را برع کنید رام می شود؟ معماي شماره ی 4\- ان چیست که سر ندارد ولی گردن دارد، دست دارد ولی پا ندارد؟ دوستان وبلاگ دنیای دانش اگر شما از معما ها راضی هستید و می خواهیدکه معما ها ادامه پیدا کنند عدد1 را بنویسید و اگر نه عدد2 را بنویسید. حالا کمی فکر کنید و بعد جواب ها را ببینیبد. ج


معما
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معما  
معماي شماره 1\-آن چیست که اول سرش را می برند بعد به گريه می افتند؟  معماي شماره ی 2\- ان چیست که بی جان است ولی دنبال جان است؟ معماي شماره ی 3\- ان کدام حیوان وحشی است که اگر نامش را برع کنید رام می شود؟ معماي شماره ی 4\- ان چیست که سر ندارد ولی گردن دارد، دست دارد ولی پا ندارد؟ دوستان وبلاگ دنیای دانش اگر شما از معما ها راضی هستید و می خواهیدکه معما ها ادامه پیدا کنند عدد1 را بنویسید و اگر نه عدد2 را بنویسید. حالا کمی فکر کنید و بعد جواب ها را ببینیبد. ج


معما
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
اولین شعر  
امروز مادرم داشت انبارى خانه را تمیز ميکرد. که برگه اى شعر را که پیدا کرده بود برایم اورد و گفت این شعر هاى تو نیست؟ خیلى خوشحال شدم چون اون برگه اولین شعرى بود که من سرودم. و حال گفتم شاید دوستان بخواهند اولین شعرى که من نوشتم بخوانند.   گنبد و صحن على                    عاشقان اینجاست عشق را منتهى در کنار معوایش زنده ام                     بر ولاى مرتضى یش زنده ام کيست على على نمود احمد                   اى از روح و وجود احمد کيست على دستاى پینه بسته  


اولین شعر
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان در مورد خدا و عمر و دنیا ، داستان تامل برانگیز، داستان و نوشته ترک گتاه  
  روزی حضرت داوود از یک آبادی میگذشت. پیرزني را دید بر سر قبري زجه ن. نالان و گریان. پرسيد مادر چرا گريه می کنی؟ پیرزن گفت فرزندم در این سن کم از دنیا رفت. داوود گفت مگر چند سال عمر کرد؟ پیرزن جواب داد 350 سال داوود گفت مادر ناراحت نباش. پیرزن گفت چرا؟ فرمود بعد از ما گروهی بدنیا می آیند که بیش از صد سال عمر نمیکنند. پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسيد آنها برای خودشان خانه هم میسازند، آیا وقت خانه درست دارند؟  حضرت داوود فرمود بله آنها در این فر


داستان در مورد خدا و عمر و دنیا ، داستان تامل برانگیز، داستان و نوشته ترک گتاه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
355-تبر  
روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع یه شاخه درخت بالای رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه وقتی در حال گريه بود یه فرشته اومد و ازش پرسيد چرا گريه می کنی؟ هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. آیا این تبر توست؟ هیزم شکن جواب داد نه فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسيد که آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد نه فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسيد آی


355-تبر
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
حرف دلتو بزن  
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار ميکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می ید فقط بخاطر صحبت با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت ماد سرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد… میدونی چرا گريه ميکرد چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک می


حرف دلتو بزن
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گریه کن  
گريه کن ج ا ما رو رها نمی کنن .... .آدما انگار برای ما دعا نمی کنن...  گريه کن حالاحالا از هم باید جدا باشیم .... بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم... گريه کن منم دارم مثل تو گريه می کنم ...  به خدای آسمونامون گلایه می کنم...  گريه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم ... تنهایی ، برای سنگینی غصه کم بودیم...  گريه کن ، سبک میشی ، روزای خوب یادت میاد ...  گرچه تو تقویمامون نیستن اون روزا زیاد... گريه کن برای قولی که بهش عمل نشد ...  واسه مشکلاتی که ، بودش و هست و حل نشد... گر


گریه کن
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان فرعون و  
فرعون پادشاه مصر ادعای خ ميکرد. روزی مردی نزد او آمد و درحضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این شه بود که چه چاره ای بین د و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان ی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسيد کيستی؟ ناگهان دید که وارد شد. گفت خاک بر سر خ که نمیداند پشت در کيست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد. بعد خطاب به فرعون گفت من بااین همه توانا


داستان فرعون و
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
همیشه...  
همیشه ی بود که اشکهایم را از گونه هایم پاک ميکرد... همیشه ص بود که مرا آرام ميکرد، همیشه دستهایی بود که دستهای سردم را گرم ميکرد همیشه قلبی بود که مرا امیدوارم ميکرد، همیشه چشمهایی بود که عاشقانه مرا نگاه ميکرد همیشه ی بود که در کنارم قدم میزد ، همیشه احساسی بود که مرا درک ميکرد حالا من و مانده ام یک دنیای پوچ ، نه ص ست که مرا آرام کند ونه طبیبیست که مرا درمان کند.


همیشه...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
در زیرزمین شاه و گدا یک رقم است  
روزی حضرت داوود از یک آبادی میگذشت. پیرزني را دید بر سر قبري زجه ن. نالان و گریان. پرسيد مادر چرا گريه می کنی؟ پیرزن گفت فرزندم در این سن کم از دنیا رفت. داوود گفت مگر چند سال عمر کرد؟ پیرزن جواب داد 350 سال داوود گفت مادر ناراحت نباش. پیرزن گفت چرا؟ فرمود بعد از ما گروهی بدنیا می آیند که بیش از صد سال عمر نمیکنند. پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسيد آنها برای خودشان خانه هم میسازند، آیا وقت خانه درست دارند؟ حضرت داوود فرمود بله آنها در این فرصت


در زیرزمین شاه و گدا یک رقم است
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گریه حضرت المؤمنین (ع) هنگام ولادت عبّاس (ع)  
 روزی که جناب عبّاس متولّد شد حضرت علی ع او را خواست، اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او گفت و او را عبّاس نامید. گاهی قنداقۀ‌ عبّاس را می گرفت و آستین دست کوچک این کودک شیرخوار را بالا ميکرد و بازوی او را می بوسید و گريه می کرد. امّ البنین از سبب گريه پرسيد ، فرمود در یاری برادرش حسین دستش را قطع می کنند و من بر آن روز گریانم.   


گریه حضرت المؤمنین (ع) هنگام ولادت عبّاس (ع)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خنده و گریه ملائکه  
خنده و گريه فرشتگانپیغمبر\-صلّى اللّه علیه و آله و سلم\-از جبرئیل پرسيد آیا ملائکه، گريه و خنده هم دارند؟ گفت آرى از سه از روى تعجب مى‌خندند و بر سه از ترحم و دلسوزى مى‌گریند؛ اما خنده لطفاً بر ادامه مطلب کلیک کنید.


خنده و گریه ملائکه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معمای کیف  
روزی در مدرسه کیف معلمی را یدند . براساس شواهد بدست آمده ، پنج نفر به نام های a ، b، c، d، و e متهم می شوند . این پنج نفر چنین می گویند   a من کیفی بر نداشتم من هیچ وقت ی نکرده ام. کار d بود .   b من کیفی برنداشتم . پدرم خیلی ثروتمند است و من خودم کیف دارم . e میداند کيست.   c من کیفی برنداشتم من قبل از شروع سال تحصیلی e را نمی شناختم . کار d بود .   d من این کار را ن . کار e بود . a دروغ می گوید که من کیف را یده ام .   e من کیفی را برنداشتم . b کیف را برداشت . c حرف من را تا


معمای کیف
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معمای کیف  
روزی در مدرسه کیف معلمی را یدند . براساس شواهد بدست آمده ، پنج نفر به نام های a ، b، c، d، و e متهم می شوند . این پنج نفر چنین می گویند   a من کیفی بر نداشتم من هیچ وقت ی نکرده ام. کار d بود .   b من کیفی برنداشتم . پدرم خیلی ثروتمند است و من خودم کیف دارم . e میداند کيست.   c من کیفی برنداشتم من قبل از شروع سال تحصیلی e را نمی شناختم . کار d بود .   d من این کار را ن . کار e بود . a دروغ می گوید که من کیف را یده ام .   e من کیفی را برنداشتم . b کیف را برداشت . c حرف من را تا


معمای کیف
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معمای کیف  
روزی در مدرسه کیف معلمی را یدند . براساس شواهد بدست آمده ، پنج نفر به نام های a ، b، c، d، و e متهم می شوند . این پنج نفر چنین می گویند   a من کیفی بر نداشتم من هیچ وقت ی نکرده ام. کار d بود .   b من کیفی برنداشتم . پدرم خیلی ثروتمند است و من خودم کیف دارم . e میداند کيست.   c من کیفی برنداشتم من قبل از شروع سال تحصیلی e را نمی شناختم . کار d بود .   d من این کار را ن . کار e بود . a دروغ می گوید که من کیف را یده ام .   e من کیفی را برنداشتم . b کیف را برداشت . c حرف من را تا


معمای کیف
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
چرا برای حسین (ع) گریه می کنیم ؟  
چرا برای حسین ع گريه می کنیم ؟ مى‏گویند اگر حسین علیه السلام روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گیریم؟ چرا گريه مى‏کنیم؟ آیا این همه گريه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گريه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است. گريه تجلى طبیعى یک احساس و ح ى جبرى و فطرى از یک رنج، یک شوق یا یک اندوه مى‏باشد یکى از دانشمندان غرب مى‏گوید «انسانى که هرگز نمى‏گرید و گریستن را نمى‏داند احساس انسانى را فاقد است».  .......


چرا برای حسین (ع) گریه می کنیم ؟
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
خط۱۶۵م...  
سوالی که خدا نمیپرسد     1\- خداوند از تو نخواهد پرسيد پوست تو به چه رنگ بود بلکه از تو خواهد پرسيد که چگونه انسانی بودی؟       2\- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه لباس‌هایی در کمد داشتی بلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر لباس پوش ؟       3\- خداوند از تو نخواهد پرسيد زیربنای خانه ات چندمتر بود بلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟       4\- خداوند از تو نخواهد پرسيد در چه منطقه ای زندگی می‌کردی بلکه از تو خواهد پرسيد چگونه با همسای


خط۱۶۵م...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
جملات زیبا  
سوالی که خدا نمیپرسد  1\- خداوند از تو نخواهد پرسيد پوست تو به چه رنگ بودبلکه از تو خواهد پرسيد که چگونه انسانی بودی؟ 2\- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه لباس‌هایی در کمد داشتیبلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر لباس پوش ؟ 3\- خداوند از تو نخواهد پرسيد زیربنای خانه ات چندمتر بودبلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟ 4\- خداوند از تو نخواهد پرسيد در چه منطقه ای زندگی می‌کردیبلکه از تو خواهد پرسيد چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟ 5


جملات زیبا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مزاح (صل الله علیه و آله)  
پیرزني به حضور اکرم صلی الله علیه و آله رسید، علاقه من بود که اهل بهشت باشد. اکرم صلی الله علیه و آله به او فرمود پیرزن به بهشت نمی رود. او گریان از محضر خارج شد. بلال حبشی او را در حال گريه دید. پرسيد چرا گريه می کنی ؟ گفت گريه ام به خاطر این است که پیغمبر فرمود پیرزن به بهشت نمی رود. بلال وارد محضر شد حال پیرزن را بیان نمود. حضرت فرمود سیاه نیز به بهشت نمی رود. بلال غمگین شد و هر دو نشستند و گریستند. عباس عموی آنها را در حال گریان دید. پرسيد چرا گری


مزاح (صل الله علیه و آله)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گریه جبرئیل بر مصایب زینب (س )  
روایت شده است که پس از ولادت حضرت زینب س ، حسین ع که در آن هنگام کودک سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا ص آمد و عرض کرد خداوند به من خواهرى عطا کرده است . ص با شنیدن این سخن ، منقلب و اندوهگین شد و اشک از دیده فرو ریخت . حسین ع پرسيد براى چه اندوهگین و گریان شدى ؟ . ص فرمود اى نور چشمم ، راز آن به زودى برایت آشکار شود. تا اینکه روزى جبرئیل نزد رسول خدا ص آمد، در حالى که گريه مى کرد، رسول خدا ص از علت گريه او پرسيد، جبرئیل عرض ‍ کرد این دختر زینب از آغا


گریه جبرئیل بر مصایب زینب (س )
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
معما  
رمزگشایی حاصلضرب معماي مثلث جادوئی 7 معماي چوب کبریتی سوال هوش تصویری سوال تصویری معماهای عددی تست هوش فرمول ریاضی جدید برای حل مکعب روبیک یک مساله زیبای ریاضی 4معماي ریاضی با پاسخ تست هوش طنز معماي مربع گم‌شده یک تست هوش یک پاو وینت جالب چند تست هوش افزایش رشد هوش با صمیمیت یک مساحت شگفت آور نمونه سوالات آزمون ورودی یک در ایرلند مسابقه ریاضی مدارس انگلستان معماهای جالب ریاضی


معما
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
امروزم گذشت  
سلام امروز صبح نیما از خواب پاشد بی اختیار ی ربع نشسته بود داشت فکر ميکرد بعد که به خودش اومد دید دیر کرده باید بره سرکار اون داشت به يکي فکر ميکرد که دوسش داشت اما قدرت گفتنشو نداشت واسه همین خودشو ازش پنهون ميکرد تا دوباره نگاش بهش نیفته و از تو بهم نریزه اما...... انگار تمام دنیا میخواستن اونو بیادش بیارن وقتی اومد بیرون يکي ادرس ی ازش پرسيد اون همون ی بود که تو مطبش با اون دختر اشنا شده بود .... گذشت با خودش گفت بیخیال وقتی تو محل کارش بود ی نفر


امروزم گذشت
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 0.889 seconds
RSS