اخرین جستجو ها
هتل لتونیا گلف ریزورت آنتالیا مسابقات ازمایشگاهی جشنواره خوارزمی ما یک کهنه بد ار دلبریم چند مورد از شگفتی های ک شان هاواجرام آسمانی منظومه خورشیدی وسیاره slembunk تروجان برنامه‌های برنامه‌های کاربردی آهنگ بی کلام آینه فرهاد هر چی دارم فدات کنم ستاره بارونت کنم جونم رو قربونت کنم منگنز رُدُنیت نمونه صورتی منگنز سیاه باشد رُدُنیت سیلیکات منگنز مجموعه سوالات کنکور سالهای 89 تا 93 5 دوره اخیر لاری تا چند ماهگی رشد میکند کشور در سال آینده جهش خوبی در صادرات و استفاده از معادن خواهد داشت پتک بیگدلی طایفه بیگدلی استقبال برلوسکنی از سیاست‌های ترامپ فواید شیره جوانه گندم ب ددی میگم چجوری مسواک میزنی؟ من پریشان تر از آنم که از این فاصله ها بوی عطر تو بیاید ابم نکند پویاجمشیدی فراگیر ارشد روانشناسی سوالات نمونه پیام نمونه سوالات ارشد روانشناسی روانشناسی عمومی عمومی فراگیر فراگیر پیام روانشناسی عمومی فراگیر سنکرون چیست رئیس جمهوری فردا به خوزستان سفر می کند جوقند چیست توسعه پایدار شهری چیست ؟ تقلبی تقلبی تولید لامبورگینی تقلبی لامبورگینی تقلبی تولید معنی ستایش ششم ابت مباحث پیشرفته در ی نرم افزار ماشین حساب آموزش استفاده رقمی اعداد ماشین حساب حساب شماره بدون استفاده محاسبات ریاضی انجام محاسبات انجام محاسبات ریاضی کتاب خانواده درمانی شوارتز pdf راه اندازی اولین کارگروه مطالعاتی کودک،نوجوان و جوان با حضور اعضای فعال کتابخانه باریستا رباتی که برای کافه ای در سان فرانسیسکو قهوه سرو می کند 2 ع از تیپ ورزشی الهام عرب معنی لغوی اوسنه گویان طلسم برکت کیسه پول صفحه 32 مهارت نوشتاری هشتم شرکت طلایه داران رفاه و سلامت چهره کوروش رادمنش تحقیق در مورد اجاره نامه بابا برنامه محاسبه معدل کتبی نهایی منو متنی زیبا برای روز پنج شنبه اموات مأموریت ضدایرانی ترامپ که بر عهده پوتین گذاشت ایران دست به اقدام تاریخی زد غمباد چیست داروی آن چیست صفحه گوشی موبایل به محکمی یاقوت می شود خدایا مرسی که در همه حال هوامو داری آموزش مساله شونفیلد مجله دوباره قیمت نفت به بالای ۵۶ دلار برگشت حضرت خدیجه درکدام شهربه دنیا آمد مرضیه منصوری وش در گفتگو با هنرنیوز؛ برگزاری جشنواره نقاشی ورسوس غنیمت است کد کارت هدیه کافه بازار رایگان کانال 7 ترکیه کاربرد انواع پلاستیک ویزکی ها میزان تولید سالیانه کد بازرگانی قافیه و ردیف درس فضل خدا پنجم ابت حرف انگلیسی aوn پاو وینت مهارت های تصمیم گیری احضار موکل سوره ناس یک داستان کوتاه ضرب المثل برو کار میکن مگو چیست کار شهرسازی مدرن جدید همسایگی طراحی شهری شهرسازی مدرن واحدهای همسایگی شهرسازی جدید اصول شهرسازی حومه شهری همسایگی توسعه یافته واحدهای ه حسودم حسودم چی میشد خدایا اگه عاشق نبودم معنی تری سام طراحی الگوی لباس دکلته get a free iphone se when you buy an iphone 7 or iphone 7 plus on sprint ایام مسلمیه ماکت بازو می‌توانید می‌شود منقبض ساخت ساخت ماکت ماکت بازو منقبض می‌شود خواب آیه الله العضمی اراکی ره برای جشن شکوفه ها در مدرسه چه برنامه ای داشته باشیم وصیت دستم را بیرون از تابوت بگذارید میباشد زانو انجام غلبه مصرف قاشق مواد غذایی روغن حیوانی درمان پا ازی معمای شماره جواب معما چیست ندارد معمای شماره جواب معمای گردن دارد، جواب معمای شماره قاری رقیه سوره شمس احوال پرسی مطالب پایان نامه فرهنگسرا متن کامل نوحه یکی شیر ژیان بود شاهی مدرس ریاضی تک کارت ثبت نام کردهام رمز عبور را فراموش چطور پیدا کنم باورت مشود که تنهایی ایده برای رو مه دیواری مدرسه تزیین من به سبک خودم صدایش میکنم محمد صدیق منشاوی انشقاق بروج علق قارعه حمد بقره wma دربارهی خانه سلامت ، میدان تره بار محله شهر خود بازیافت کاغذ ، اطلاعاتی را جمع اوری کنید گرارش دهید علوم ششم جریان مطالعه بصورت شریان شاخص مغزی مورد مطالعه مغزی میانی شریان مغزی ترجمه قسمت فرانسوی اهنگ فو انشا درباره تصویر نویسی کتاب مهارت های نوشتاری هشتم صفحه اضافه افزونه ال ا برای مرورگر نعمت های الهی جلسه اول متن کامل عناوین زیباترین سوره ای که عبدالباسط ان را خوانده است آپارات روش حل مشکل اکانت گوگل smart viva lte l5251 بدون نیاز به با بارم بندی درس تاریخ معاصر سال 94 نتایج مسابقات قهرمانی کشورموی تای معنی دایرکت در اینستاگرام تونستم تصویر نویسی کتاب هفتم متوسطه بیمه آتیه سازان اهواز افغانستان گرفتن تروریستان پناه گرفتن مورد پناه پناه گرفتن تروریستان استیو جونز دیگر به استقلال برنمی‌گردد مستحق پیروزی بودیم وسیله ای که باقرص جوشان کارکند نقش فعالیت های غیر ارادی مانند پلک زدن عطسه سرفه له سیله ی قبران زیرک سیستم گرمایش کولر گازی چگونه کار میکند و ترمودینامیک زنی مشغول درست تخم مرغ برای صبحانه بود توصیه های مهم مخصوص شب امتحان اهای دختر اهای پسر آموزش پروگرام بیسیم


من آن گنجشک مسحورم که نتوانم که بگریزم

من آن گنجشک مسحورم که نتوانم که بگریزم  
نظر با من مباز این سان، مپیچ این سان به پرهیزمکه تابم نیست تا با وسوسه‌های تو بستیزم لبت زین سان که بی‌پروا به مهمانیم میخواندسیاوش نیز اگر باشم زکف رفته است پرهیزم به این آرامش غمناک عادت کرده‌ام دیگربه اغوایی از این گونه به طغیان برمیانگیزم نگاهت راه صد صنعان به یک جولان تواند زدکه باشم من که با این غول زیبایی درآویزم؟ تو از من بگذر ای جادوی چشم ما که از طیفتمن آن گنجشک مسحورم که نتوانم که بگريزم مرا از تو رهایی نیست تا در ‌های جانشباشب


من آن گنجشک مسحورم که نتوانم که بگریزم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
من آن گنجشک مسحورم که نتوانم که بگریزم  
نظر با من مباز این سان، مپیچ این سان به پرهیزمکه تابم نیست تا با وسوسه‌های تو بستیزم لبت زین سان که بی‌پروا به مهمانیم میخواندسیاوش نیز اگر باشم زکف رفته است پرهیزم به این آرامش غمناک عادت کرده‌ام دیگربه اغوایی از این گونه به طغیان برمیانگیزم نگاهت راه صد صنعان به یک جولان تواند زدکه باشم من که با این غول زیبایی درآویزم؟ تو از من بگذر ای جادوی چشم ما که از طیفتمن آن گنجشک مسحورم که نتوانم که بگريزم مرا از تو رهایی نیست تا در ‌های جانشباشب


من آن گنجشک مسحورم که نتوانم که بگریزم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نتوانم . . .  
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم   تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم   شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم   با پرتو ماه آیم و چون سایه ی دیوار گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم   دور از تو، من ِ سوخته در دامن شب ها چون شمع سحر، یک مژه ن نتوانم   فریاد ز بی مهریت ای گل که در این باغ چون غنچه ی پائیز ، شکفتن نتوانم   ای چشم سخنگوی، تو بشنو ز نگاهم دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم   ش


نتوانم . . .
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
درحضور شمع  
بی تو ای آرام جان درخانه نتوانم نشست بی رخت ای دلبر جانانه نتوانم نشست   نرگس جادوی تو مانند جامی پر می است بی تو و بی باده و پیمانه نتوانم نشست   گرچه می سوزی دل و جان مرا باغمزه ای درحضورشمع چون پروانه نتوانم نشست   تا که در دام تو و زنجیر گیسوی توام با خیال وشوق آب و دانه نتوانم نشست   یکنفس خواهم بدون اشک بنشینم برت درغم هجر تو چون دردانه نتوانم نشست   خاطرات آن پری رو زنده میدارد مرا ورنه همچون مردگان در خانه نتوانم نشست   تا امیدی بر وص در


درحضور شمع
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
درحضور شمع  
بی تو ای آرام جان درخانه نتوانم نشست بی رخت ای دلبر جانانه نتوانم نشست   نرگس جادوی تو مانند جامی پر می است بی تو و بی باده و پیمانه نتوانم نشست   گرچه می سوزی دل و جان مرا باغمزه ای درحضورشمع چون پروانه نتوانم نشست   تا که در دام تو و زنجیر گیسوی توام با خیال وشوق آب و دانه نتوانم نشست   یکنفس خواهم بدون اشک بنشینم برت درغم عشق تو چون دردانه نتوانم نشست   خاطرات آن پریرو زنده میدارد مرا ورنه همچون مردگان در خانه نتوانم نشست   تا امیدی بر وص در د


درحضور شمع
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گفتن نتوانم  
 دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم با پرتو ماه ایم و چون سایه دیوار گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم شفیعی کدکنی


گفتن نتوانم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گنجشک و آتش  
گنجشک و آتش گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و بر می‌گشت پرسیدند «چه می‌کنی؟»پاسخ داد در این ، چشمه آبی هست و من مرتّب ، نوک خود را پر از آب می‌کنم و آن را روی آتش می‌ریزم گفتند «حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می‌آوری ، بسیار زیاد است و این کار فایده‌ای ندارد » گفت « شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما آن هنگام که خداوند می‌پرسد زمانی که دوستت در آتش می‌سوخت ، تو چه کردی؟ » پاسخ می‌دهم « هر آن چه را از من بر می‌آمد »


گنجشک و آتش
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گنجشک وخدا  
بنام خدا ،،سلام برمهدی فاطمه، س زیباست،،بخوانید ،،اگه دوست دارید، گنجشک وخدا ........... گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود خدا گفت چیزی بگو... گنجشک گفت خسته ام ......خدا گفت از چه.....؟؟ گنجشک گفت از تنهایی ، بی ی ، بی همدمی ، ی تا به خاطرش بپری ، بخوانی ، او را داشته باشی......... خدا گفت مگر مرا نداری.....؟؟ گنجشک گفت گاهی چنان دور می شوی که بال هایکوچکم به تو نمی رسند..... خدا گفت آیا هرگز به ملکوتم آمده ای ....؟؟ گنجشک ت شد....... خدا گفت آیا همیشه در قلبت نبودم ؟؟ چنا


گنجشک وخدا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود  
  گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود   خدا گفت چیزی بگو   گنجشک گفت خسته ام خدا گفت از چه ؟ گنجشک گفت تنهایی، بی همدمی. ی تا به خاطرش بپری، بخوانی، او را داشته باشی خدا گفت مگر مرا نداری ؟ گنجشک گفت گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند   خدا گفت آیا هرگز به ملکوتم نیامدی ؟ گنجشک سکوت کرد. بغض  به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود خدا گفت آیا همیشه در قلبت نبوده ام ؟ چنان از غیر پُرش کردی که جایی برایم نمانده چنان کوچک که دیگر توان پذی


گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نتوانم، من صبر نتوانم  
نتوانم، من صبر نتوانم، بی تو نشستن را نتوانم، بارها آزموده ام خویش را نمی توانم دیگری به جای تو بگزینم، آ ای دوست اگر روزی بر من بگذری حال مرا بپرس و ببین که این روزگار چگونه مسکینانه می گذرد، اگر نتوان روی دوست دید، ندیدن جهان بهتر است، وجود شریفت به دنیایم رنگ و بویی داد به وسعت همه ی خوبی ها، نوشتم تا تو را چون بلبل زبان تحسین بگشایم، خون در دل تنگ من سوخت تا همچون ناف آهو بوی خوشش آفاق را بپیماید ... شاید نسیم پیغام مرا به تو رساند....


نتوانم، من صبر نتوانم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گنجشک و آتش  
گنجشک و آتشگنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت پرسیدند چه می کنی ؟ پاسخ داد در این چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و… آن را روی آتش می ریزم  گفتند حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت شاید نتوانم آتش را خاموش کنماما آن هنگام که خداوند می پرسد زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟ پاسخ میدم هر آنچه از من بر می آمد منیع ثامن تم


گنجشک و آتش
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
عشق واقعی گنجشک  
دوتا گنجشک بودن...یکی داخل اتاق ،یکی بیرون پشت شیشه گنجشک کوچولوازپشت شیشه گفت من همیشه باهات میمونم قول میدم وگنجشک کوچولوگفت من واقعاعاشقتم.اماگنجشک توی اتاق بازهم فقط نگاش کرد امروزدیدم گنجشک کوچولوپشت شیشه ی اتاقم یخ زده اون هیچ وقت نفهمید گنجشک توی اتاقم چوبی بود حکایت بعضی ازماهاست... خودمونونابود میکنیم واسه آدمای چوبی انی که نه مارا می بینند ونه صدامونو میشنون...


عشق واقعی گنجشک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گنجشک  
مثل گنجشکها دوست دارمت... مثل گنجشک هایی که میدانند پای کدام پنجره ای ، نزدیک کدام درخت...مثل گنجشک ها بغض میکنم وقتی پنجره را می بندیمیمانم پشت شیشه ، زیر برف و یخ میزنم از شب من گنجشکم مثل گنجشک ها دوست دارمت....دانه بریزی یا نریزی.


گنجشک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گنجشک و آتش  
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت پرسیدند چه می کنی ؟ پاسخ داد در این چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و… آن را روی آتش می ریزم گفتند حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما آن هنگام که خداوند می پرسد زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟ پاسخ میدم هر آنچه از من بر می آمد


گنجشک و آتش
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گنجشک و آتش  
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت پرسیدند چه می کنی ؟ پاسخ داد در این چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و… آن را روی آتش می ریزم گفتند حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما آن هنگام که خداوند می پرسد زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟ پاسخ میدم هر آنچه از من بر می آمد


گنجشک و آتش
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان کوتاه // خدا و گنجشک  
خدا و گنجشک و ...خدا گفت چیزی بگو گنجشک گفت خسته ام... خدا گفت از چه ؟ گنجشک گفت تنهایی، بی همدمی. ی تا به خاطرش بپری، بخوانی، او را داشته باشی. خدا گفت مگر مرا نداری ؟ گنجشک گفت گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند . خدا گفت آیا هرگز به ملکوتم نیامدی ؟ گنجشک سکوت کرد. بغض به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود. خدا گفت آیا همیشه در قلبت نبوده ام ؟ چنان از غیر پُرش کردی که جایی برایم نمانده. چنان کوچک که دیگر توان پذیرشم را نداری . هرگز


داستان کوتاه // خدا و گنجشک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان کوتاه // خدا و گنجشک  
خدا و گنجشک و ...خدا گفت چیزی بگو گنجشک گفت خسته ام... خدا گفت از چه ؟ گنجشک گفت تنهایی، بی همدمی. ی تا به خاطرش بپری، بخوانی، او را داشته باشی. خدا گفت مگر مرا نداری ؟ گنجشک گفت گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند . خدا گفت آیا هرگز به ملکوتم نیامدی ؟ گنجشک سکوت کرد. بغض به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود. خدا گفت آیا همیشه در قلبت نبوده ام ؟ چنان از غیر پُرش کردی که جایی برایم نمانده. چنان کوچک که دیگر توان پذیرشم را نداری . هرگز


داستان کوتاه // خدا و گنجشک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
داستان کوتاه // خدا و گنجشک  
خدا و گنجشک و ...خدا گفت چیزی بگو گنجشک گفت خسته ام... خدا گفت از چه ؟ گنجشک گفت تنهایی، بی همدمی. ی تا به خاطرش بپری، بخوانی، او را داشته باشی. خدا گفت مگر مرا نداری ؟ گنجشک گفت گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند . خدا گفت آیا هرگز به ملکوتم نیامدی ؟ گنجشک سکوت کرد. بغض به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود. خدا گفت آیا همیشه در قلبت نبوده ام ؟ چنان از غیر پُرش کردی که جایی برایم نمانده. چنان کوچک که دیگر توان پذیرشم را نداری . هرگز


داستان کوتاه // خدا و گنجشک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
جان  
در حالات گنجشک  هرگاه محلی از مردم خالی شود گنجشک ها هم از آن آبادی و محل می روند و هرگاه مردم برگردند گنجشک ها هم برمی گردند و گنجشک راه رفتن را نمی شناسد عوض راه رفتن جستن می کند و گنجشک بسیار جماع می کند و لذا عمر او کوتاه شده است چون غالباً از یکی دو سال بیشتر زندگی و عمر نمی کند.از افلاطون پرسیدند چه مقدار و کی مقاربت خوب است؟ گفت منی جان تو است؛ هر وقت می خواهی جان خود را خارج نما.


جان
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
وفای گنجشک  
دو تا گنجشک بودن یکی داخل اتاق یکی بیرون پشت شیشه گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت: من همیشه باهات میمونم....... قول میدم و گنجشک توی اتاق فقط نگاهش کرد........ گنجشک کوچولو گفت : من واقعأ عاشقتم اما گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد.... امروز دیدم گنجشک کوچولو پشت  شیشه اتاقم یخ زده اون هیچوقت نفهمید .............. گنجشک توی اتاقم چوبی بود حکایت بعضی ماهاست .......... خودمونو نابود میکنیم واسه آدمای چوبی انی که نه مارو میبینن......... نه صدامونو میشنوند.............. ﺍﺯ ﺯﻧﺪ


وفای گنجشک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
آتش و گنجشک  
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت پرسیدند چه می کنی ؟ پاسخ داد در این چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم گفتند حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟ پاسخ میدم هر آنچه از من بر می آمد    


آتش و گنجشک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گنجشک و دوست  
گنجشکی به آتش نزدیک میشد و برمیگشت پرسیدند چه میکنی؟ گفت دراین   چشمه هست و من نوکم را پرآب میکنم و روی آتش میریزم گفتند حجم آتش در مقایسه با آبی که می آوری بسیار زیاد است و این فایده ندارد گفت شاید نتوانم آتش خاموش کنم،اما هنگامیکه خداوند پرسد زمانیکه دوستت در آتش میسوخت چه کردی؟ پاسخ میدهم هر آنچه از من بر می آمد ‎


گنجشک و دوست
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مثل گنجشک ها...  
مثل گنجشک ها دوستت دارم،مثل گنجشک هایی که می دانند تو پای کدام پنجره ای، نزدیک کدام درخت............... مثل گنجشک ها بغض می کنم وقتی پنجره را می بندی و می مانم پشت شیشه.................زیر برف یخ می زنم از سرمای نبودنت... مثل گنجشک ها دوستت دارم، دانه بریزی یا نریزی.................


مثل گنجشک ها...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گنجشک...  
گنجشکی به اتش نزدیک میشد و بر میگشت پرسیدند چه میکنی؟ گفت در این چشمه هست و من نوکم را پر اب میکنم وروی اتش میریزم گفتند حجم اتش در مقایسه با آبی که می آوری بسیار زیاد است واین فایده ندارد گفت شاید نتوانم آتش را  خاموش کنم اما هنگامی که خداوند پرسید زمانیکه دوستت در اتش میسوخت چه کردی؟ پاسخ میدهم هر انچه از من بر می آمد انجام دادم .


گنجشک...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
صحبت گنجشک با رضا (ع)  
راوى سلیمان یکى از اصحاب رضا ع حضرت رضا ع در بیرون شهر، باغى داشتند. گاه‏گاهى براى استراحت به باغ مى‏رفتند. یک روز من نیز به همراه آقا رفته بودم. نزدیک ظهر، گنجشک کوچکى هراسان از شاخه درخت پرکشید و کنار نشست. نوک گنجشک، باز و بسته مى‏شد و صداهایى گنگ و نا مفهوم از گنجشک به گوش مى‏رسید. انگار با جیک جیک خود، چیزى مى‏گفت. علیه السلام حرکت د و رو به من فرمودند «ـ سلیمان ... این گنجشک در زیر سقف ایوان لانه دارد. یک مار سمى به جوجه‏هایش حمله کرده اس


صحبت گنجشک با رضا (ع)
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
این گنجشک ها ...  
    همهمه گنجشک ها که بالا بگیرد ... آوارگی از سر خواهم گرفت این گنجشک ها ، مقصدشان کوی توست ... غروب که برسد بالای قله خواهم ایستاد .     پ . ن اگر حیا دهدم فرصت سخن ، دارم ... هزار حرف زبانی به آن دهان تنها  من و دو چشم تر و خاک کربلا ایوای ... ز عافیت طلبان سیر این جهان تنها


این گنجشک ها ...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گنجشک و خدا  
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت ” می آید. من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد. ” و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند ، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود ” با من بگو از آنچه سنگینی توست ” گنجشک گفت ” لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی ی ام. تو همان را هم از من


گنجشک و خدا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
فقط در راه رضای خدا  
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت پرسیدند چه می کنی ؟ پاسخ داد در این چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و… آن را روی آتش می ریزم گفتند حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما آن هنگام که خداوند می پرسد زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟ پاسخ میدم هر آنچه از من بر می آمد  


فقط در راه رضای خدا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
امشب...  
    دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم با پرتو ماه ایم و چون سایه دیوار گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم دور از تو من سوخته در دامن شب ها چون شمع سحر یک مژه ن نتوانم فریاد ز بی مهریت ای گل که درین باغ چون غنچه پاییز شکفتن نتوانم ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم . . .          


امشب...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شکایت گنجشک به خدا  
روزهها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت می آید ، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست . فرشتگان چشم به لب هایش دوختند ، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود با من بگو از آنچه سنگینی توست . گنجشک گفت لانه کوچکی داشتم ، آرامگاه خستگی هایم بود و س ناه بی ی ام . تو همان را هم از من گرفتی . این


شکایت گنجشک به خدا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
فقط خدا می داند  
روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت فرشتگان سراغش را گرفتند و خدا هر بار با فرشتگان این گونه می گفت می آید من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگاه می دارد . و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست . فرشتگان چشم به لبهایش دوختند گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود با من بگو از ان چه سنگینی ی توست . گنجشک گفت لانه ی محقری داشتم . آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی ی ام تو همان را هم از من گرفتی این طوفان


فقط خدا می داند
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
گنجشک  
گنجشک با خدا قهر بودروزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میداردو سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود با من بگو از آن چه سنگینی توست.گنجشک گفت لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و س ناه بی ی ام.تو همان را


گنجشک
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نتوانم که دگر مهر نباشم به زمان...  
کاش میدانستی حرف من از سر اجبار و نه از رنجش توست...حرف من تنگی دل نیست تمام از ره خوشبختی توست..زین که مهرم نتواند شود ش خانه رویت نتوانم که کنم هر دم و هر ثانیه آواز به کویت...هر نفس کز دل رنجور  من آید رسن گردن توستقوت غالب که شود اشک و همان هم نتوانی خوردن...آن زمان مرگ من و لحظه ویرانی توستمن گناهم همه آن است که مهرم به در سایه خوشبختی اوست...ورنه هردم که نگاهی ز غم یار برآید جسدی بر در کاشانه توستنتوانم که دگر مهر نباشم به زمان...روح کز کف برود ج


نتوانم که دگر مهر نباشم به زمان...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 1.209 seconds
RSS