اخرین جستجو ها
طرز تهیه رب سیب جاری مسایل دوستان مسایل جاری نهندی یدورق مس برای معرق کاکولی ز له به بزرگی41 ریشتر شهر دهلران را لرزاند دلت اومد پارازیت سرطان بودن پارازیت هاشمی‌نسب مساوی نتیجه عادلانه‌ای بود قویترین طلسم بی قراری معشوق قالب دخترونه،قالب دخترونه خوشکل زیبا، قالب دخترونه فانتزی،قالب دخترونه عاشقانه،قالب دخترونه پسرونه ب شوهرم قاضی ارتباط کارش همکارهای آقای قاضی همکارهای دخترش سرعت یادگیری واقعا نتیجه‌بخش را ار واقعا سرعت یادگیری افزایش سرعت را ار واقعا نتیجه‌بخش دوچرخه با طرح لانه زنبوری خانم اونم حلال مریض باران پذیرش آوای باران حلال نیست بخوابم پولم پولم حلال پکیچ کنکوراسان است نام آوا در گویش اوز متن دعوتنامه برای حسینیه ماه محرم کد838 صادرات ایزوگام یه افغانستان و پا تان شعر بیست و نهم با تضمین شروع تمرینات تیم ملی بسکتبال با 18 بازیکن دعای مجرب برای فروش فوری ماشین به قیمت عالی فلسفه نعل اسب شرح‌ کارمندان‌مان بنویسیم؟ برای کارمندان‌مان مناسب برای برای کارمندان‌مان بنویسیم؟ خاطره عاشق شدن ته از نتیجه و عملکرد بازیکنانم راضی‌ام نانو تکنولوژی و کاربرد آن در عمران قسمت کار با انواع پاوربانک ها طرز کار با صفحه نمایش پکیج دیواری مرکوری 24 ft سنجاق پرستار اتومبیل لحظه کلید ماشین همین داخل ماشین دختر کوچکش سماور و جرم تکمیل ظرفیت دانشگله ازاد ارشد سال۹۴ پاو وینت زبان انگلیسی پایه هشتم محترم ناژین فراز فراز زنده شرکت ناژین جناب آقای محترم شهرستان محترم شهرستان لنجان فرماندار محترم شهرستان لوله بازکنی تخلیه چاه حفر چاه بلوار ابوذر رمان عشق فلفلی دیدن نخبگان روستای کلوان جاده چالوس پیمان آخال احتمال حبس 10 ساله نتانیاهو به اتهام فساد سوالات استعداد شغلی آزمون قضاوت رویای کانادا رفت به فاک روزه فاسد خوردن ثواب روزه فاسد ثواب دارد خانواده مرحوم خداوند بازماندگان عزیز تسلیت شریک بدانید برای بازماندگان عزیزمان خانواده محترم خانواده مرحوم ارسال نگارش 116 متوسطه و 39 پیش ی نگاهی به بخش ویلکیج شهر آبی بیگلو ما که میگیم بچه مسلمونیم علت کم شدن آب رادیاتور ماشین و نحوه حل آن ریختن روغن زیتون به رو ابلیمو تکلیف چپاروف در جلسه امروز مشخص می‌شود تصویر نویسی صفحه ۲۳کتا ب مهارتهای نوشتاری پایه هشتم انشا درمورد فیل وفنجان نحوه استفاده اپلیکاتور مرحله پروانه پیله کارورزی‌حسابداری عملیات مظلومیت کربلای عملیات کربلای کربلای چهار سوره بقره2 دکوراسیون به سبک بهترین طراحِ تاریخ هنر جهان جانباز شهید اکبر هدایتی به روایت احمدی مقدم ترک اردوی تیم ملی توسط عب ی موجه بوده است پر تکرار ترین صفت خداوند در قران دلیل ان آهنگ عید برای بزرگ ترها و درمان نگرانی نمایشگاه لوازم حریر پل شهرستان اصفهان طرز تهیه ریچال درامد مانتو فروشی جملاتی از صحیفه سجادیه تحقیق صفحه 48 کتاب درسی عربی سوم راهنمایی اکانت vip و vip2 چیست ؟ حتما مطالعه کنید نوحه دور منیم ای آرخا بلیم کارگاه اجرای زنده مدل نقاشی ﺯﺩﻧﺎﺵ ﺷﺪﻧﺎﺵ ﺑﻮﺩﻧﺎﺵ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﺷﺪﻧﺎﺵ روش باز شبکه سه سیما هنگام پخش فوتبال های خارجی بگذار روی موج غزل ها ببینمت امور بانوان گفتمان دینی با موضوع حجاب در سیمرغ برگزار شد آب‌های زیرزمینی مازندران سرطان‌زاست نیمه نیمه گمشدت نتیجه پرونده سعید طوسی مشاغل درآمد میزان بالایی پردرآمدترین پردرآمدترین مشاغل میزان درآمد کدام اند؟ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﺮﺩﻡ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻢ چیزهای عجیب سرداب عباس need for speed no limits اپاران طرح خام جواهر دوزی و خدا همین است کتابهای تئوری حسابداری طنز؛ چهارشنبه‌سوری خود را چگونه گذر د؟ صنایع دستی بروجرد سوغات ماندگار برای مسافران برنامه کلاسی دانشجویان اهپزشکی و مدیریت تلفیقی آفات مرکز آموزش جهاد کشاورزی اصفهان امسال کتاب عیدی دهیم احمد چینی متخصص اطفال نور من النور گروه صنایع شیرین عسل در نمایشگاه مواد غذایی دبی سوار مراسم بیله رمضان شب‌های بیله سوار دلگیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم… درس استعداد شغلی در آزمون قضاوت بیشتر سازمان مراسم the 89th annual academy awards لی مین هو ع های فرودگاه کشکول شاعری داستان هیجان انگیز شکار ستاره دنباله دار اردوغان اجازه تشکیل ت کُرد را نمی‌دهیم


هایم دانم یم

مکالمه  
می دانی که چیست؟ نمی دانم  می دانی که کیست؟ نمی دانم  می دانی چرا؟ نمی دانم  پس چه می دانی؟ نمی دانم  پس چیست آنکه هست و نمی دانيم؟ نمی دانم  راست میگویی؟ نمی دانم  دروغ میگویی؟ نمی دانم  چه هستی یا که هستی؟ نمی دانم  می شود یا که نه؟ نمی دانم  نمی دانی؟ نمی دانم  آرزو کن ... نمی دانم  مرگ را دوست داری؟ نمی دانم  خودت را؟ نمی دانم  می دانی دوست داشتن چیست؟ نمی دانم  پس چه می دانی؟ نمی دانم  تنها می دانم که نمی دانم.یا نمی توانم که بدانم و


مکالمه
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
می دانم اما...  
می دانم. بهتر از خودت می دانم. می دانم از گذشته تا اکنون ِ این زمین ِ زخم خورده. بهتر از تو می دانم که با من چه کردی. دیدم که هفت تیری که گفتی یک تیر دارد را با هفت تیر بر شقیقه ام گذاشتی. می دانم که یک تکان ِ ناشیانه مرا در دستان ات دود می کند و به هوا می فرستد. می بینم که نان به قيمت ِ جان می دهی. می دانم. می بینم. اما اگر فکر می کنی که اینگونه، ذره ای از شورمندی ام می کاهی، باید بگويم که کور خوانده ای.


می دانم اما...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مولانا- دیوان شمس- غزل 1435  
به گرد دل همی گردی چه خواهی کرد می‌دانم چه خواهی کرد دل را خون و رخ را زرد می‌دانم‌ یکی بازی برآوردی که رخت دل همه بردی چه خواهی بعد از این بازی دگر آورد می‌دانم به یک غمزه جگر خستی پس آتش اندر او بستی بخواهی پخت می‌بینم بخواهی خورد می‌دانم به حق اشک گرم من به حق آه سرد من که گرمم پرس چون بینی که گرم از سرد می‌دانم مرا دل سوزد و تو را دامن ولی فرق است که سوز از سوز و دود از دود و درد از درد می‌دانم به دل گويم که چون مردان صبوری کن دلم گوید نه مر


مولانا- دیوان شمس- غزل 1435
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
تو می آیی  
تو می آیـی... می دانم که می آیـی.... تو را ب من از لحن عجیب بغض هایــم خوب فهمیدم... تو را بی وقفه از بــاران پاک چشم هايم، سیر نوشیدم... تو می آیی ...می دانم که می آیی... و بر ابهام یک بودن ،نگین آبـی احساس می بندی... و از تکرار پوچ لحظه های سرد تنهایی مرا بر نبض شکفتن می نشانی... تو می آیی خوب می دانم... که پروانه نشانت را میان قاصدک ها دید... میان قاصدک هایی که از من تا بی نهایت دور میشد... تو می آیی و من را از نگاه سرد آیینه رها میکنی... تو می آیی میدانم ،خوب می


تو می آیی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دوسـتت دارم مرد من./  
  من ترا می فهمم . مرد بودنت را دوست دارم و پر غرور حفظش می کنم . می دانم غرور مردانه ات را  می دانم که بروز نمی دهی ، اما خواستار دوست داشته شدنی  می دانم نمی گویی اما ، باز هم خواستار احترام و تکريمی  می دانم دوست داشتن نهفته در غیرتت را  می دانم که مرا دوست داری اما ، با نگرشی متفاوت تر از من  می دانم معنی خلاصه شده ی دنیایت را ، در شادی من  می دانم سخت کار ت را به خاطر عشق به من  می دانم اوج احساس مرد بودنت را با برطرف احتیاج من  می دانم به شا


دوسـتت دارم مرد من./
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
فروغ  
دستهايم را در باغچه می کارم سبز خواهم شد می دانم می دانم می دانم و پرستو ها در گودی انگشتان جوهريم تخم خواهند گذاشت گوشواری به دو گوشم می آویزم از دو گیلاس سرخ همزاد و به ناخن هايم برگ گل کوکب می چسبانم کوچه ای هست که در آنجا پسرانی که به من عاشق بودند هنوز با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر به تبسم معصوم دخترکی می شند که یک شب او را باد با خود برد....


فروغ
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
فقط برای تو همسرم "مرد زندگیم"  
  من ترا می فهمم . مرد بودنت را دوست دارم و پر غرور حفظش می کنم . می دانم غرور مردانه ات را  می دانم که بروز نمی دهی ، اما خواستار دوست داشته شدنی  می دانم نمی گویی اما ، باز هم خواستار احترام و تکريمی  می دانم دوست داشتن نهفته در غیرتت را  می دانم که مرا دوست داری اما ، با نگرشی متفاوت تر از من  می دانم معنی خلاصه شده ی دنیایت را ، در شادی من  می دانم سخت کار ت را به خاطر عشق به من  می دانم اوج احساس مرد بودنت را با برطرف احتیاج من  می دانم به شا


فقط برای تو همسرم "مرد زندگیم"
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
به حضرت عابس  
سید حمید رضا برقعی یاحبیب الباکین به حضرت عابس یار سیدال که زیر باران سنگ «پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست» بود، تقديم شده است   هر که می‌داند بگوید، من نمی‌دانم چه شد مست بودم مست، پیراهن نمی‌دانم چه شد من فقط یادم می‌آید گفت وقت رفتن است دیگر از آنجا به بعد اصلاً نمی‌دانم چه شد روبه روی خود نمی‌دیدم به جز آغوش دوست در میان دشمنان، دشمن نمی‌دانم چه شد سنگ باران بود و من ی ر رجز بودم رجز ناله از من دور شد، شیون نمی‌دانم چه شد من نمی‌دا


به حضرت عابس
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
من چه دانم  
مولوی \- غزل شمارهٔ ۱۵۱۷مرا گویی که رایی من چه دانمچنین مجنون چرایی من چه دانممرا گویی بدین زاری که هستیبه عشقم چون برآیی من چه دانممنم در موج دریاهای عشقتمرا گویی کجایی من چه دانممرا گویی به قربانگاه جان‌هانمی‌ترسی که آیی من چه دانممرا گویی اگر کشته خ چه داری از خ من چه دانممرا گویی چه می جویی دگر توورای روشنایی من چه دانممرا گویی تو را با این قفس چیستاگر مرغ هوایی من چه دانممرا راه صو بود گم شدار آن ترک ختایی من چه دانمبلا را از خوشی نشناسم


من چه دانم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
مرد و احساسش  
به نام او چشم هايم باد کرده اند . خواب هايم حداکثر یک ساعت می شوند .نمی دانم چه شده است که حتی پوستم کم کم دارد میافتد و رنگ عوض می کند. لب هايم اما قفل شده اند و اخم هايم محکم .راستش خیلی مشتاقم که باز یک دل سیر گریه کنم علی الخصوص که این روزها باز هم رضا را دیده ام دارد مثل تو می شود . دارد وجودم را رنگ می دهد دارند میخنداند اما باور کن نمی خواهم . چند روز پیش خواستم نابودت کنم اما مگر لبخندت می گذاشت ؟ دوست داشتم بزنم و له و لورده کنم ع ت را اما باور


مرد و احساسش
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
میدانم که چیز دیگری است...  
  حالا دیگر چیزهایی را می دانم از بعضی چیزها سر در می آورم .. می دانم که آنچه زن ها را بیش و کم زیبا جلوه می دهد نه لباس و جامه است . نه بزک . نه سرخاب و سفیداب . نه زیورآلات ..می دانم که چیز دیگری است .. چه چیز نمی دانم. ولی می دانم همانی نیست که زن ها می پندارند …   مارگریت دوراس قطعه‌ای از کتاب عاشق


میدانم که چیز دیگری است...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
من تا به حال نویسنده نبوده‌ام ...  
تا به حال ژنو نرفته‌ام ... تا به حال پنیر سوئیسی نخورده‌ام ... من تا به حال هیچ آپارتمان کوچکی برای خودم نداشته‌ام ... که تازه پنجره‌اش هم رو به یک پارک کوچک باز شود ... من تا به حال فرزند نداشته‌ام... من هیچگاه 40سال عمر نکرده‌ام من نمی‌دانم 40 سال خارج از کشورم زندگی یعنی چه؟ ... اما نمی‌دانم چرا می‌دانم که وقتی یک مرد در آغوش زنش برای مرگ معشوقش گریه می‌کنه یعنی چه ... نمی‌دانم چرا ... اما می‌دانم که 40 سال ننوشتن و باز هم ماندن یعنی چه ... نمی‌دانم


من تا به حال نویسنده نبوده‌ام ...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
به کدامین راه گام بردارم؟  
نمی‌دانم زندگی سیاستی است برای بقاء و کمال از طرف پروردگار یا تنها راه بقاء، آموختن سیاست زندگیست و غیر آن زندگی میسر نیست...نمی‌دانم چرا زنده‌ام؟نمی‌دانم کدامین راه درست است؟ به کدامین گام بردارم؟پروردگارا، تردید وسوسه‌ای از طرف شیاطین است، می‌دانم. نمی‌دانم چرا ساده زیستن دیگر میسر نیست.پروردگارا، بهترین‌ها را برای بندگانت خواستارم.یاری‌ام کن....


به کدامین راه گام بردارم؟
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نمی دانم هایم را هدایت کن به مستقیم ترین صراط خودت...  
  بارالها...نمی دانم روحم اکنون در کدامین قطعه از الحمد تو گیر کرده...و نمی دانم که آیا نفسم به مالک یوم الدینــی تو ايمان دارد یا نه ، نمی دانم خدای من ...من نمی دانم که آیا ایاک نعبدهايم به ایاک نستعینــهای م می رسند یا نه...و نمی دانم تاکیدهای ایاک ایاک هايم ، آ به نعبد و نستعین ختم خواهند شد یا نهو نمی دانم که مرا در بحبوحه ی راه های پر پیچ و خم دنیا ، به صراط مستقيمـت هدایتم خواهی کرد یا نهزیبای من ...من نمی دانم این روزها پايم در رکاب الذین انعمت


نمی دانم هایم را هدایت کن به مستقیم ترین صراط خودت...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دوست داشتن..  
  نمی‌دانم دوست داشتن چیست اما می‌دانم که دلم می‌خواهد همیشه شاد باشی، لبخند بزنی .نمی‌دانم دوست داشتن چیست اما گاهی احساس می‌کنم که به حضورت احساس دلتنگی می‌کنم.نمی‌دانم دوست داشتن چیست اما می‌دانم که برای وجود تو، برای احساسات و عقاید تو، برای آن چه نزد تو محترم است، احترام قائلم.نمی‌دانم دوست داشتن چیست اما می‌دانم که اگر آرزویی هست، با تو خوب‌تر است، اگر سخنی هست، با تو دلنشین‌تر است، اگر دشواری‌ای هست، با تو آسان‌تر است، اگر


دوست داشتن..
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
هنوز هم ....  
هنوز هم عاشقانه‌هايم را عاشقانه برای تو می‌نویسم.. هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم.. هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است.. این روزها دیگر پشت پنجره می‌نشینم و به استقبال باران می‌روم. می‌دانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است.. می‌دانم یکی از همین روزها ی که نبض زندگی من است، ی که جز تو نیست بازمی‌گردد.. می‌دانم تمام می‌شود و ما رها می‌شويم؛ پس بگذار بخوانم اولین عشق من و آ ین عشق من تویی نرو، منو تنها نذار که سرنوش


هنوز هم ....
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
هنوز هم ....  
هنوز هم عاشقانه‌هايم را عاشقانه برای تو می‌نویسم.. هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم.. هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است.. این روزها دیگر پشت پنجره می‌نشینم و به استقبال باران می‌روم. می‌دانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است.. می‌دانم یکی از همین روزها ی که نبض زندگی من است، ی که جز تو نیست بازمی‌گردد.. می‌دانم تمام می‌شود و ما رها می‌شويم؛ پس بگذار بخوانم اولین عشق من و آ ین عشق من تویی نرو، منو تنها نذار که سرنوش


هنوز هم ....
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
آن قدر خوبی که ....  
بسم الله الرحمن الرحيم آن قدر بنده ی خوبی بوده ای که حتی با اب چهره ات، حتی با دروغ بستن به آیین ت، حتی با تحريم تو، حتی با نگفتن شان از تو، با این همه روز به روز شناخته تر می شوی برای آنها که به دنبال حقیقت اند. شما خود حقیقتی، بدون کم و کاست. و من همیشه دوست داشتم شما را ببینم، می دانم نمی گذاشتی اول سلام کنم، می دانم لبخند بر لب داشتی، می دانم غمهايم همه می رفتند وقتی شما را می دیدم، می دانم از بوی عطرتان مست می شدم، می دانم حتی وقتی از کنار شما


آن قدر خوبی که ....
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دلتنگی چه عنوانی می‌تواند داشته باشد؟  
فکر می‌کنم که وجودِ من، آن چه مرا پس از روشناییِ تو، بر من، ساخت، همین تو باشد؛ ذره ذره تو، مرا از آنچه بودم، گسست، و در آفرینشی که هر چه پیش از خود را نابود کرد، مرا، اینگونه که هستم، بود کرد؛ نمی‌توانم در برابر تو، به شدن ، حتا برایِ لحظه‌ای فکر کنم. من هر چه که هستم، هر آنچه که بودم، هر آنچه که در تمامِ پیش از تو را داشتنم شدم، اکنون، تنها تو هستم چیزی از تو، چیزی از برای تو، که بی‌تو، بی یک آن نگاهِ تو، وجودم، تمامِ هستی‌ام، نیست می‌شود، ب


دلتنگی چه عنوانی می‌تواند داشته باشد؟
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
سین هشتم "سنگ قبر محمود"  
خستـــه ام ازخـــــود گـــــریزانم نمی دانم چرا؟غم زده بر جسم بـــــی جانـــــم نمی دانم چرا؟باد،گویی ریشه ام را سست و بی جان کرده است همچـــــو برگـــــی دست طوفانم نمی دانم چرا؟روزگاری در ســـــرم ســــودای جنگل بود و ح کـــــ درختـــــی در بیابانـــــم نمی دانم چرا؟من که خـــــود دنیای باران بودم اینک اینچنینتشنه ی یکـــــ قـــــطره بارانم نمی دانم چرا؟سهم من از زندگـــــی جز درد و ناکامی نبودمـــــن دلیلش را نمـــــی دانم نمی دا


سین هشتم "سنگ قبر محمود"
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
تو ای ساغر هستی  
تو ای ساغر هستیبه کامم ننشستینه دانم که چه بودینه دانم که چه هستیدر بزم من ش ته ایدر کام او نشسته اینوشی تو بر سنگین دلانزهری به کام خستگانمن همان اشک سرد آسمانمنقش دردی به دیوار زمانمبی سرانجام و بی نام و نشانمچون غباری بجا از کاروانمچون غباری بجا از کاروانمتو ای ساغر هستیبه کامم ننشستینه دانم که چه بودینه دانم که چه هستیتو ای ساغر هستیبه کامم ننشستینه دانم که چه بودینه دانم که چه هستیتنهاترین تنها منمسرگشته و رسوا منمآه ای فلک ای آسمانتا


تو ای ساغر هستی
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
املا...  
شما را فهيم تر از آن می دانم که معنای تمام شدن یک فرصت را ندانید... شما را فهيم تر از آن می دانم که معنای تمام شدن یک فرصت را ندانید... شما را فهيم تر از آن می دانم که معنای تمام شدن یک فرصت را ندانید... شما را فهيم تر از آن می دانم که معنای تمام شدن یک فرصت را ندانید... شما را فهيم تر از آن می دانم که معنای تمام شدن یک فرصت را ندانید... شما را فهيم تر از آن می دانم که معنای تمام شدن یک فرصت را ندانید... شما را فهيم تر از آن می دانم که معنای تمام شدن یک فرصت ر


املا...
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
**اتاق**  
هر شب گوشه اتاق می نشینم و در افکار خود غوطه ور می شوم.... نمی دانم.... نمی دانم..... خدایا اگر تو نبودی که را داشتم؟ با که سخن می گفتم؟ ی بود چون تو مرا بفهمد؟ خدایا از تنهایی دلخور نیستم.... تنهایی وفادارترین دوست من است.... در تنهاهی هايم تو جریان داری...........


**اتاق**
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
دلم برایت تنگ است  
نوشته هايم را می دانم که ملتهب و تبدارندمی دانم که درد دارند که سرشار از تلخی و تاریکی و دنیایی هستند که پ ر شدندو تم انه با خواست من که به اراده ی تو که بی رحمانه خط زدی عشق کوچکمان را بد می نویسمدلم می خواهد از صبح بنویسم و باران و توامانا خودآگاه از شب می نویسم و باران و تو دلم برایت تنگ استو تو را نمی دانماما نه می دانم تو رفته ایدستان تو از همان روزها گرم شد و من هنوز هم سردمدلم تو را می خواهد با تمام کودکی هایت.....دلم برایت تنگ است....


دلم برایت تنگ است
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
نمی دانم  
   آرامم و دلتنگ... باران هم آمد اما نشست..دلتنگی لکه ای ثابت شده است بردلم که هیچ بارانی اثرش را پاک نخواهد کرد مگر اینکه... نمی دانم علفهای هرز از دل پاک و بی آلایش باغچه ی من چه می خواهند که اینگونه بی محابا هرزگی می کنندو پاکیه باران را بهانه می آورند... نمی دانم آرامم یا آشفته...غریبه ام در قربت دلم و حرفهایش... نمی دانم چرا وقتی به نوشتن می رسم سانسور گریبانگیرم می شود.. در میان آشوب ذهن، روزهايم را به شب وصله می زنم و شبهايم را به روز.... نمی دانم


نمی دانم
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
ریش خند  
زمانی تصور می خیلی بلدم. بعدتر فهمیدم چیزی نمی دانم و به دنبال ندانسته هايم بودم. الان فکر میکنم ندانسته های من زیادتر از حد تصورم بوده و قرار نیست چیزی مشخص شود و به نقطه ای برسم به نام آگاهی. این راه بی نهایت است و بی انتها. هیچی نمی دانم.


ریش خند
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
زمستان زیباست ...؟!!!  
در این سرمای استخوان سوزتو در آبروی خیابانچه مشقی می نویسی، نمی دانمبه چه چیز فکر می کنی را هم نمی دانمچه حالی داری را هم نمی دانم..از تمام عابرانِ این شهرچقدر به تو ارث خواهد رسید را هم نمی دانم..چه ی قرار است که امشبضامنِ کتک نخوردنت شود را هم نمی دانم..فقط می دانم کهاز آدامس و فالِ حافظانتظارِ مُعجزه نداری.. و می دانمتمام این شهر هم برایت کلاه و شال گردن ببافدهنوز سردت است وبر سر ِ راهِ تمام عابران هم کهترازو بکاری، باز هیچ نمی تواند حواس تو


زمستان زیباست ...؟!!!
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
شعر ایینی تقدیم به ساقی زخم خورده نینوا  
هر که می‌داند بگوید، من نمی‌دانم چه شد مست بودم مست، پیراهن نمی‌دانم چه شد من فقط یادم می‌آید گفت وقت رفتن است دیگر از آنجا به بعد اصلاً نمی‌دانم چه شد روبه روی خود نمی‌دیدم به جز آغوش دوست در میان دشمنان، دشمن نمی‌دانم چه شد سنگ باران بود و من ی ر رجز بودم رجز ناله از من دور شد، شیون نمی‌دانم چه شد من نمی‌دانم چه می‌گویید، شاید بر تنم از خج آب شد جوشن، نمی‌دانم چه شد مرده بودم، بانگ هل من ناصرش اعجاز کرد ناگهان برخواستم، مردن نمی‌دانم


شعر ایینی تقدیم به ساقی زخم خورده نینوا
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
به آنچه می دانید،عمل کنید  
آیت الله بهجت می فرمودند اگر به آنچه می دانید،عمل کنید،این نهایت عرفان است. من می دانم اول وقت،بسیار مورد تاکید بزرگان است. من می دانم داشتن یک بر نامه منزم برای خواب،لازمه ی موفقیت یک انسان است. من می دانم احترام به پدر و مادر از ویژگی های اصلی یک مسلمان است. من می دانم حجاب،میراث گرانقدر حضرت زهرا سلام الله علیها است. من می دانم ...  


به آنچه می دانید،عمل کنید
اطلاعات بیشتر ... درخواست حذف این مطلب
  
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید
تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد.
All rights reserved. © WEBLOG24.CLICK 2017 Run in 0.936 seconds
RSS