نشانم بده ماهی را درخشان که امید بر فرازد بر این جهان
نشانم بده گلی سرخ روی که عطرش آکنده گرداند هر زمان
همه جستجوی من در راه عشق رسیده به سلسله موی تو
زه روی زیبایت دمی آرامش بده چه زیباست کوی رو تو

 عطر می آید زه دور از پیچک و یاس
 دلش میگیرد بی تو این آقای بی حواس
 دلش تنگ رخت میشود هردم رخ بنما باز
 تا برایت از عشق و نوازش باز بزند ساز

در حریم رخت عطر آگینی یاس خاطرم را مینوازد باز  باز
من نگه میکنم به موی تو ، به سلسله خوش تراش ابروی تو
تو نگاهم میکنی با ناز و نیاز من از شگفتی خلقت تو دهانم باز باز
رخ بنما اثیرم کن تو باز کین اثارن ست ای سرو ناز

وقتی به روی ماهت مینگرم  در چشم دریا آرامشی موج میزند
 غریب است دیگر هیچ گاه دریا طوفانی نگردد
ماهی ها عشق بازی می کنند در نگاه خورشید تو
در چشمی به ابدیت در نگاهی به موسم یک موج
در شه مهتاب نقره ای نگاهت هردم می شود معنا
 در معانی زیبا با تراوت با شکوه با ترانه
من تورا می نشانم روی ابرها کنج آن ستاره
 تا باز در نگاهی عاشقانه با لطفی شاعرانه
بنوازی من مسکین عاشق پیشه درمانده را  زودتر پیشم بیا

ابر تشکیل شده و بارانش گرفته با ترنم های شاعرانه
از نگاهت بر آسمان برکت باز در ابر ها جاری شده
دامن خویش بگشا ماهی دریای آن دامان سبزم
من به سوی تو ره سپار هر سفر میگردم
 
در امید می سازم خانه ای را در تنها ترین زمین دنیا برای بوسیدنت
برای در آغوش کشیدنت، در لطافت در نسسیم دل انگیز گیسوی مشکینت
مشک میریزم به پایت عطر را با عشق بر تن یاس وجودت میکشم و میخوانم از تو
در امتداد جنگل سبز در سپیده دم صحر آنگاه که بین شب و روز اندکی فاصله است
در همان اندک لحظه ناب عاشقی رخ بنما به من
در امتداد ساحل آرزویم کن چن آرزوی من تویی

در پیچپیچ هر تار مویت ه است هزاران سر از زیبایی جهان
 به بلندای هرشب به زیبایی هر گل در آرامش غریب هرگل
شاپرک می نشیند بر روی رخت آن هنگام
که در کنارم  باز پهلو گرفتی همچو کشتی به ساحل
دل میخواند تورا از دیار عاشقان
باز میزنم صدا با من بیا با من بیا

در خانه ما پنجره هایش را با پیرهنت خواهیم زد
آن سقف تپش قلب و بوی اطلسی جاری خواهد بود
تنها فاصله میان یک بوسه عاشقانه است
من باز تو هستم تو من و قصه عشق تازه ترین اتفاق دنیاست
تقدیم به محبوبم ب.ر